رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۲۲

حافظ
در سنبلش آویختم از روی نیاز گفتم من سودازده را کار بساز
گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار در عیش خوش آویز نه در عمر دراز

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات در فضایی عاشقانه و عارفانه سروده شده‌اند که در آن شاعر، با لحنی التماس‌آمیز و نیازگونه، به جستجوی مرهمی برای دردهای درون خود است.

پاسخ محبوب در بیت دوم، دعوتی است به زیستن در لحظه و غنیمت شمردنِ حال. شاعر به ما می‌گوید که به جای پیچیده کردن زندگی و انتظار کشیدن‌های بی‌پایان برای آینده‌ای نامعلوم، باید از خوشی‌های کوچک و در دسترس بهره برد و عمر را به بطالت سپری نکرد.

معنی و تفسیر

در سنبلش آویختم از روی نیاز گفتم من سودازده را کار بساز

از سر ناچاری و نیاز به زلف‌های پرپیچ‌وخم و معطر او چنگ زدم و از او خواهش کردم که به این عاشقِ آشفته‌حال و بی‌قرار، عنایتی کند و گره از کار فرو بسته‌ام بگشاید.

نکته ادبی: سنبل استعاره از موهای مجعد و سیاه معشوق است. سودازده به معنای کسی است که در عشق دچار جنون و آشفتگی شده است.

گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار در عیش خوش آویز نه در عمر دراز

معشوق در پاسخ گفت: به جایِ گرفتار شدن در بندِ زلفِ من که نمادِ پیچیدگی‌ها و دردسرهای بی‌پایان است، به لبِ من که نمادِ شادی و لذتِ نقد است اکتفا کن. عمرِ خود را در حسرتِ رسیدن‌های دور و دراز هدر نده و در لحظه‌ی خوشی‌های نقد چنگ بزن.

نکته ادبی: تقابلِ لب به عنوان نمادِ نقد و لذت و زلف به عنوان نمادِ ابهام و پیچیدگی در اینجا بسیار برجسته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سنبل

به معنای موهای مجعد و سیاه معشوق به کار رفته است.

تضاد لب و زلف

لب نمادِ وصل و شادیِ نقد است و زلف نمادِ پیچیدگی و دوری.

کنایه آویختن

کنایه از تمنا و درخواست کردن یا پناه بردن به کسی است.