رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۱۵

حافظ
با می به کنار جوی می باید بود وز غصه کناره جوی می باید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است خندان لب و تازه روی می باید بود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

درونمایه اصلی این ابیات دعوت به غنیمت شمردن دم و بهره‌مندی از لحظات کوتاه عمر است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به ناپایداری زندگی، مخاطب را تشویق می‌کند تا به جای فرسودن خویش در بندِ غم و اندوهِ دنیوی، به آرامش و شادمانی روی آورد.

شاعر عمر انسان را به گل تشبیه می‌کند که فرصت شکوفایی‌اش اندک است. بنابراین، پیام نهایی این است که چون پایان این مسیر نامعلوم و کوتاه است، شایسته است که انسان با چهره‌ای گشاده و روحیه‌ای پرنشاط، بارِ سنگینِ غصه‌ها را از دوش بردارد و از فرصتِ کوتاه هستی لذت ببرد.

معنی و تفسیر

با می به کنار جوی می باید بود وز غصه کناره جوی می باید بود

باید در کنار جریانِ روانِ رودخانه، با نوشیدن باده، دمی آسود و از غم و غصه‌های روزگار دوری گزید و فاصله گرفت.

نکته ادبی: استفاده از جناسِ ناقص میان "کنار" (به معنای ساحل و کنارِ آب) و "کناره" (به معنای دوری و اجتناب) بر زیباییِ موسیقایی و معناییِ این بیت افزوده است.

این مدت عمر ما چو گل ده روز است خندان لب و تازه روی می باید بود

دوران عمر ما همانندِ عمرِ یک گل، بسیار کوتاه و ناپایدار است؛ پس سزاوار است که با چهره‌ای خندان و قلبی شاداب زندگی کنیم.

نکته ادبی: عبارت "ده روز" در متون کلاسیک کنایه از کوتاهی و ناپایداریِ مطلقِ عمر است و نباید به معنای عددی و شمارشیِ آن تفسیر شود.

آرایه‌های ادبی

جناس کنار و کناره

به کار بردن دو واژه با ریشه مشابه اما معانی متفاوت برای ایجاد موسیقی کلام.

تشبیه عمر ما چو گل

عمر کوتاه انسان به گل تشبیه شده است تا بر ناپایداری زندگی تأکید شود.

کنایه ده روز

کنایه از محدودیتِ زمانیِ زندگی و زودگذر بودنِ فرصت‌های حیات.