رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۸

حافظ
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات در ستایش زیبایی خیره‌کننده‌ی معشوق سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی ستایش‌آمیز، چهره‌ی محبوب را فراتر از خورشید می‌داند و با استفاده از تصاویر کلاسیکِ ادبی، هر جزء صورت او را سرچشمه‌ی کمال و زیبایی معرفی می‌کند.

درونمایه‌ی اصلی، به دام افتادن دلِ عاشق در گودیِ چانه‌ی معشوق است که شاعر با هنرمندی آن را به چاهی تعبیر کرده که با موهای معطر و سیاه پوشانده شده است؛ تصویری که نشان‌دهنده‌ی اسارت عاشق در زیبایی‌های ظاهری و در عین حال گیراییِ عمیق معشوق است.

معنی و تفسیر

ماهم که رخش روشنی خور بگرفت گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت

مصرع اول: ماه من (معشوق) چنان چهره‌ی درخشانی دارد که نور و روشناییِ خورشید در برابر آن ناچیز است. مصرع دوم: در پیرامون خط و موهای نورسته‌ی صورت او، گویی چشمه‌ای از آب حیات و گوارایی (کوثر) پدیدار گشته است.

نکته ادبی: واژه خور در اینجا به معنای خورشید به کار رفته است. کوثر نیز در ادبیات عرفانی و عاشقانه نماد پاکی، طراوت و حیات‌بخش بودنِ زیبایی معشوق است.

دلها همه در چاه زنخدان انداخت وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت

مصرع اول: او با عشوه و زیبایی، دل‌های مشتاقان را در گودیِ چانه‌اش (چاه زنخدان) گرفتار و زندانی کرد. مصرع دوم: و پس از آن، دهانه‌ی این چاهِ دل‌ربا را با موهای سیاه‌ و خوش‌بویی که به عنبر تشبیه شده، پوشاند و آراست.

نکته ادبی: زنخدان به معنای چانه است و چاه زنخدان استعاره از گودیِ چانه است. عنبر نیز نمادی سنتی برای توصیف سیاهیِ درخشان و بوی خوش مو در ادبیات کهن فارسی است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه روشنی خور بگرفت

شاعر با اغراقِ هنری، درخشش چهره معشوق را برتر از نور خورشید دانسته و آن را تحت‌الشعاع قرار داده است.

تلمیح چشمهٔ کوثر

اشاره به رودخانه‌ی بهشتی کوثر برای توصیف زلالی، پاکی و طراوتِ چهره معشوق.

استعاره چاه زنخدان

استعاره از گودیِ چانه‌ی معشوق که همچون چاهی، دل عاشق را در خود اسیر می‌کند.

تشبیه عنبر

تشبیه موهای سیاه و معطر به عنبر که دهانه‌ی چاه (گودی چانه) را پوشانده است.