قطعات

حافظ

قطعه شمارهٔ ۳۰

حافظ
گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل بر آب نقطهٔ شرمش مدار بایستی
ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش چرا تهی ز می خوشگوار بایستی
وگر سرای جهان را سر خرابی نیست اساس او به از این استوار بایستی
زمانه گر نه زر قلب داشتی کارش به دست آصف صاحب عیار بایستی
چو روزگار جز این یک عزیز بیش نداشت به عمر مهلتی از روزگار بایستی

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اشعار در قالب پرسش‌های تأمل‌برانگیز و با بهره‌گیری از ساختار شرطی، به نقد بی‌ثباتی جهان و ناسازگاری‌های روزگار می‌پردازد. شاعر در پیِ یافتنِ پاسخی برای نقص‌ها و کاستی‌های عالم است و با زبانی پرسش‌گر، به تضاد میان ارزش‌های انسانی و تقدیرِ ناپایدار اشاره می‌کند.

در نهایت، با دریغ و افسوس از فقدان فردی عزیز، این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که چرا روزگار در حفظ گوهرِ نایابِ هستی، چنین کوتاهی کرده و مهلتِ کافی به او نداده است.

معنی و تفسیر

گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل بر آب نقطهٔ شرمش مدار بایستی

اگر گدایی در اصل و ذاتِ خود دارای گوهرِ پاک و شریفی بود، باید نشانِ شرم و حیای او بر چهره‌اش نمایان می‌گشت تا همگان بر پاکی‌اش گواهی دهند.

نکته ادبی: واژه 'نقطه' در اینجا کنایه از خال یا نشانی بر چهره است که در عرفِ قدیم، نشانه حیا یا زیبایی دانسته می‌شد.

ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش چرا تهی ز می خوشگوار بایستی

اگر خورشید، این جامِ زرینِ آسمان، قصدِ طعنه و مسخره کردنِ تهی‌دستیِ ما را نداشت، چرا باید چنین پیاله‌ای از شرابِ گوارا و آرامش‌بخش خالی بماند؟

نکته ادبی: فسوس در اینجا به معنای ریشخند و طعنه زدن است.

وگر سرای جهان را سر خرابی نیست اساس او به از این استوار بایستی

اگر این سرایِ دنیا قصدِ فروپاشی و ویرانی ندارد و بنیادش بر فنا نیست، پس چرا پایه‌های آن تا این حد لرزان و ناپایدار بنا شده است؟

نکته ادبی: سر خرابی کنایه از اراده و تصمیم برای ویرانی است.

زمانه گر نه زر قلب داشتی کارش به دست آصف صاحب عیار بایستی

اگر کار و بارِ زمانه بر پایه تزویر و سکه‌های تقلبی نبود، باید این امور به دستِ انسانِ دانشمند و کاردانی همچون آصف (وزیرِ حضرت سلیمان) سپرده می‌شد.

نکته ادبی: آصف تلمیحی به وزیر سلیمان است که نمادِ خرد و کاردانی است. زر قلب به معنای سکه تقلبی است.

چو روزگار جز این یک عزیز بیش نداشت به عمر مهلتی از روزگار بایستی

از آنجایی که روزگار در میانِ مردم، تنها یک عزیز و گوهرِ یکتا داشت، شایسته بود که در حفظِ او کوشاتر باشد و مهلتِ بیشتری به عمرِ گران‌قدرش می‌داد.

نکته ادبی: استفاده از 'مهلت' برای درخواستِ عمرِ طولانی در برابرِ مرگِ زودرس.

آرایه‌های ادبی

تلمیح آصف صاحب عیار

اشاره به آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان که نمادِ خرد، دانایی و تشخیصِ سره از ناسره است.

استعاره زر قلب

استعاره از تزویر، دروغ و اموری که ظاهری فریبنده اما باطنی بی‌ارزش دارند.

پرسش انکاری کل ابیات

شاعر با استفاده از ساختار پرسشی در پایان هر بیت، منطقِ حاکم بر هستی را به چالش می‌کشد و نارضایتی خود را از وضعیتِ موجود ابراز می‌دارد.