قطعات

حافظ

قطعه شمارهٔ ۱۵

حافظ
بر سر بازار جانبازان منادی می زنند بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده ست رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید
جامه ای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید
هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم ور بود پوشیده و پنهان به دوزخ در روید
دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ برید

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل به سبکی کنایی و در قالب یک اعلامیه برای یافتن گم‌شده، به جست‌وجوی

دختر رز

یا همان شراب می‌پردازد. شاعر در فضایی رندانه، خوانندگان را به تکاپو برای یافتن این عنصرِ مستی‌بخش که نماد رهایی از قیدوبندهای عقلِ جزئی است، دعوت می‌کند.

فضای شعر، فضای شور و شیدایی است که در آن، شاعر با زبانی صریح و طنزآمیز، اشتیاق خویش را برای بازگشتِ این یارِ سرخ‌فام (شراب) ابراز می‌دارد و آن را گوهری می‌داند که حتی اگر در قعر دوزخ نیز باشد، ارزشِ جان‌دادن برای یافتن را دارد.

معنی و تفسیر

بر سر بازار جانبازان منادی می زنند بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید

در بازارِ عاشقانِ جان‌باخته، جارچی فریاد برآورده است؛ ای ساکنانِ کوی رندی و آزادگی، سخنِ او را بشنوید.

نکته ادبی: منادی به معنای کسی است که خبر یا موضوعی را با فریاد به اطلاع همگان می‌رساند. جانبازان در اینجا به معنای کسانی است که جان خود را در راهِ عشق فدا کرده‌اند.

دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده ست رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید

چند روزی است که شراب (دختر رز) از دست ما رفته است. او برای خود و به خواستِ خودش رفته است؛ بنابراین آگاه باشید و برای یافتنِ او برخیزید.

نکته ادبی: دختر رز استعاره‌ای درخشان برای شراب است (دخترِ تاک). هان و هان شبه‌جمله‌ای برای تأکید بر توجه و هوشیاری است.

جامه ای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید

او لباسی به رنگِ لعل (قرمزِ شراب) بر تن دارد و تاجی از حباب بر سر؛ او عقل و خرد را از سرِ آدمی می‌رباید، پس تا وقتی از شرِّ فریبندگیِ او در امان نیستید، آسوده نخوابید.

نکته ادبی: نیمتاجی از حباب اشاره‌ای است به کف و حباب‌هایی که هنگام ریختن شرابِ تازه بر سطح آن تشکیل می‌شود و ظاهری زیبا به آن می‌بخشد.

هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم ور بود پوشیده و پنهان به دوزخ در روید

هرکس آن شرابِ تلخ را برایم بیاورد، جانم را به عنوان پاداش به او می‌بخشم؛ حتی اگر آن شراب در ژرفای جهنم پنهان شده باشد، باید به دنبالش بروید.

نکته ادبی: تلخ در اینجا وصفِ ظاهریِ شراب است که در مقابلِ پاداشِ شیرینِ جان، قرار گرفته است. تناقض زیبایی میان تلخیِ شراب و ارزشِ والای آن وجود دارد.

دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ برید

او دختری است شب‌گرد، تندخو، تلخ‌مزاج، به رنگ گل و مست. اگر او را یافتید، به خانه حافظ هدایتش کنید.

نکته ادبی: گلرنگ صفتِ شراب به معنای سرخ‌فام است. این بیت نشان‌دهنده دعوتِ شاعر از مخاطب برای به اشتراک گذاشتنِ این مستی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دختر رز

شراب را به دختری تشبیه کرده که زاده‌ی تاک است.

جان‌بخشی (تشخیص) جامه ای دارد ز لعل

شراب را به موجودی زنده تشبیه کرده که جامه بر تن می‌کند و هویت انسانی دارد.

تضاد تلخم دهد حلوا

تضاد میان طعم تلخِ شراب و ارزشِ حلواگونه (شیرین و گران‌بها) که در ازای آن پرداخت می‌شود.