غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۶۳

حافظ
سلام الله ما کر اللیالی و جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و من علیها و دار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانم و ادعو بالتواتر و التوالی
به هر منزل که رو آرد خدا را نگه دارش به لطف لایزالی
منال ای دل که در زنجیر زلفش همه جمعیت است آشفته حالی
ز خطت صد جمال دیگر افزود که عمرت باد صد سال جلالی
تو می باید که باشی ور نه سهل است زیان مایه جاهی و مالی
بر آن نقاش قدرت آفرین باد که گرد مه کشد خط هلالی
فحبک راحتی فی کل حین و ذکرک مونسی فی کل حال
سویدای دل من تا قیامت مباد از شوق و سودای تو خالی
کجا یابم وصال چون تو شاهی من بدنام رند لاابالی
خدا داند که حافظ را غرض چیست و علم الله حسبی من سوالی

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل که تلفیقی از زبان فارسی و عربی است، فضایی عرفانی و عاشقانه دارد. شاعر با بیانی مشتاقانه و نیایش‌گونه، ضمن دعای خیر برای معشوق و دیار او، بر این نکته تأکید می‌ورزد که حضور یار و یاد او برترین ثروت است و رنجِ کشیده در راه عشق، عینِ کمال و جمعیت خاطر است.

در این ابیات، تضادهای لطیف میان فقر و غنا، و سرگشتگی و سامان‌یافتگیِ دل، به‌خوبی ترسیم شده است. حافظ با رویکردی فروتنانه، خود را در برابر شکوه معشوق، ناچیز می‌شمارد و تمامی هستی و هست‌وبود خود را به پیوند با او گره می‌زند.

معنی و تفسیر

سلام الله ما کر اللیالی و جاوبت المثانی و المثالی

درود خدا بر آن دیار باد تا زمانی که شب‌ها پی‌در‌پی می‌آیند و نوای موسیقی (سازهای زهی) بدان پاسخ می‌دهد.

نکته ادبی: آغاز به زبان عربی؛ 'المثانی و المثالی' به سازها و نواهای موسیقی اشاره دارد.

علی وادی الاراک و من علیها و دار باللوی فوق الرمال

درود و سلام بر وادی 'اراک' (سرزمین معشوق) و بر کسانی که در آن مکان هستند و در آن خانه‌ای بر فراز شن‌زارها دارند.

نکته ادبی: اشاره به جغرافیای نمادین در ادبیات کلاسیک؛ اللوی نام مکانی در صحراست.

دعاگوی غریبان جهانم و ادعو بالتواتر و التوالی

من دعاگوی همه غریبان و دورافتادگانِ این جهانم و پیوسته و مداوم برای آنان دعا می‌کنم.

نکته ادبی: تواتر و توالی به معنای پیاپی بودن و مداومت است.

به هر منزل که رو آرد خدا را نگه دارش به لطف لایزالی

به هر سرزمینی که معشوق قدم می‌گذارد، خدا را سوگند می‌دهم که او را به لطف بی‌پایانش حفظ کند.

نکته ادبی: لایزالی به معنای جاودانه و بی‌پایان است.

منال ای دل که در زنجیر زلفش همه جمعیت است آشفته حالی

ای دل، از سختی و رنج شکایت مکن؛ چراکه در بندِ زلف معشوق بودن، خود باعث تمرکز و جمع شدنِ حواسِ پریشان است.

نکته ادبی: جمعیتِ خاطر تضاد زیبایی با زنجیر و آشفتگی دارد.

ز خطت صد جمال دیگر افزود که عمرت باد صد سال جلالی

خطِ موی بر چهره‌ات، صد برابر بر زیبایی تو افزود؛ امیدوارم عمر تو صد سالِ پرشکوه باشد.

نکته ادبی: خط به موهای نرم و تازه روییده بر صورت معشوق گفته می‌شود.

تو می باید که باشی ور نه سهل است زیان مایه جاهی و مالی

مهم این است که تو باشی و حضور داشته باشی، وگرنه از دست رفتنِ دارایی و مقام، چندان مهم و جبران‌ناپذیر نیست.

نکته ادبی: مایه به معنای سرمایه و مال است.

بر آن نقاش قدرت آفرین باد که گرد مه کشد خط هلالی

درود و آفرین بر آن نقاشِ توانا (خالق هستی) که با ظرافت، خطی هلالی و زیبا (مانند ابرو یا خط عذار) بر گردِ چهره‌ی چون ماه تو کشید.

نکته ادبی: نقاش استعاره از خداوند است.

فحبک راحتی فی کل حین و ذکرک مونسی فی کل حال

عشق تو در هر لحظه مایه آرامش من و یاد تو در هر شرایطی همدم و مونس من است.

نکته ادبی: بخش عربی که بر عمقِ پیوند عاشقانه تأکید دارد.

سویدای دل من تا قیامت مباد از شوق و سودای تو خالی

سویدای دل من (نقطه سیاه و مرکز دل) تا روز قیامت نباید لحظه‌ای از اشتیاق و سودای تو خالی باشد.

نکته ادبی: سویدا به معنای قلبِ قلب یا مرکز عواطف است.

کجا یابم وصال چون تو شاهی من بدنام رند لاابالی

من که رندی بدنام و لاابالی هستم، کجا و چگونه می‌توانم به وصالِ پادشاهی چون تو دست یابم؟

نکته ادبی: رند لاابالی در ادبیات حافظ، کسی است که از قید ریا و تظاهر رهاست.

خدا داند که حافظ را غرض چیست و علم الله حسبی من سوالی

خدا می‌داند که هدف و خواسته حافظ چیست و خداوند برای پاسخ دادن به پرسش‌های من کفایت می‌کند.

نکته ادبی: تضمین به آیات یا عبارات عربی برای تأکید بر اخلاص در دعا.

آرایه‌های ادبی

ایهام جمعیت

هم به معنیِ پراکندگی و هم به معنیِ جمع بودن و تمرکز حواس؛ که با کلمه آشفته‌حالی تضاد معنایی دارد.

مراعات نظیر زنجیر و زلف

مناسبتِ معنایی بین اسارت و گیسوی معشوق.

استعاره نقاش

اشاره به خداوند که صورتِ معشوق را با ظرافت ترسیم کرده است.

تضاد جمعیت و آشفته‌حالی

ایجاد پارادوکس برای بیان اینکه در اسارت عشق، دل به کمال می‌رسد.