غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۵۰

حافظ
روزگاریست که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری
گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین عزت صاحب نظران می داری
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار دست در خون دل پرهنران می داری
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری
ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور چشم سری عجب از بی خبران می داری
چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ سر چرا بر من دلخسته گران می داری
گوهر جام جم از کان جهانی دگر است تو تمنا ز گل کوزه گران می داری
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی طمع مهر و وفا زین پسران می داری
کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت این طمع ها که تو از سیمبران می داری
گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی عاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ چه توقع ز جهان گذران می داری

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل با لحنی سرشار از گلایه و اشتیاق، گویای رابطه‌ای دشوار میان عاشق و معشوق است. شاعر در جایگاه دل‌باخته‌ای رنج‌دیده، از بی‌توجهی معشوق و دوری او شکایت می‌کند و با نگاهی عمیق، به تناقض‌های رفتاری محبوب می‌پردازد که در عین زیبایی و محبوبیت، با عاشقان خود با بی‌مهری رفتار می‌کند.

علاوه بر لایه‌ی عاطفی، شاعر گریزی به مباحث اخلاقی و اجتماعی می‌زند؛ او ریاکاری در لباس دین‌داری را تقبیح کرده و ناپایداری جهان را یادآور می‌شود. در نهایت، حافظ به خود و مخاطب هشدار می‌دهد که دل بستن به زیبارویان بی‌وفا یا جستجوی گوهر حقیقت در ظواهر دنیوی، راهی به خطا است و باید با تکیه بر تجربه، از ملامتِ بیهوده دست شست.

معنی و تفسیر

روزگاریست که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری

مدت‌هاست که ما را در انتظار و نگرانی نگاه داشته‌ای و با ارادتمندان مخلص خود، رفتاری متفاوت و دور از انتظار در پیش گرفته‌ای.

نکته ادبی: نگران در ادبیات کلاسیک به معنای چشم‌به‌راه و نگران‌کننده است و مخلصان به معنای یک‌دلان و ارادتمندان است.

گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین عزت صاحب نظران می داری

حتی یک نگاه محبت‌آمیز از سوی تو نصیب ما نشد؛ تو با کسانی که صاحب‌نظر و اهل بصیرت هستند، این‌گونه با بی‌احترامی رفتار می‌کنی.

نکته ادبی: صاحب‌نظران کنایه از عارفان و کسانی است که بینش درونی دارند.

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار دست در خون دل پرهنران می داری

بهتر است آن ساعدِ زیبای خود را بپوشانی، چرا که تو به جای نوازش، پیوسته در حال ریختن خونِ دلِ هنرمندان و عاشقان پاک‌باخته هستی.

نکته ادبی: پر‌هنران در اینجا به معنای صاحبان کمال و ذوق است که به دلیل عشق، رنج می‌برند.

نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری

از شدتِ ستم و غمِ تو، نه گلی در باغ شاداب می‌ماند و نه بلبلی؛ تو چنان اندوهی بر همه تحمیل کرده‌ای که همگان از غصه، جامه بر تن می‌درند.

نکته ادبی: جامه دریدن کنایه از نهایتِ غم و اندوهِ سوگواران است.

ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور چشم سری عجب از بی خبران می داری

ای کسی که در زیرِ جامه ریاکارانه و پرزرق‌وبرقِ خود، ادعای یافتنِ حقیقت و حضورِ معنوی داری؛ از افراد ناآگاه و بی‌خبر، انتظارِ درکِ اسرارِ پنهان داشتن، بسیار عجیب است.

نکته ادبی: دلق ملمع نماد تظاهر به زهد و عرفان در لباس ظاهری است.

چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ سر چرا بر من دلخسته گران می داری

ای که مایه زیبایی و چشم‌روشنیِ دنیای ما هستی، چرا با من که دل‌خسته و رنجورم، این‌چنین سرد و سنگین رفتار می‌کنی؟

نکته ادبی: نرگس در شعر فارسی نماد چشم است و بارِ استعاری زیبایی و سستی دارد.

گوهر جام جم از کان جهانی دگر است تو تمنا ز گل کوزه گران می داری

ارزشِ حقیقیِ عشق و عرفان (جام جم) متعلق به جهانی دیگر و مرتبه‌ای والاتر است؛ تو بیهوده در پی یافتن آن در میانِ کوزه‌گران (افراد پست و اهل دنیا) هستی.

نکته ادبی: جام جم نماد معرفت و جهان‌بینی الهی است که با عقلِ مادی درک نمی‌شود.

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی طمع مهر و وفا زین پسران می داری

ای دل، تو که این‌همه تجربه اندوخته‌ای، دیگر چرا از این جوانانِ بی‌تجربه و ناپخته، انتظارِ مهر و وفا داری؟

نکته ادبی: پدر تجربه استعاره‌ای برای عقل و خردِ حاصل از سالیانِ زندگی است.

کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت این طمع ها که تو از سیمبران می داری

برای رسیدن به دلِ این زیبارویان، باید کیسه سیم و زر خود را کاملاً خالی کنی؛ چرا که محبتِ آن‌ها خریدی است و نه قلبی.

نکته ادبی: سیمبران به معنای کسانی است که پوستی سفید و لطیف چون نقره دارند.

گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی عاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری

اگرچه بدنامی و بی‌خبری، گناه و خطای ماست، اما عاشقی وارسته به من گفت که تو خود عامل و مسبب این حالِ ما هستی.

نکته ادبی: رندی و خرابی اصطلاحی عرفانی برای اشاره به بی‌اعتنایی به آدابِ متشرعان و غرق شدن در دریای عشق است.

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ چه توقع ز جهان گذران می داری

حافظ، دورانِ سلامت و آسایش خود را با ملامت و اندوهِ بیهوده سپری نکن؛ چرا که از این دنیای ناپایدار و زودگذر، هیچ انتظاری نمی‌توان داشت.

نکته ادبی: جهان گذران اشاره به ناپایداری و فانی بودن دنیا دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس باغ نظر

تشبیه چشمِ محبوب به گل نرگس برای نشان دادن زیبایی و جلوه‌گری.

کنایه جامه دران

اشاره به نهایتِ درد و اندوه که منجر به پاره کردن لباس می‌شود.

تلمیح جام جم

اشاره به جامِ افسانه‌ای جمشید که تمام جهان را در آن می‌دیدند، نماد بینش و حقیقت.

تناقض (پارادوکس) دلق ملمع

تضاد میان ظاهرِ آراسته (دلق ملمع) و باطنِ خالی از حقیقت که نشان‌دهنده ریاکاری است.