غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۴۹

حافظ
ای که مهجوری عشاق روا می داری عاشقان را ز بر خویش جدا می داری
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا می داری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا می داری
ساغر ما که حریفان دگر می نوشند ما تحمل نکنیم ار تو روا می داری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که می نالی و فریاد چرا می داری
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا می داری

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، مجموعه‌ای از شکوهِ عاشقانه و پندهای حکیمانه است که با زبانی فاخر و استوار بیان شده است. شاعر در آغاز، از دوری و بی‌مهریِ محبوب گله‌مند است و خواستارِ التفاتِ اوست؛ اما در ادامه، لحنی تند و حماسی به خود می‌گیرد تا مزاحمانِ ناچیز را از حریمِ کوی یار دور کند.

در پایانِ غزل، شاعر با چرخشی به درون، خود را خطاب قرار می‌دهد و تأکید می‌کند که رسیدن به وصال و بهره‌مندی از پاداشِ یار، تنها در گروِ سعی و خدمتِ صادقانه است و نباید بدونِ تلاش، چشم‌داشتِ بیهوده داشت.

معنی و تفسیر

ای که مهجوری عشاق روا می داری عاشقان را ز بر خویش جدا می داری

چرا فکر می‌کنی که تنها گذاشتن و دور نگه‌داشتنِ عاشقانِ دل‌بسته کارِ درستی است؟ تو چرا عاشقانِ واقعیِ خود را از حضور در کنارت محروم کرده‌ای؟

نکته ادبی: مهجوری به معنای هجران و دوری است و در اینجا اشاره به دوری گزیدنِ محبوب دارد.

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا می داری

ای محبوب، حال که خود امید به رحمت و عنایتِ خداوند داری، دستِ تشنه‌کامانی که در بیابانِ زندگی سرگردان‌اند را بگیر و با جرعه‌ای از زلالِ لطف، سیرابشان کن.

نکته ادبی: بادیه در اینجا استعاره از مسیرِ پرمشقتِ زندگی یا سلوکِ عاشقانه است.

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا می داری

ای محبوب، تو دلم را ربودی و من آن را بر تو حلال کردم؛ اما تقاضایی دارم که از آن دل، بهتر از آن رفتاری که با خودِ من داری، مراقبت کنی.

نکته ادبی: بحل کردن به معنای بخشیدن و حلال دانستن است.

ساغر ما که حریفان دگر می نوشند ما تحمل نکنیم ار تو روا می داری

ساغر و شرابی که سهمِ ماست و دیگران (رقیبان) دارند از آن می‌نوشند، اگر تو هم اجازه آن را بدهی، ما هرگز این بی‌عدالتی و تجاوز به حقمان را تحمل نخواهیم کرد.

نکته ادبی: ساغر استعاره از نصیب و بهره‌ی عاشق از وصال محبوب است.

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری

ای کسی که در حد و اندازه عشقِ بزرگ نیستی (همچون مگس)، این جایگاهِ والایِ محبوب (سیمرغ)، جولانگاهِ تو نیست؛ با این تلاشِ بیهوده، تنها آبروی خود را می‌بری و مایه زحمتِ ما می‌شوی.

نکته ادبی: سیمرغ نمادِ مقامِ بلند و دست‌نیافتنی برای افرادِ نااهل است.

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که می نالی و فریاد چرا می داری

تو به خاطرِ کوتاهی و خطای خودت از این درگاه رانده شدی؛ پس دیگر از که شکایت می‌کنی و چرا بیهوده داد و فریاد به راه انداخته‌ای؟

نکته ادبی: تقصیر در اینجا به معنای کوتاهی در عمل و قصور است.

حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا می داری

ای حافظ، مردم از پادشاهان و بزرگان، به واسطه خدمت و وفاداری، مقام و پاداش می‌طلبند؛ تو که سعی و تلاشی نکردی، چرا امیدِ دریافتِ عطا و بخشش داری؟

نکته ادبی: پایه به معنای مقام و رتبه است که در اینجا اشاره به جایگاهِ قربِ محبوب دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سیمرغ

اشاره به محبوبِ دست‌نیافتنی و بزرگ که مقامش بالاتر از آن است که هر کسی به حریم آن راه یابد.

تضاد مگس و سیمرغ

تقابل میانِ وجودِ حقیرِ رقیب (مگس) و مقامِ والای محبوب (سیمرغ) برای تأکید بر دوریِ رقیب از محبوب.

کنایه عرض خود می بری

کنایه از آبروی خود را بردن و باعثِ خواریِ خود شدن.

تشبیه تشنه بادیه

تشبیه عاشقانِ نیازمندِ وصال به مسافرِ تشنه‌ای که در بیابانِ خشک به دنبالِ آب است.