غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۴۰

حافظ
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می پرسی در او همت چه می بندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل در فضایی عرفانی و اخلاقی سروده شده است که شاعر در آن ضمن بیان اشتیاق درونی خود، راه رسیدن به کمال و مقصود را در مناجات شبانه و خرسندی و قناعت می‌بیند. حافظ در این اثر، مخاطب را از دل‌بستگی به جهان ناپایدار و قدرت‌های فریبنده برحذر می‌دارد و برتریِ مقامِ قناعت و بی‌پیرایگی را بر جاه‌طلبیِ بیهوده یادآور می‌شود.

پیام اصلی شاعر دعوت به آزادگی و پرهیز از خواری در برابر دنیای فانی است. او با زبانی تذکّرآمیز به انسان هشدار می‌دهد که ذاتِ این جهان، بی‌وفا و فاقد شفقت است و شایسته نیست که طبع بلند و انسانیِ خود را خرجِ امور پست و بی‌ارزش کند. در پایان نیز، حافظ با تکیه بر جایگاه کلام و هنر خود، پیوند میان زیبایی و ادبیات را با زیبایی‌های عالم عینی به تصویر می‌کشد.

معنی و تفسیر

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

هنگام سحر، از سرِ اشتیاق با باد درد دل می‌کردم؛ ناگاه الهامی به من رسید که بر لطف و کرم خداوند تکیه کن و امیدوار باش.

نکته ادبی: آرزومندی به معنای طلب و اشتیاق است و واثق شدن به معنای اعتماد و اطمینان یافتن است.

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

دعا کردن در صبحگاه و ناله‌های شبانه، کلید رسیدن به گنج مقصود است؛ پس در این مسیر حرکت کن تا به وصال یار برسی.

نکته ادبی: در اینجا دعا و آه به عنوان وسیله‌ای (کلید) برای گشودن گنجینه عرفانی توصیف شده است.

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

قلم توانایی آن را ندارد که راز عشق را بازگو کند، چرا که توصیف این حجم از اشتیاق، فراتر از حد و مرزِ نوشتن و گفتن است.

نکته ادبی: تقریر به معنای بیان کردن و شرح دادن است و در اینجا استعاره از ناتوانی زبان در برابر عظمت معنای عشق است.

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

ای کسی که همچون یوسفِ مصر، به دلیل سلطنت و قدرت مغرور شده‌ای، به یاد پدر خود باش و بیندیش که مهر و محبتِ فرزندی چه شد؟

نکته ادبی: اشاره به داستان یوسف و یعقوب (ع) و کنایه از غفلت ناشی از قدرت و فراموشیِ پیوندهای عاطفی و اصل و نسب.

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می پرسی در او همت چه می بندی

این جهان پیر و فریبنده، ذاتاً فاقد شفقت و مهربانی است؛ پس چرا در پیِ مهر و وفای او می‌گردی و چرا بلندپروازی خود را به او گره می‌زنی؟

نکته ادبی: جهان پیر رعنا (تشخیص)؛ جهان به پیرزنی حیله‌گر تشبیه شده که رحم و مروت ندارد.

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

تو که همچون پرنده همایِ باشکوهی، چرا به دنبال استخوان (امور پست) هستی؟ افسوس بر آن طبع بلند و همت والایی که نثار افراد بی‌ارزش می‌کنی.

نکته ادبی: هما نماد عظمت و بزرگی است و استخوان استعاره از مطامع دنیوی و پست است.

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

اگر در این بازارِ دنیا سودی وجود داشته باشد، نصیبِ آن درویشِ قناعت‌ پیشه می‌شود؛ خدایا مرا به مقام درویشی و خرسندی مفتخر گردان.

نکته ادبی: درویشی در اینجا به معنای فقرِ مادی نیست، بلکه به معنای بی‌نیازیِ روحی و قناعت است.

به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

زیبارویانِ کشمیری و ترک‌های سمرقندی، با اشعار حافظِ شیرازی رقص و پایکوبی می‌کنند و به آن افتخار می‌ورزند.

نکته ادبی: اشاره‌ای اغراق‌آمیز به گستردگی شهرت و تاثیر کلام شاعر در میان مردمان نقاط مختلف.

آرایه‌های ادبی

تشخیص جهان پیر رعنا

نسبت دادن ویژگی‌های انسانی (پیری و رعنایی/حیله‌گری) به جهان که پدیده‌ای انتزاعی است.

تلمیح یوسف مصری

اشاره به داستان یوسف پیامبر و دوری او از پدر و غرور ناشی از قدرت.

استعاره کلید گنج مقصود

دعا و آه به کلید تشبیه شده‌اند که دسترسی به هدف را ممکن می‌سازند.

نماد هما و استخوان

هما نماد روح بلند و جایگاه رفیع است و استخوان نماد امور پست و مادی دنیوی.