غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۱۷

حافظ
عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیده ست از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه ورد سحرگاه

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، بیانگر احوالات پرشور عاشقانه است که در آن شاعر با زبانی رندانه و بی‌پروایانه، شادیِ وصال و رنجِ فراق را در هم می‌آمیزد. روح کلی حاکم بر این اثر، تقابل میان شیوه زندگی آزادانه و عاشقانه با ریاکاری‌های دین‌داران ظاهربین است که حافظ با مهارت تمام آن را به تصویر کشیده است.

در این ابیات، حافظ ابتدا با ستایش لحظات خوش، خواننده را به فضای شادمانی می‌برد و سپس با گذر از انتقادات اجتماعی، به عمق درد جانکاه دوری از یار می‌رسد؛ جایی که شوق وصال، تمام تکالیف ظاهری را از یاد عاشق می‌برد و او را به سکوت و حیرت وا می‌دارد.

معنی و تفسیر

عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله

شادی و خوشی من به دلیل بهره‌مندی از لب‌های سرخ و دل‌خواه محبوب، همواره برقرار است و سپاس خدای را که همه کارها بر طبق میل و خواست من پیش می‌رود.

نکته ادبی: لعل در اینجا استعاره از لب سرخ است و مدام به معنی همیشگی و پیوسته.

ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ای بخت و اقبال ناسازگار، محبوب را در آغوشم قرار ده تا بتوانم گاهی شراب ناب بنوشم و گاهی از لب‌های محبوب بهره‌مند شوم.

نکته ادبی: سرکش به معنی نافرمان و گستاخ است و به بر کشیدن کنایه از در آغوش گرفتن است.

ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه

پیران نادان و شیوخ گمراه، مرا به دلیل منش رندی و آزادی‌خواهی‌ام، بر سر زبان‌ها انداخته و به عنوان داستانی برای مردم نقل می‌کنند.

نکته ادبی: رندی در فرهنگ حافظی به معنی بی‌اعتنایی به آداب ظاهری و وارستگی است و افسانه کردن به معنی شهره کردن به حرف است.

از دست زاهد کردیم توبه و از فعل عابد استغفرالله

من از دست تظاهر و زهدِ ریاکارانه زاهد، توبه کرده‌ام و از اعمال خشک و بی‌روحِ عابد، به درگاه خدا استغفار می‌کنم.

نکته ادبی: استغفرالله در اینجا به جای طلب بخشش واقعی، برای نکوهش فعل عابد به کار رفته که با طنز رندانه همراه است.

جانا چه گویم شرح فراقت چشمی و صد نم جانی و صد آه

ای محبوب، چگونه می‌توانم ماجرای دوری تو را شرح دهم؟ در وجود من چشمی است که صدها اشک از آن می‌بارد و جانی که صدها آه از آن بر می‌خیزد.

نکته ادبی: نم استعاره از اشک است و تضاد چشمِ گریان و جانِ نالان، شدت غم را نشان می‌دهد.

کافر مبیناد این غم که دیده ست از قامتت سرو از عارضت ماه

امیدوارم هیچ کافری این رنجی که من به خاطر قامتِ بلندت که به سرو می‌ماند و چهره‌ات که چون ماه می‌درخشد دیده‌ام، نبیند.

نکته ادبی: عارض به معنی چهره است و استفاده از مبالغه برای بیان شدت غم است.

شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه ورد سحرگاه

شوقِ رسیدن به لب‌های تو، چنان در دل حافظ نفوذ کرده که درس‌های شبانه و دعاهای سحرگاهی او را از خاطرش برده است.

نکته ادبی: ورد به معنی ذکر و دعای صبحگاهی است و اشاره به تخلص شاعر دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه قامتت سرو / عارضت ماه

تشبیه قامت به درخت سرو و چهره به ماه برای توصیف زیبایی محبوب.

کنایه لعل

اشاره کنایی به لب‌های سرخ و ارزشمند محبوب.

ایهام رندی

اشاره به شیوه زندگی آزادانه و وارسته که در نگاه زاهدان منفی و در نگاه حافظ مثبت است.

تضاد زاهد و عابد در برابر عاشق

تقابل میان ظاهر‌پرستی دین‌داران با حقیقتِ عاشقانه‌ی حافظ.