غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۸۱

حافظ
گر چه ما بندگان پادشهیم پادشاهان ملک صبحگهیم
گنج در آستین و کیسه تهی جام گیتی نما و خاک رهیم
هوشیار حضور و مست غرور بحر توحید و غرقه گنهیم
شاهد بخت چون کرشمه کند ماش آیینه رخ چو مهیم
شاه بیدار بخت را هر شب ما نگهبان افسر و کلهیم
گو غنیمت شمار صحبت ما که تو در خواب و ما به دیده گهیم
شاه منصور واقف است که ما روی همت به هر کجا که نهیم
دشمنان را ز خون کفن سازیم دوستان را قبای فتح دهیم
رنگ تزویر پیش ما نبود شیر سرخیم و افعی سیهیم
وام حافظ بگو که بازدهند کرده ای اعتراف و ما گوهیم

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، بیانی بلند از تضادِ میانِ ظاهر و باطنِ عارف و شاعر است؛ شاعری که در عینِ فروتنیِ ظاهری، به غنایِ بی‌کرانِ معنوی و قدرتِ کلامِ خویش آگاه است. او خود را به عنوان نگهبانِ حقیقت و کسی که به اسرارِ عالم دسترسی دارد معرفی می‌کند و با لحنی مقتدرانه، از جایگاهِ رفیعِ معرفت بر ناآگاهیِ دیگران خرده می‌گیرد.

در این اثر، شاعر از یک‌سو به زوالِ امور مادی و از سوی دیگر به جاودانگیِ مفاهیمِ معنوی اشاره دارد. او با بهره‌گیری از نمادهایِ حماسی و عارفانه، خود را در موقعیتی فراتر از مراتبِ دنیوی می‌بیند و با صراحتِ لهجه، بر تزویرناپذیری و شجاعتِ خویش تأکید می‌ورزد.

معنی و تفسیر

گر چه ما بندگان پادشهیم پادشاهان ملک صبحگهیم

اگرچه در ظاهر بنده و فرمانبردارِ پادشاهیم، اما در قلمرو معنوی و در درکِ حقایقِ روشن، ما خود پادشاهیم.

نکته ادبی: صبحگه در اینجا کنایه از وقت سحر و زمانِ اشراق و روشناییِ قلبی است.

گنج در آستین و کیسه تهی جام گیتی نما و خاک رهیم

در عینِ آنکه از نظر مادی تهیدستیم، در درون گنج‌های گران‌بهای معنوی داریم و با وجودِ بصیرت و آگاهیِ عمیق از جهان، همچون خاکِ راه فروتنیم.

نکته ادبی: جام گیتی‌نما استعاره از آگاهیِ قلبی و بصیرتِ عارفانه است که اسرارِ جهان را هویدا می‌کند.

هوشیار حضور و مست غرور بحر توحید و غرقه گنهیم

ما همزمان از حضورِ خداوند آگاهیم و هم اسیرِ غرور و هویِ نفس؛ همچون دریایی از یکتاپرستی هستیم که با این وجود در دریای گناه غرق شده‌ایم.

نکته ادبی: بحر توحید استعاره‌ای است برای اشاره به اقیانوسِ گسترده‌ی اعتقاد به یگانگیِ خداوند.

شاهد بخت چون کرشمه کند ماش آیینه رخ چو مهیم

هنگامی که بخت و اقبال به ما روی می‌آورد و جلوه‌گری می‌کند، ما همچون آینه‌ای روشن، چهره‌ی تابانِ او را بازتاب می‌دهیم.

نکته ادبی: شاهد بخت نوعی شخصیت‌بخشی به مفهومِ بخت و اقبال است که به زیبایی جلوه‌گری می‌کند.

شاه بیدار بخت را هر شب ما نگهبان افسر و کلهیم

ما هر شب، نگهبانِ قدرت و عزتِ پادشاهِ هوشیار و خوش‌بخت هستیم.

نکته ادبی: افسر و کلاه نمادهایی از قدرت، حکومت و اقتدار سیاسی هستند.

گو غنیمت شمار صحبت ما که تو در خواب و ما به دیده گهیم

به آن پادشاه بگو که هم‌نشینی با ما را غنیمت بشمارد، زیرا تو در خوابِ غفلتی و ما در مقامِ بیداری و بصیرت ایستاده‌ایم.

نکته ادبی: دیده گه یا دیده گهیم به معنای جایگاهِ بیداری و دیده‌بانی است.

شاه منصور واقف است که ما روی همت به هر کجا که نهیم

شاه منصور به خوبی می‌داند که ما هرگاه عزمِ کاری کنیم و توجهِ خود را به چیزی معطوف نماییم، در آن موفق خواهیم بود.

نکته ادبی: روی همت نهادن کنایه از تصمیمِ قاطع و توجهِ قلبی برای انجامِ کاری است.

دشمنان را ز خون کفن سازیم دوستان را قبای فتح دهیم

ما در برابرِ دشمنان چنان سخت‌گیر و قاطعیم که آنان را نابود می‌کنیم، اما به دوستان، لباسِ پیروزی و کامیابی می‌بخشیم.

نکته ادبی: قبای فتح استعاره از پیروزی و افتخاری است که به دوستان هدیه می‌شود.

رنگ تزویر پیش ما نبود شیر سرخیم و افعی سیهیم

در وجودِ ما هیچ رنگ و بویی از ریا و دورویی نیست؛ ما در شجاعت همچون شیرِ سرخ و در هنگامِ مقابله با دشمن همچون ماری سیاه، هولناک و زهراگین هستیم.

نکته ادبی: شیر و افعی دو نماد برای نشان دادنِ دو سویه‌ی قدرتِ شاعر هستند: شجاعتِ آشکار و خطرِ پنهان.

وام حافظ بگو که بازدهند کرده ای اعتراف و ما گوهیم

به آنان بگو که وام و حقی را که بر گردن دارند به حافظ بازگردانند؛ تو خود به این حقیقت اعتراف کرده‌ای و ما گواه و شاهدِ این ماجرا هستیم.

نکته ادبی: گوهیم مخففِ گواهیم است که در زبانِ کهن رایج بوده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) گنج در آستین و کیسه تهی

قرار گرفتنِ داراییِ معنوی (گنج) در برابرِ نداریِ مادی (کیسه تهی).

تضاد (طباق) هوشیار حضور و مست غرور

تضاد میان آگاهیِ قلبی و غفلتِ برخاسته از غرور.

تشبیه شاهد بخت

بخت به یک شاهدِ زیبا‌رو تشبیه شده است که کرشمه می‌کند.

استعاره جام گیتی‌نما

اشاره به جام جمشید که سمبلِ بصیرت و آگاهی بر اسرارِ عالم است.