غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۷۴

حافظ
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
سخندانی و خوشخوانی نمی ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از روحیه‌ی شورش‌گرانه و رهایی‌بخش است؛ شاعر با زبانی حماسی و در عین حال رندانه، مخاطب را به شکستنِ ساختارهای صلبِ تقدیر و خرافات دعوت می‌کند. فضای حاکم بر شعر، فضایی است که در آن «غم» به عنوان یک نیروی بازدارنده شناخته می‌شود و راه مقابله با آن، نه عقل‌گراییِ خشک و بی‌روح، بلکه توسل به عشق، هنر، موسیقی و لذت بردن از لحظه در پناه می و معشوق است.

در این کلام، «میکده» جایگاهی نمادین می‌یابد و به عنوان خاستگاهِ معرفت و بهشتِ حقیقی معرفی می‌شود، در برابرِ زاهدانِ متظاهر و عالمانِ بی‌عمل. شاعر معتقد است که حقیقتِ زندگی در هنر و خوش‌باشیِ عارفانه نهفته است و زمانی که جامعه قدرِ این ارزش‌ها را نمی‌داند، باید از آن محیط فاصله گرفت و به دنبال فضایی بود که حقیقتِ انسانی در آن پاس داشته شود.

معنی و تفسیر

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

بیایید با کنار زدنِ غم‌ها و شادی کردن، قواعدِ رایجِ سرنوشت را دگرگون کنیم و طرحی نو و تازه برای زندگی ترسیم کنیم که محدود به جبرِ گذشته نباشد.

نکته ادبی: «طرحی نو درانداختن» کنایه از ایجاد تحول اساسی و شکستن سنت‌های کهن است.

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

اگر غم و اندوه به قصدِ کشتنِ عاشقان سپاهی گرد آورد، من و ساقی با همدلی و همراهی، بر آن می‌تازیم و اساس و ریشۀ آن را نابود می‌کنیم.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی): «غم» به عنوان لشکری تصویر شده که قصد هجوم دارد.

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم

در جام شراب، گلاب بریزیم و برای خوشبو کردنِ هوای لطیف، شکر در آتشدان بیفکنیم؛ به این معنا که فضا را برای عیش و طرب، معطر و دلپذیر کنیم.

نکته ادبی: «مجمر» به معنای آتشدان است؛ شاعر از آمیختن شراب با گلاب و سوختن شکر، فضای حسیِ آرمانی و بهشتی می‌سازد.

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

حالا که سازی خوش در دست داریم، نوازنده‌ای متبحر قطعه‌ای بنوازد تا ما با رقص و پایکوبی و آواز خواندن، از قید و بندهای این جهان رها شویم.

نکته ادبی: «سر انداختن» در اینجا کنایه از رها کردنِ دغدغه‌ها و از خود بی‌خود شدن است.

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

ای نسیم صبا، غبارِ وجودِ ما را به درگاه آن معشوق بلندمرتبه برسان، شاید او با دیدنِ ما، گوشه‌چشمی به ما بیندازد و روحمان را جلا بخشد.

نکته ادبی: «خاک وجود» استعاره از تواضع و ناچیزیِ عاشق در برابر عظمتِ معشوق است.

یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم

برخی به عقلِ خود می‌بالند و برخی دیگر سخنانِ بی‌معنی و خرافات می‌بافند؛ بیا تا این داوری‌های بی‌حاصل و ادعاهای پوچ را به پیشگاهِ خداوند، داورِ حقیقی، ببریم.

نکته ادبی: «طامات» به معنای سخنانِ گزاف و بیهوده است که گاهی مدعیانِ عرفان بر زبان می‌رانند.

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

اگر به دنبال بهشتِ حقیقی هستی، همراهِ ما به میکده بیا؛ چرا که ما در پیوند با این مستیِ عارفانه، به لذتی می‌رسیم که از رسیدن به حوض کوثرِ بهشتی نیز ارزشمندتر است.

نکته ادبی: تضاد (پارادوکس): «بهشت» که مکان مذهبی است با «میخانه» که مکان گناه تلقی می‌شده، پیوند خورده است.

سخندانی و خوشخوانی نمی ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

در شهرِ شیراز، دیگر کسی قدرِ سخن‌دانی و شعرخوانی را نمی‌داند؛ بیا حافظ که از این دیار برویم و خود را به سرزمینی دیگر برسانیم.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده‌ی نارضایتیِ شاعر از محیطِ بسته‌ی اجتماعیِ زمانه‌ی خود است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه فلک را سقف بشکافیم

اغراق در توانایی انسان برای تغییر سرنوشت و ساختار جهان.

استعاره لشکر غم

غم به لشکری تشبیه شده که قصد حمله دارد.

تناقض (پارادوکس) بهشت عدن در میخانه

بهشت که نماد تقدس است در مکانی به ظاهر گناه‌آلود (میخانه) جستجو می‌شود.

تشخیص نسیم عطرگردان

نسیم به عنوان موجودی هوشمند معرفی شده که عطر را با خود می‌گرداند.