غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۶۶

حافظ
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم
ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت به طلبکاری این مهرگیاه آمده ایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین به گدایی به در خانه شاه آمده ایم
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست که در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم
آبرو می رود ای ابر خطاپوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما از پی قافله با آتش آه آمده ایم

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، تجلی‌گاه تضرع و نیاز بنده در پیشگاه معبود است. شاعر با کنار گذاشتن ادعاهای ظاهری و مقام‌های دنیوی، از مسیر عشق و رنج‌های روزگار برای بازگشت به آغوش پروردگار سخن می‌گوید. فضا، سرشار از فروتنی، اقرار به گناه و امید به رحمت بی‌کران الهی است.

شاعر در این سروده، میان حقیقتِ درون و ظواهرِ بیرونی مرز می‌کشد و با نفیِ خودِ کاذب، در جستجوی گنجِ معنویت و حقیقتِ مطلق برآمده است. این کلام، دعوت به وارستگی و شستنِ آلودگی‌های دل از طریقِ اشکِ ندامت و آتشِ اشتیاق است.

معنی و تفسیر

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم

ما به درگاه تو نه برای رسیدن به مقام و اعتبار دنیوی آمده‌ایم؛ بلکه به خاطر سختی‌ها و پیشامدهای تلخ روزگار، به این آستان به عنوان پناهگاه روی آورده‌ایم.

نکته ادبی: حشمت و جاه: واژگانی مترادف که برای تأکید بر شکوه و قدرت دنیوی به کار رفته‌اند.

ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

ما مسافران راه عشق هستیم که از مرزهای نیستی (قبل از تولد یا عالم معنا) تا این جهان خاکی، راهی طولانی را پیموده‌ایم.

نکته ادبی: عدم در اصطلاح عرفانی اشاره به عالم قبل از وجود یا فنای فی‌الله است.

سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت به طلبکاری این مهرگیاه آمده ایم

وقتی زیبایی نوظهور چهره‌ات را دیدیم، باغ بهشت را رها کردیم و با اشتیاقِ تمام، به جستجوی این مهر و زیباییِ یگانه (که مانند مهرگیاه کمیاب است) برخاستیم.

نکته ادبی: سبزه خط: کنایه از موهای ظریفی که تازه بر چهره‌ی معشوق روییده است.

با چنین گنج که شد خازن او روح امین به گدایی به در خانه شاه آمده ایم

با وجودِ چنین گنجِ باارزشی (معرفت یا عشق) که نگهبانش جبرئیل امین است، ما به عنوان گدایانی ناچیز به درِ خانه‌ی این پادشاهِ حقیقی آمده‌ایم.

نکته ادبی: خازن: نگهبان یا خزانه‌دار. روح امین: لقب جبرئیل در فرهنگ اسلامی.

لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست که در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم

ای کسی که مانند کشتیِ نجات هستی، بردباری و حلم تو کجاست؟ چرا که ما در دریای بخشش تو، با کوله‌باری از گناه غرق شده‌ایم و نیاز به یاری تو داریم.

نکته ادبی: کشتی توفیق: استعاره از وسیله‌ای برای رسیدن به رستگاری.

آبرو می رود ای ابر خطاپوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم

آبروی ما در حال ریختن است؛ ای خداوند که پوشاننده خطاهای بندگانی، بر ما ببار (رحمتت را نازل کن)؛ چرا که ما با پرونده‌ای سیاه از اعمال، به روز حساب آمده‌ایم.

نکته ادبی: دیوان عمل: دفتر ثبت اعمال انسان.

حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما از پی قافله با آتش آه آمده ایم

ای حافظ! این خرقه پشمینه (که نماد زهد ظاهری است) را از تن درآور و رها کن، چرا که ما با سوز و گداز و آتشِ آه، به دنبال کاروان عاشقان راه افتاده‌ایم.

نکته ادبی: خرقه پشمینه: نماد ظاهرسازی و ریاکاری صوفیان.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر کرم

تشبیه بخشش خداوند به دریایی بی‌کران که انسان گنه‌کار در آن غرق است.

تلمیح روح امین

اشاره به جبرئیل، فرشته‌ی مقرب درگاه الهی که امانت‌دار وحی است.

کنایه ابر خطاپوش

اشاره به صفت خداوند در بخشندگی و نادیده گرفتن گناهان بندگان.

متناقض‌نما (پارادوکس) غرق گناه در بحر کرم

تضاد میان سیاهی گناه و دریای سفید و پاک بخشش که منجر به غرق شدن در مهربانی می‌شود.