غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۶۰

حافظ
گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک به در صومعه با بربط و پیمانه روم
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار چند و چند از پی کام دل دیوانه روم
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل بازتاب‌دهنده تجربیاتِ روحی و سیر و سلوک شاعر در مسیرِ عرفان است. حافظ در این اشعار، جدایی از زهدِ خشک و ریاکارانه را فریاد می‌زند و بازگشت به اصلِ خویش را در گروِ پیوند با عشق و مستیِ معرفت می‌داند. درونمایه اصلی، ارج‌گذاری به عشقِ حقیقی و وفاداری به عهدِ الست است که در آن، عقلِ مصلحت‌اندیش در برابرِ شورِ عشق رنگ می‌بازد.

شاعر با استفاده از فضاسازی‌های متضاد مانندِ صومعه و میخانه، به نقدِ ریاکاری می‌پردازد و در عین حال، تواضع و تسلیمِ عاشقانه در برابرِ محبوب را راهِ رستگاری می‌شمارد. این اثر، دعوتی است به فراتر رفتن از ظواهرِ شرعی و رسیدن به حقیقتِ باطنی که تنها با دلی پاک و چشم‌پوشی از تعلقاتِ دنیوی ممکن می‌شود.

معنی و تفسیر

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم

اگر از این دنیا یا وضعیتِ نابسامانِ کنونی‌ام به سوی جایگاهِ حقیقی و کمال بازگردم، در آن مرتبه چنان به کمال می‌رسم که با عقل و فرزانگیِ کامل رفتار خواهم کرد.

نکته ادبی: منزلِ ویران استعاره از دنیای فانی یا مرحله‌ای از سفرِ روحی است که شاعر در آن احساسِ نقصان می‌کند.

زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم نذر کردم که هم از راه به میخانه روم

اگر از این سفرِ پرمخاطره به سلامت به دیارِ خود بازگردم، نذر کرده‌ام که بلافاصله پس از رسیدن، به جای رفتن به عبادتگاه‌هایِ مرسوم، راهیِ میخانه شوم.

نکته ادبی: میخانه در ادبِ عرفانیِ حافظ، نمادِ مرکزِ تجلیِ حق و محلِ نوشیدنِ شرابِ معرفت است.

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک به در صومعه با بربط و پیمانه روم

می‌خواهم برایِ بیانِ حقایقی که در این مسیرِ عرفانی دریافته‌ام، با در دست داشتنِ آلاتِ موسیقی و جامِ شراب به درِ صومعه (مرکزِ زهدِ ریاکارانه) بروم تا بطلانِ ادعاهایِ آن‌ها را نمایان کنم.

نکته ادبی: بربط و پیمانه نمادِ شادی و بی‌قیدی نسبت به ظواهرِ زاهدانه است.

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

اگر دوستان و هم‌سفرانِ راهِ عشق، مرا بیازارند یا خونم را بریزند، بسیار پست و بی‌مقدار خواهم بود اگر بخواهم نزدِ بیگانگان از آن‌ها گله و شکایت کنم.

نکته ادبی: آشنایانِ ره عشق، اشاره به اهلِ معرفت دارد و شکایت نزدِ بیگانه، نشان از ناتوانی در حفظِ اسرارِ عشق است.

بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار چند و چند از پی کام دل دیوانه روم

از این پس، اختیارِ من در دستِ گیسویِ بلند و پیچ‌درپیچِ محبوب است؛ دیگر نمی‌خواهم بیش از این به دنبالِ خواسته‌هایِ دلِ سرگشته و دیوانه‌ام بروم و خسته شوم.

نکته ادبی: زلف چو زنجیر، تشبیهی است که نشان‌دهنده اسارتِ عاشق در دامِ زیباییِ محبوب است.

گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم

اگر دوباره چشمم به آن ابرویِ خمیده که همچون محرابِ عبادتگاه است بیفتد، بی‌درنگ سجدهٔ شکر به‌جا می‌آورم و در پیِ سپاس‌گزاری برمی‌آیم.

نکته ادبی: محراب به دلیلِ شکلِ منحنیِ ابرو، تشبیهی است که زیباییِ معشوق را با تقدسِ عبادتگاه پیوند می‌دهد.

خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

چقدر دلپذیر است آن لحظه‌ای که مانندِ حافظ، با حمایتِ وزیر، سرخوش و سرمست از شرابِ معرفت، به همراهِ محبوب به خانه بازگردم.

نکته ادبی: تولایِ وزیر اشاره به حمایت‌هایِ حکومتی از شاعر در دورهٔ خود است که در اینجا به عنوانِ عاملِ آرامش ذکر شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره منزل ویران

اشاره به دنیای مادی یا وضعیتِ روحیِ ناپایدار که انسان باید از آن عبور کند.

تضاد (طباق) صومعه و میخانه

تقابل میانِ زهدِ خشک و ظاهری (صومعه) با مستیِ عارفانه و حقیقتِ عشق (میخانه).

تشبیه زلف چو زنجیر

مانند کردن گیسویِ محبوب به زنجیر که نشان‌دهنده اسارتِ دل و زیباییِ خیره‌کننده است.

مراعات نظیر محراب و سجده

ارتباطِ معنایی بینِ محراب (مکان عبادت) و عملِ سجده که به زیبایی تصویرسازی شده است.