غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۰۸

حافظ
ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند گرد سلسبیل
ناوک چشم تو در هر گوشه ای همچو من افتاده دارد صد قتیل
یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
من نمی یابم مجال ای دوستان گر چه دارد او جمالی بس جمیل
پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
حافظ از سرپنجه عشق نگار همچو مور افتاده شد در پای پیل
شاه عالم را بقا و عز و ناز باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل با زبانی سرشار از تصویرسازی‌های لطیف، بیانگرِ سوز و گداز عاشقانه‌ای است که در آن، شاعر همزمان ستایشگرِ زیباییِ خیره‌کننده‌ی معشوق و راویِ درماندگیِ خویش در پیشگاه اوست. فضای شعر، فضایی آکنده از حسرت و امید است؛ حسرتِ نرسیدن به معشوقی که همچون خورشید در اوج است و امید به یاریِ الهی برای تسکینِ آتشِ عشق.

در لایه‌های عمیق‌تر، این ابیات به تضاد میان «کمالِ مطلقِ معشوق» و «نقصانِ وجودیِ عاشق» می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای مذهبی و عرفانی، از عجزِ خود در برابرِ شکوهِ عشق سخن می‌گوید و در نهایت، با دعایی برای پایداری و عزتِ ممدوح (شاه)، غزل را به پایان می‌برد که نشان‌دهنده‌ی آمیختگیِ عشقِ زمینی با ستایشِ قدرتِ سیاسی و معنوی در سنتِ شعرِ کلاسیک است.

معنی و تفسیر

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

صورتت همچون بهشت زیبا و لبانت همچون آب گوارای بهشتی (سلسبیل) است؛ این چشمه‌ی حیاتِ لبان تو، جان و دلم را وقفِ خود کرده است.

نکته ادبی: سلسبیل نام چشمه‌ای در بهشت است؛ و سبیل در اینجا به معنای راه و وقف‌نامه است که ایهام دارد.

سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند گرد سلسبیل

موی‌های نازک و سبزرنگی که تازه بر گردِ لبانت روییده، همچون مورچگانی هستند که پیرامونِ چشمه‌ی بهشتیِ لبان تو حلقه زده‌اند.

نکته ادبی: خط در اینجا به معنای موهای نرمی است که در آغازِ جوانی بر صورت می‌روید.

ناوک چشم تو در هر گوشه ای همچو من افتاده دارد صد قتیل

تیرهای نگاهِ چشمِ تو در هر گوشه و کناری، بسیاری از عاشقان را همچون من مجروح کرده و بر زمین افکنده است.

نکته ادبی: ناوک به معنای تیرِ کوچک است که استعاره از مژه‌های بلند و کشیده و نگاهِ نافذ است.

یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

ای پروردگار! این آتشِ عشقی که در جان من زبانه می‌کشد را برایم سرد و بی‌اثر کن، همان‌گونه که آتشِ نمرود را برای ابراهیمِ خلیل‌الله سرد ساختی.

نکته ادبی: خلیل لقب حضرت ابراهیم (ع) است که در متون ادبی نمادِ عبورِ ایمن از آتش با یاری خداوند است.

من نمی یابم مجال ای دوستان گر چه دارد او جمالی بس جمیل

ای دوستان، من هیچ فرصتی برای نزدیکی به او نمی‌یابم، اگرچه او از زیبایی و جمالی کامل و بسیار دل‌انگیز برخوردار است.

نکته ادبی: جمال و جمیل از ریشه‌ی واحد هستند که بر زیباییِ مطلقِ معشوق تأکید دارد.

پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

پای من برای این راهِ دشوار لنگ است و مقصد بسیار دور، دستم هم کوتاه است و میوه‌ی دلخواه بر بلندای درختِ دوردست قرار دارد.

نکته ادبی: تمثیلِ بسیار مشهوری برای بیانِ دوریِ هدف و ناتوانیِ عاشق در رسیدن به وصال.

حافظ از سرپنجه عشق نگار همچو مور افتاده شد در پای پیل

حافظ در برابرِ فشارِ سخت و قدرتِ عشقِ آن نگارِ زیبا، همچون مورچه‌ای است که زیرِ پای فیل افتاده و در هم شکسته است.

نکته ادبی: نگار به معنای محبوبِ زیبا و آراسته است که در اینجا قدرتِ غلبه‌اش بر عاشق به فیل تشبیه شده.

شاه عالم را بقا و عز و ناز باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

برای پادشاهِ عالم، بقا، عزت و ناز و هر نعمتی که شبیه به این‌هاست، از درگاهِ خداوند آرزومندم.

نکته ادبی: اشاره به سنتی در غزل‌سرایی که با مدح و دعای خیر برای ممدوح پایان می‌یابد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه رخت چون خلد

چهره‌ی معشوق به باغ بهشت تشبیه شده است.

تلمیح سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

اشاره به داستان حضرت ابراهیم که خداوند آتش را بر او گلستان کرد.

کنایه خرما بر نخیل

کنایه از دور بودنِ هدف و ناتوانی در رسیدن به معشوق.

تشبیه همچو مورانند گرد سلسبیل

موهای اطراف لب به مورچگان و لب به چشمه سلسبیل تشبیه شده‌اند.