غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۹۲

حافظ
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع
شراب خانگیم بس می مغانه بیار حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع
خدای را به می ام شست و شوی خرقه کنید که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع
ببین که رقص کنان می رود به ناله چنگ کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع
به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت که من غلام مطیعم تو پادشاه مطاع
به فیض جرعه جام تو تشنه ایم ولی نمی کنیم دلیری نمی دهیم صداع
جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل یکی از قطعات نغز و شورانگیز حافظ است که در مدح و ستایش شاه شجاع سروده شده است. شاعر در این فضای کلامی، با زبانی آمیخته به رندی و ارادت، میان دنیای سیاست و قدرت و دنیای عرفان و عاشقی پیوندی برقرار می‌کند. فضای حاکم بر شعر، فضایی صمیمی و در عین حال مؤدبانه است که در آن حافظ می‌کوشد فارغ از هیاهوی ریاکاران زمانه، به حقیقتِ مستی و عشق بپردازد و این رهایی را در سایه حمایت سلطان جستجو کند.

در این سروده، حافظ تقابل میان زهد ریایی و آزادیِ عاشقانه را با ظرافت به تصویر می‌کشد. او به صراحت از باده‌نوشی و سماع سخن می‌گوید تا نشان دهد که در برابر عظمت عشق و حضور محبوب، آدابِ خشک و بی‌روحِ زاهدان جایگاهی ندارد. کلام او سرشار از ستایشِ پادشاهی است که نه تنها نماد قدرت ظاهری، بلکه بهانه‌ای برای بازگشت به صداقت و خلوص درون است.

معنی و تفسیر

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع

سوگند به شکوه، مقام و جلال شاه شجاع، که من با هیچ‌کس بر سر ثروت و جایگاه دنیوی اختلاف و دشمنی ندارم.

نکته ادبی: حشمت و جاه و جلال مترادف هستند و برای تأکید بر عظمت ممدوح به کار رفته‌اند.

شراب خانگیم بس می مغانه بیار حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع

شراب خانگی خودم برای من کافی است، ولی حالا شرابِ مغانه (شراب ناب و عرفانی) را بیاور؛ چون آن کسی که دلم می‌خواست به مجلس رسید، پس ای دوست، با توبه و پرهیز خداحافظی کن.

نکته ادبی: می مغانه استعاره از عشق و معرفتی است که خارج از چارچوب‌های سخت‌گیرانه زاهدان قرار دارد.

خدای را به می ام شست و شوی خرقه کنید که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع

برای رضای خدا خرقه مرا با شراب بشویید و پاک کنید، چرا که من در این اوضاع و احوالِ ریاکارانه، بوی خیری استشمام نمی‌کنم.

نکته ادبی: شستن خرقه با می کنایه از توبه از زهدِ ظاهری و روی آوردن به حقیقتِ مستی است.

ببین که رقص کنان می رود به ناله چنگ کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع

بنگر که چه کسی رقص‌کنان با صدای ساز به حرکت درآمده است؛ همان کسی که پیش‌تر اجازه نمی‌داد به نوای موسیقی و سماع گوش دهیم.

نکته ادبی: اشاره به تضاد رفتار ریاکاران که در ظاهر مخالف شادی هستند اما در باطن بدان گرایش دارند.

به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت که من غلام مطیعم تو پادشاه مطاع

به شکرانه این نعمت که حاکمی مانند تو داریم، به عاشقانِ خود نظری از سر لطف بیفکن، چرا که من بنده مطیع تو هستم و تو پادشاهی هستی که فرمانش لازم‌الاجراست.

نکته ادبی: تضاد میان غلام و پادشاه که در ادبیات کلاسیک برای نشان دادن اوج ارادت به کار می‌رود.

به فیض جرعه جام تو تشنه ایم ولی نمی کنیم دلیری نمی دهیم صداع

ما تشنه بهره‌مندی از فیضِ وجود و کرمِ تو هستیم، اما آن‌قدر ادب را رعایت می‌کنیم که جسارت نزدیک شدن نداریم تا باعث زحمت و سردرد تو نشویم.

نکته ادبی: صداع در لغت به معنای سردرد است که اینجا کنایه از مزاحمت و رنجش خاطرِ ممدوح است.

جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع

خداوند هرگز پیشانی و چهره حافظ را از خاکِ آستانِ درگاه شاه شجاع جدا نکند، یعنی توفیق خدمت و ارادت به این درگاه را همواره مستدام بدارد.

نکته ادبی: جبین سایی به خاک درگاه، نماد غاییِ تسلیم و ارادت عاشق به معشوق یا بنده به ممدوح است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شست و شوی خرقه

به معنای پاک کردن ظاهرِ دینی از آلودگی‌های ریا و تزویر با استفاده از شراب که نماد بی‌آلایشی است.

ایهام تضاد مغانه

اشاره به شرابِ عرفانی و حقیقتِ جویی در تقابل با زهدِ خشک و رسمیِ مذهبیِ زمانه.

تضاد و مراعات نظیر صداع

به معنای دردسر و مزاحمت که در کنار واژه فیض و جام، برای نشان دادن حجب و حیای عاشق در برابر بزرگی ممدوح به کار رفته است.