غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۸۷

حافظ
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش
شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش
در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست می رود حافظ بی دل به تولای تو خوش

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از ستایش بی‌دریغ و ستایش‌گرانه نسبت به محبوب است. شاعر در این قطعات، تمام وجود و ویژگی‌های ظاهری و رفتاری یار را مایه دل‌خوشی و آرامش روح خود می‌داند.

درونمایه اصلی شعر، بیانِ لذتِ جان‌بخشِ عشق، حتی در مسیرهای دشوار و پرمخاطره است. حافظ در این اثر نشان می‌دهد که چگونه خیال‌پردازی از زیبایی‌های محبوب می‌تواند بیابان پرخطر طلب و جست‌وجوی عشق را به فضایی دلپذیر و امیدوارکننده تبدیل کند.

معنی و تفسیر

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

تمام وجود تو زیبا و دلنشین است و همه جای تو خوش‌منظر و دل‌آراست. قلب من از ناز و کرشمه‌های شیرین و شکرین تو، غرق در شادی و لذت می‌شود.

نکته ادبی: شکرخای به معنای شکر‌شکن و کسی است که سخنان شیرین می‌گوید یا کنایه از بوسیدن است.

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش

وجود تو همچون گلبرگ تازه و شاداب، لطیف و نازک است و قد و قامت تو همانند سروی در باغ بهشت، تماشایی و زیباست.

نکته ادبی: طری به معنای تازه و تر و تازه است.

شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش

شیوه رفتار و ناز و ادای تو شیرین است؛ خطوط چهره و خال صورتت بسیار ملیح و زیباست. چشمان و ابروانت دیدنی و قد و بالای تو بسیار دل‌انگیز است.

نکته ادبی: خط در اینجا به معنای موهای نرم و تازه روییده بر صورت است که نشان‌دهنده جوانی و زیبایی است.

هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

هم باغ خیال من با تصور زیبایی‌های تو رنگین و پرنقش‌ونگار شده است و هم جان و مشام من با بوی خوش زلفان تو که چون گل یاسمن معطر است، تازه و شاداب گشته است.

نکته ادبی: سمن‌سای به معنای چیزی است که بوی گل یاسمن می‌دهد و موی معطر را تداعی می‌کند.

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

در طریق عشق که مسیری پر از طوفان‌های بلا و سختی است و عبور از آن بسیار دشوار است، من تنها به امید و آرزوی وصال تو، دل خود را شاد و قانع نگاه داشته‌ام.

نکته ادبی: سیل بلا استعاره از مشکلات و دشواری‌های بی‌شماری است که در راه رسیدن به عشق وجود دارد.

شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش

چه می‌توانم درباره چشمان خمار و بیمارگونه تو بگویم؟ همان چشمانی که با وجود آن حالتِ مستی و ناتوانی، درد و رنج مرا با دیدن رخسار زیبای تو درمان می‌کنند.

نکته ادبی: بیماری چشم در ادبیات کلاسیک کنایه از خمار بودن و حالتِ فریبنده و مستی چشمان محبوب است.

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست می رود حافظ بی دل به تولای تو خوش

اگرچه در بیابانِ جست‌وجوی محبوب، از هر طرف خطرات بسیاری در کمین است، اما من (حافظ) که دل‌باخته‌ام، با تکیه بر عشق و تولای تو، با خوشی و امید به مسیر خود ادامه می‌دهم.

نکته ادبی: تولا به معنای دوستی، محبت و دل‌بستگی شدید است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو گلبرگ طری

تشبیه وجود محبوب به گلبرگ تازه برای نشان دادن لطافت و ظرافت پوست و ظاهر او.

استعاره بیابان طلب

دنیا یا مسیر سلوکِ عاشقانه به بیابانی خطرناک و بی‌آب‌وعلف تشبیه شده که پر از موانع است.

ایهام بیماری

اشاره به خمار بودن و مستیِ چشمان محبوب که در ادبیات کلاسیک صفتی برای زیبایی و جذابیت چشم است.

مراعات نظیر گلستان، گلبرگ، سمن

استفاده از واژگانی که در حوزه معنایی گل و گیاه قرار دارند برای ایجاد هماهنگی و زیبایی در تصویرسازی ذهنی.