غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۸۶

حافظ
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندی های حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

فضای کلی این غزل، دعوتی حکیمانه به تساهل و آسان‌گیری در زندگی است. شاعر با زبانی فاخر و پندآموز، بر این نکته تأکید دارد که سختی‌های جهان نه در ذاتِ هستی، بلکه در نگرش سخت‌گیرانه و انعطاف‌ناپذیر انسان ریشه دارد. در این غزل، مفهوم رندی با حکمت درآمیخته است و به مخاطب می‌آموزد که در برابر ناملایمات، صبور و خندان باشد و در ساحتِ عشق، به جای گفتگوی بیهوده، به سکوت و شهود قلبی روی آورد.

شعر با اشاره به رازی از عالم معنا آغاز شده و به نکوهش دنیاپرستی و تظاهر می‌پردازد. حافظ در پایان، با ستایش از حامی خود (آصف)، به ویژگی‌های یک حاکم یا شخصیتِ متعالی اشاره می‌کند که در عین قدرت، اهل بخشش و عیب‌پوشی است.

معنی و تفسیر

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

دیشب فردی دانا، زیرک و کارآزموده رازی را پنهانی به من گفت و تاکید کرد که نباید اسرار میگساران و حقیقت‌جویان را از شما پوشیده داشت.

نکته ادبی: واژه دوش در زبان کهن به معنای شب گذشته و کاردان به معنای فرد باتجربه و هوشمند است.

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

او به من توصیه کرد که زندگی را بر خود سخت نگیر؛ زیرا جهان بر کسانی که سخت‌گیر و انعطاف‌ناپذیرند، بسیار تنگ و دشوار می‌گذرد.

نکته ادبی: طبع در اینجا به معنای ذات و طبیعتِ عالم است که اقتضا می‌کند انسان با نرمی با حوادث برخورد کند.

وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش

سپس او جامی از معرفت به من نوشاند که درخشش و تاثیر آن به قدری بود که ستاره زهره در آسمان به رقص درآمد و با نواختن ساز، نغمه «نوش» سر داد.

نکته ادبی: زهره در ادبیات فارسی نماد خنیاگری و موسیقی در آسمان است.

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

همانند جامِ شراب، با وجود غم و خون‌دلی که در درون داری، ظاهری خندان و شاد داشته باش؛ نه اینکه به محض رسیدن اندک رنجی، مانند چنگ به ناله و فریاد بیفتی.

نکته ادبی: تشبیه و تقابل دل خونین و لب خندان، پارادوکسی رایج در سبک عراقی است.

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

تا زمانی که با عالم معنا و اسرار حقیقت آشنا نباشی، این رمزها را درک نخواهی کرد؛ چرا که گوش افراد ناآگاه، شایستگی شنیدن پیام‌های غیبی را ندارد.

نکته ادبی: سروش به معنای فرشته پیام‌آور و الهام‌بخش است که تنها برای عارفان قابل شنیدن است.

گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

ای فرزند، پند مرا بشنو و برای مسائل مادی این دنیا اندوهگین مباش. من این نکته را در همین بیت کوتاه به تو گفتم، اگر توانِ درک و هوشیاری داشته باشی.

نکته ادبی: پسر در اینجا مخاطب عام است و لزوماً به رابطه فرزندی اشاره ندارد؛ بلکه به معنای شاگرد یا مرید است.

در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

در حریم مقدس عشق، جایی برای گفتگوی بیهوده نیست؛ زیرا در آن ساحت، تمام اعضای بدن انسان باید به گوش و چشمِ نظاره‌گر تبدیل شود و در سکوت، حقیقت را دریابد.

نکته ادبی: حریم به معنای محدوده و جایگاه امن و اختصاصی است.

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

در مجلسی که اهل فضل و دانش حضور دارند، فخرفروشی و خودنمایی شایسته نیست؛ پس یا سخنی سنجیده و خردمندانه بگو و یا سکوت اختیار کن.

نکته ادبی: خودفروشی در اینجا به معنای ریاکاری و تظاهر به فضل است.

ساقیا می ده که رندی های حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

ای ساقی، می در جام بریز که حافظِ رند به این حقیقت پی برد که آصفِ صاحب‌قران (وزیر دانا)، بخشاینده خطاها و پوشاننده عیب‌هاست.

نکته ادبی: آصف وزیر حضرت سلیمان و در اشعار حافظ نماد کمال و خردمندی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) زهره در رقص آمد

به ستاره زهره ویژگی انسانی (رقصیدن و سخن گفتن) بخشیده شده است.

تضاد (طباق) دل خونین لب خندان

قرار گرفتن خونین و خندان در کنار هم برای نشان دادن تضاد درونی و بیرونی انسان.

تلمیح آصف

اشاره به آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان که نماد حکمت و درایت است.

تشبیه آیی چو چنگ اندر خروش

مقایسه ناله‌کردن انسان هنگام سختی با صدای ساز چنگ.