غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۷۶

حافظ
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

درونمایه اصلی این غزل، تبیین جایگاهِ رندی، عشق و تسلیم است. شاعر در فضایی عرفانی و آزاداندیشانه، تأکید می‌کند که رسیدن به محبوب و چشیدن طعمِ عشق، مستلزمِ گذر از عقلِ حسابگر و تقوای زاهدانه است. در این مسیر، رنجِ هجران، صبر و توکل، ستون‌های اصلیِ سلوکِ عاشقانه هستند.

شاعر با نقدِ مصلحت‌بینی و تکیه بر دانشِ خشک، راهِ رسیدن به حقیقت را نه در عقلِ جزئی‌نگر، بلکه در شوریدگی، یکرنگی و دست شستن از تعلقات دنیوی و مناسکِ ظاهری می‌داند و معتقد است عاشق باید با دلی بی‌تکلف، تسلیمِ تقدیرِ محبوب باشد.

معنی و تفسیر

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

اگر باغبان (عاشق) تنها برای چند روزِ کوتاه سودای همنشینی با گل (محبوب) را در سر دارد، باید بتواند در برابر نیشِ خارِ جدایی، شکیباییِ بلبل را پیشه کند.

نکته ادبی: صحبت در اینجا به معنای هم‌نشینی و مصاحبت است نه حرف زدن.

ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

ای دل، از اینکه در دامِ زلفِ محبوب گرفتار شده‌ای، شکوه مکن؛ چرا که مرغِ خردمند وقتی در دام می‌افتد، راهی جز تحمل و صبر برایش باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: مرغ زیرک نمادِ انسانِ خردمندِ عاشق است که گرفتارِ جاذبه‌های عشق شده.

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش

انسانِ رند و وارسته‌ای که با آتشِ عشق، تعلقاتِ دنیوی را سوزانده، با حساب‌گری و مصلحت‌اندیشی‌های عقلانی بیگانه است؛ این قبیل دوراندیشی‌ها مختصِ اهلِ سیاست و ملک‌داری است.

نکته ادبی: رند در اینجا به معنای انسانی است که ظاهر را رها کرده و به باطن پرداخته است.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

در مسیرِ عرفان و سلوک، تکیه بر زهدِ ظاهری و دانشِ اکتسابی، نشانه‌ی بی‌ایمانی است؛ سالکِ راهِ حق حتی اگر صد هنر و کمال داشته باشد، باز هم باید در همه حال بر خداوند توکل کند.

نکته ادبی: طریقت به معنای راه و روشِ عرفانی و سلوکِ معنوی است.

با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

کسی که چشمانش دنبالِ زیبایی‌های معمولی همچون یاسمن و سنبل است، سزاوار نیست که به چهره‌ی بی‌همتا و زلفِ دلارای محبوبِ من نگاه کند؛ تماشای این جمال بر چنین کسی باید حرام باشد.

نکته ادبی: نظربازی در اینجا به معنای نگاهِ عاشقانه و خیره شدن به زیبایی است.

نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

این دلِ سرگشته، تا زمانی که سودای آن موهای پیچ‌درپیچ و کاکلِ دلربا را دارد، ناگزیر است که ناز و کرشمه‌های آن چشمانِ مست و فریبنده را به جان بخرد.

نکته ادبی: نرگس مستانه استعاره از چشمانِ خمار و جذابِ محبوب است.

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

ای ساقی، در چرخاندنِ جامِ شرابِ عشق چرا تعلل می‌کنی؟ وقتی نوبت به عاشقان می‌رسد، باید پی‌درپی و بدون وقفه ساغر را دست‌به‌دست کنی.

نکته ادبی: تسلسل در اینجا به معنای تکرار و تداومِ پی‌درپی است.

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

حافظ کیست که بخواهد بدونِ شراب و نغمه‌ی موسیقی زندگی کند؟ عاشقِ بینوا و دردمند را چه نیاز به این همه تجملات و تکلف‌های بیهوده دنیوی است؟

نکته ادبی: تجمل به معنای تکلف، تشریفات و ظاهرسازی‌های بیهوده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نماد باغبان و گل و خار

باغبان نمادِ عاشق و گل نمادِ محبوب است؛ خار نیز به رنج‌های مسیرِ عشق اشاره دارد.

تلمیح و اصطلاحات عرفانی طریقت و توکل

اشاره به مفاهیمِ خاصِ سلوک در عرفانِ اسلامی و لزومِ رها کردنِ منِ خویشتن در برابر اراده‌ی الهی.

تشبیه بلیغ نرگس مستانه

تشبیه چشمانِ محبوب به گلِ نرگس به دلیلِ شباهت در زیبایی و حالتِ خواب‌آلودگی و خمار.

مراعات نظیر ساغر، ساقی، باده، دور

هماهنگیِ واژگانیِ مجموعه‌ی بزم و شراب که فضای شعر را موسیقایی می‌کند.