غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۵۹

حافظ
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از مضامین عالی عرفانی و تغزلی است که شاعر در آن، راه رسیدن به حقیقت را نه در آسایش، بلکه در طلب، نیاز و تحمل سختی‌های عاشقانه می‌داند. او بر این باور است که جهانِ فانی، گذرگاهی است که تنها با اکسیر عشق و خلوص نیت می‌توان از آن عبور کرد.

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به استقامت در مسیر کمال، نقد ظاهرگرایی در عبادت و تأکید بر اهمیتِ درونی کردنِ معنویت است. حافظ به زیبایی تبیین می‌کند که غزل‌های عاشقانه او که ریشه در جان او دارند، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و صدایِ حقیقت‌جویی او به گوش جهانیان رسیده است.

معنی و تفسیر

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

منم که چشمانم را به روی دیدار معشوق گشودم و توفیق دیدار نصیبم شد. ای پروردگاری که کارسازِ بندگان هستی و به آن‌ها لطف و عنایت داری، چگونه می‌توانم شکر این نعمت بزرگ را به‌جا آورم؟

نکته ادبی: بنده نواز به معنای کسی است که با بندگان خود مهربان و کریم است؛ در اینجا صفتِ فاعلی برای خداوند به کار رفته است.

نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

به کسی که گرفتار رنج و نیازمندی است بگو که غبارِ این رنج را از چهره‌اش پاک نکند؛ زیرا خاکِ راهِ نیازمندی (تحملِ رنجِ راهِ عشق)، همان کیمیای ارزشمندی است که آرزوهای عاشق را برآورده می‌کند.

نکته ادبی: کیمیا در ادبیات عرفانی نمادِ عاملِ تحول و دگرگونیِ فلزِ مس به طلا و به تعبیر استعاری، تحولِ جانِ آدمی به کمال است.

ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

ای دل، از دشواری‌های راهِ حقیقت روی‌گردان نباش و دلسرد نشو؛ زیرا کسی که مسافر راهِ معرفت است، از پستی و بلندی‌ها و سختی‌های مسیر هراسی به دل راه نمی‌دهد.

نکته ادبی: عنان تابیدن به معنای بازگشتن و روی‌گرداندن است؛ در اینجا کنایه از دست کشیدن از تلاش است.

طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز

اگر عاشق برای پاکیزگی و طهارتِ باطنی‌اش رنجِ بسیار نکشد و به اصطلاح خونِ دل نخورد، از دیدگاهِ استادِ عشق، عبادت و نماز او پذیرفته و درست نیست.

نکته ادبی: خون جگر خوردن کنایه از تحمل رنج‌های طاقت‌فرسا و صبرِ بسیار در راه عشق است.

در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز

در این جهان که اعتباری ندارد و ناپایدار است، جز پیاله (عشق و مستیِ عرفانی) چیزی به دست نگیر و در این بازیچهٔ دنیا، جز برای عشق سرمایه‌گذاری نکن.

نکته ادبی: مقام مجازی به معنای عالمِ غیرحقیقی و ناپایدار است که در مقابلِ حقیقتِ مطلق (خداوند) قرار می‌گیرد.

به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز

با بهایی اندک (حتی به اندازه نیمی از یک بوسه)، از صاحبدلان و اهل معرفت، طلب دعا کن؛ چرا که دعای آنان همچون سپری است که تو را از مکر و حیله دشمنان در امان می‌دارد.

نکته ادبی: کید دشمن به معنای حیله و نیرنگ بدخواهان است که حافظ دعا را پادزهری برای آن می‌داند.

فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

آوازه و طنینِ غزل‌های عاشقانه حافظ که از شیراز برخاسته، اکنون در همه جا از حجاز تا عراق پیچیده و شنیده می‌شود.

نکته ادبی: زمزمه در اینجا به معنای آواز و نغمه‌ای است که به تدریج در حال گسترش و انتشار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کیمیای مراد

تشبیه رنجِ عشق به کیمیا که باعثِ دست‌یابی به آرزوی معنوی می‌شود.

کنایه خون جگر خوردن

کنایه از تحملِ رنجِ بسیار و دردِ عشق کشیدن.

تضاد نشیب و فراز

به کار بردن کلماتِ متضاد برای نشان دادنِ سختی‌ها و ناهمواری‌های مسیر.

ایهام پیاله

اشاره به جامِ می‌ که در اصطلاح عرفانی نمادِ بهره‌مندی از فیضِ الهی و سرمستیِ روحانی است.