غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۲۵

حافظ
ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود وین بحث با ثلاثه غساله می رود
می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت کار این زمان ز صنعت دلاله می رود
شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود
طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر کاین طفل یک شبه ره یک ساله می رود
آن چشم جادوانه عابدفریب بین کش کاروان سحر ز دنباله می رود
از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز مکاره می نشیند و محتاله می رود
باد بهار می وزد از گلستان شاه و از ژاله باده در قدح لاله می رود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین غافل مشو که کار تو از ناله می رود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، سروده‌ای فاخر در ستایش سلطان غیاث‌الدین است که در فضایی آکنده از شورِ بهاری و طراوتِ طبیعت آغاز می‌شود. شاعر با زبانی صریح و استوار، از زیبایی‌های عالمِ مادی به هنرِ بی‌بدیلِ کلامِ خود گریزی می‌زند و از نفوذِ جهانیِ آن سخن می‌گوید.

در ادامه، شاعر با نگاهی عمیق به ناپایداریِ دنیا و فریبندگیِ ظواهر، مخاطب را به هوشیاری فرا می‌خواند. غزل در نهایت با تخلصِ شاعر و ابرازِ اشتیاقِ وافر برای پیوستن به محفلِ سلطانِ صاحب‌ذوق به پایان می‌رسد و پیوندی میانِ هنر، طبیعت و قدرتِ سیاسی برقرار می‌کند.

معنی و تفسیر

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود وین بحث با ثلاثه غساله می رود

ساقی، صحبت از زیبایی‌های طبیعت همچون سرو و گل و لاله در میان است و این گفتگو در محفلی با حضورِ کسانی که غرق در زیبایی‌ها هستند، ادامه دارد.

نکته ادبی: ثلاثه غساله در اینجا به کسانی اشاره دارد که به شست‌وشو و تطهیر اشتغال دارند، اما در بستر ادبی، اشاره‌ای کنایی به حاضران در محفلِ شراب‌نوشی است.

می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت کار این زمان ز صنعت دلاله می رود

شراب بده، چرا که طبیعت به اوجِ زیبایی و کمالِ خود رسیده است و امورِ دنیا نیز در این زمان همچون زنی دلاله و واسطه‌گر پیش می‌رود.

نکته ادبی: نوعروس چمن، استعاره‌ای است از گل‌ها و گیاهانِ بهاری که به تازگی شکوفا شده‌اند.

شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود

طوطیانِ سرزمینِ هند با شنیدنِ قندِ کلامِ فارسیِ من، زبان به تحسین و ستایش می‌گشایند؛ چرا که این کلامِ شیرین به بنگاله رسیده است.

نکته ادبی: طوطی در ادبیاتِ فارسی نمادِ سخن‌گویی و شیرین‌زبانی است و هند به عنوانِ سرزمینِ عجایب و طوطیانِ سخن‌گو شناخته می‌شود.

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر کاین طفل یک شبه ره یک ساله می رود

به سرعت و قدرتِ کلام در طیِ مکان و زمان بنگر؛ کلامی که همچون کودکیِ نوپا، راهی یک‌ساله را در یک شب می‌پیماید.

نکته ادبی: طی مکان و طی زمان، اشاره به کرامات و توانایی‌های خارق‌العاده دارد که در اینجا به سرعتِ انتشارِ شعرِ حافظ نسبت داده شده است.

آن چشم جادوانه عابدفریب بین کش کاروان سحر ز دنباله می رود

به آن چشمانِ سحرانگیزِ دلربا نگاه کن که حتی عابدان و زاهدان را نیز مفتونِ خود می‌سازد و قافله‌ی سحر و زیبایی به دنبالِ آن راه می‌سپارد.

نکته ادبی: عابدفریب، ترکیبی است که تواناییِ چشمِ معشوق را در به لغزش انداختنِ پرهیزگاران نشان می‌دهد.

از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز مکاره می نشیند و محتاله می رود

فریبِ زیباییِ ظاهریِ دنیا را مخور؛ چرا که دنیا همچون پیرزنی است که با ترفند و فریب‌کاریِ بسیار به دنبال شکارِ دل‌هاست.

نکته ادبی: عجوز، مکاره و محتاله همگی توصیف‌گرِ دنیایی هستند که با ظاهری فریبنده، انسان را گمراه می‌کند.

باد بهار می وزد از گلستان شاه و از ژاله باده در قدح لاله می رود

بادِ بهاری از سمتِ بوستانِ پادشاه می‌وزد و از لطفِ آن، در جامِ گلِ لاله، شرابِ ناب می‌ریزد.

نکته ادبی: ژاله در اینجا به معنای شبنم است که در میانِ گلِ لاله، به باده تشبیه شده است.

حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین غافل مشو که کار تو از ناله می رود

ای حافظ، از اشتیاقِ رسیدن به مجلسِ سلطان غیاث‌الدین غافل مشو، چرا که راهِ رسیدن به آن، ناله و سوز و گدازِ عاشقانه است.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و خطاب به خویشتن که نشان‌دهنده‌ی ارادتِ قلبیِ او به ممدوح است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نوعروس چمن

تشبیه طبیعت و گل‌های بهاری به عروسی تازه که در اوج زیبایی و طراوت است.

تشخیص طوطیان هند

نسبت دادن صفتِ تحسین و سخن‌گویی به طوطیان برای نشان دادنِ گستره‌ی نفوذِ شعرِ پارسی.

استعاره عجوز (دنیا)

تشبیه دنیا به پیرزنی حیله‌گر که با ترفندهای گوناگون، مردم را فریب می‌دهد.

مراعات نظیر سرو، گل، لاله

استفاده از واژگانِ مرتبط با طبیعت و گلستان در یک بیت.