غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۰۶

حافظ
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مه رویان مجلس گر چه دل می برد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از حسرت و یادآوری ایامی است که شاعر در اوج وصل و هم‌نشینی با معشوق بوده است. حافظ در این ابیات با نگاهی عرفانی، عشق را حقیقتی ازلی و ابدی می‌داند و ضمن دفاع از شیوه زندگی خود که گاه به ظاهر با زهد در تضاد است، آن را ناشی از کششِ محبوب می‌شمارد.

شاعر در این اثر، جایگاه عشق را فراتر از تعلقات مادی و ظاهری می‌نشاند و با نگاهی رندانه، گناهان ظاهری را به واسطه حضور یار، توجیه می‌کند. این غزل را می‌توان نوعی بازگشت به خویشتن و تبیینِ جایگاه رفیع شعر حافظ در هستی دانست که پیوندی ناگسستنی با ازل و ابد دارد.

معنی و تفسیر

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

پیش از این نسبت به عاشقان توجه و عنایت بیشتری داشتی و مهربانی تو با ما زبانزد خاص و عام بود.

نکته ادبی: شهره آفاق بودن کنایه از مشهور بودن و در همه جا پیچیدن آوازه است.

یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

یاد آن شب‌های خوش هم‌نشینی با دوستان شیرین‌سخن به خیر که بحث و گفت‌وگوی ما پیرامون عشق و ذکر احوال عاشقان بود.

نکته ادبی: نوشین‌لبان استعاره از دوستان خوش‌سخن و اهل دل است.

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

پیش از آنکه این آسمانِ فیروزه‌ای و سقفِ بلندِ کیهان آفریده شود، نگاه من تنها به ابروی معشوق که در زیبایی بی‌نظیر بود، معطوف بود.

نکته ادبی: طاق مینا استعاره از آسمان است و ایهام در کلمه طاق (به معنی قوس و نیز به معنی فرد و بی‌نظیر) به کار رفته است.

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

از همان ابتدای آفرینش تا پایان هستی، پیمانِ دوستی و عشق ما بر یک عهد و میثاق استوار بوده و تغییر نیافته است.

نکته ادبی: اشاره به الست و پیمان ازلی میان عاشق و معشوق دارد.

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

اگر سایه توجه معشوق بر سر عاشق بیفتد، جای تعجب نیست؛ چرا که ما به او محتاج بودیم و او نیز به ما مشتاق بود.

نکته ادبی: اشاره به نکته عرفانی نیاز عاشق به معشوق و همچنین اشتیاق معشوق به ظهور در عاشق دارد.

حسن مه رویان مجلس گر چه دل می برد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

اگرچه زیباییِ چهره‌یِ زیبارویانِ مجلس، دل و دین انسان را می‌رباید، اما دغدغه و بحث اصلی ما پیرامون کمالات اخلاقی و لطف طبع بود.

نکته ادبی: مه‌رویان به معنی زیبارویان است که از تشبیه به ماه گرفته شده است.

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

گدایی بر درِ خانه پادشاه، نکته‌ای عمیق و حکیمانه گفت که بر سر هر سفره‌ای که نشستم، رزق‌دهنده اصلی خداوند بوده است.

نکته ادبی: اشاره به توکل و نفی وابستگی به قدرت‌های دنیوی دارد.

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

اگر تسبیحِ زهد و عبادت من گسست و پاره شد، مرا ببخش، زیرا دست من در آن هنگام به دامن ساقیِ زیباروی گره خورده بود.

نکته ادبی: سیمین‌ساق استعاره از کسی که پاهای سفید و زیبا دارد؛ در اینجا کنایه از معشوق یا ساقی است.

در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

اگر در شب قدر که زمان عبادت است به شراب‌خواری روی آوردم، مرا سرزنش نکن؛ چرا که یار با نشاط و خوشی از راه رسید و جام شراب نیز مهیا بود.

نکته ادبی: صبوحی به معنای شراب صبحگاهی است؛ تضاد شب قدر و میگساری نشان از رندی و نگاه خاص شاعر دارد.

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

شعر حافظ چنان والامقام و ازلی است که گویی در زمان خلقت آدم نیز در باغ بهشت، زینت‌بخشِ دفترِ گل و گیاه بوده است.

نکته ادبی: اغراق یا مبالغه در توصیف جایگاه شعر خود در هستی.

آرایه‌های ادبی

ایهام طاق

در بیت سوم، هم به معنای قوس و معماری و هم به معنای فرد و بی‌مانند به کار رفته است.

تناقض (پارادوکس) او به ما مشتاق بود

عارفان معتقدند همان‌طور که عاشق طالب معشوق است، معشوق نیز طالب ظهور در عاشق است.

اغراق شعر حافظ در زمان آدم

بزرگ‌نمایی درباره قدمت و ازلی بودن شعر حافظ.

کنایه رشته تسبیح بگسست

کنایه از ترک عبادت ظاهری و زهد ریایی و روی آوردن به مستی و عشق است.