غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۸۵

حافظ
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
مصلحت دید من آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طره یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند
یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند
حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل تابلویی از تقابل میان ظاهرپرستی و حقیقت‌جویی است؛ حافظ در این ابیات با لحنی انتقادی، زاهدانِ ریاکار و صومعه‌نشینانی را که در بندِ قیل‌وقالِ دینی هستند به چالش می‌کشد و آنان را به رها کردنِ دلبستگی‌های دنیوی و روی آوردن به عالمِ عشق و زیبایی دعوت می‌کند.

در فضای این شعر، شاعر از بی‌وفایی روزگار و سنگدلی مردم زمانه گلایه دارد و معتقد است که در چنین دنیای سرد و بی‌عاطفه‌ای، تنها مأمن و پناهِ امن، انزوا و یا غرق شدن در لذتِ حضورِ یار و بهره‌مندی از هنر (شعر و موسیقی) است.

معنی و تفسیر

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

آیا روزی فرا می‌رسد که ارزشِ واقعی و عیارِ ادعاهای آدم‌ها سنجیده شود، تا کسانی که در صومعه‌ها به عبادت‌های ظاهری مشغول‌اند، از این ریاکاری دست بردارند و به دنبال کار و هدفی حقیقی بروند؟

نکته ادبی: واژه عیار در اینجا به معنای محک زدن و آزمودن طلا برای تشخیص خلوص آن است و به کنایه از ارزیابی نیت‌ها به کار رفته است.

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طره یاری گیرند

صلاحدید و پیشنهاد من این است که ای دوستان، تمام کارهای بی‌حاصلِ دنیوی را رها کنید و به دنبالِ دست یافتن به پیچ و تابِ گیسوی یار (تجربه عشق) باشید.

نکته ادبی: خم طره به معنای پیچ و تاب گیسو است که در ادبیات کلاسیک نمادِ پیچیدگیِ عشق و گرفتاریِ عاشق است.

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند

یارانِ بزم، خوش فرصتی را برای پیوند با زلفِ ساقی (محبوب) یافته‌اند؛ اگر گردشِ چرخِ فلک به آنان اجازه دهد که به آرامش برسند و این حالِ خوش را حفظ کنند.

نکته ادبی: حریفان در شعر کلاسیک به معنای هم‌نشینان و همراهان در بزم است، نه دشمنان.

قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند

قدرتِ زهد و پرهیزکاریِ خود را به رخِ زیبارویان نکش؛ چرا که در سپاهِ زیبایی، آن‌ها چنان قدرتمندند که می‌توانند هر قلبِ دژی را تنها با یک نگاه (سواری گرفتن) فتح کنند.

نکته ادبی: استفاده از اصطلاحات نظامی مانند خیل و حصار برای توصیف تسخیر قلب توسط زیبایی، یک ایهامِ حماسی-عاشقانه ایجاد کرده است.

یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

خدایا، این زیبارویانِ تندخو چه دلیریِ عجیبی در ریختنِ خونِ عاشقان دارند که هر لحظه با تیرِ مژه‌هایشان، شکارِ دل‌های ما را می‌گیرند.

نکته ادبی: بچه ترکان در اینجا به معنای زیبارویانِ تندخو و نازپرورده است و ربطی به قومیت ندارد؛ این تعبیر در شعر فارسی برای توصیف زیبایی استفاده می‌شده است.

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

رقصیدن در حالی که شعرِ لطیف خوانده می‌شود و صدای نی به گوش می‌رسد، بسیار دلپذیر است؛ به‌ویژه اگر در آن رقص، دستِ محبوب را در دست گرفته باشی.

نکته ادبی: شعرِ تر به معنای شعرِ تازه، لطیف و آبدار است که روح و جان را می‌نوازد.

حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

ای حافظ، مردمِ این روزگار غم و دردی برای بینوایان و دردمندان ندارند؛ در میانِ این بی‌مهری، اگر بتوانی، بهتر است که کناره‌گیری کنی و در انزوا باشی.

نکته ادبی: ابنای زمان کنایه از مردمِ دنیاطلب و بی‌عاطفه‌ی روزگار است که نسبت به رنجِ دیگران بی‌تفاوت هستند.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیر مژه

تشبیه مژه‌های یار به تیرهای جنگی که قلب عاشق را هدف می‌گیرند و او را از پای درمی‌آورند.

ایهام تناسب حصاری به سواری گیرند

بهره‌گیری از واژگان نظامی (خیل، حصار، سواری) برای بیانِ تسلطِ زیبایی بر قلب انسان که تقابلی هنرمندانه با مفهوم زهد ایجاد کرده است.

کنایه صومعه‌داران

کنایه از مدعیانِ دین‌داری و زاهدانِ ظاهری که تنها در بندِ شکلِ عبادت هستند و از معنای آن غافل‌اند.

تشبیه بچه ترکان

تشبیه زیبارویان به ترکان که در ادبیاتِ کهن به داشتنِ چهره‌ای زیبا و چشمانی نافذ و دلیری معروف بوده‌اند.