غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۵۷

حافظ
هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم داغ سودای توام سر سویدا باشد
تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
از بن هر مژه ام آب روان است بیا اگرت میل لب جوی و تماشا باشد
چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد
ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد
چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل در فضایی از شور، اشتیاق و ناله دردمندانه عاشقانه سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف عرفانی و زمینی، بر این باور است که عشق به محبوب، فراتر از زمان و مکان و حتی فراتر از مرزهای مرگ و زندگی است. فضای کلی اثر آمیزه‌ای از انتظار، اندوه هجران و تماشای زیبایی‌های ظاهری و باطنی محبوب است که عاشق را در دایره‌ای از شیدایی اسیر کرده و راه رهایی را بر او بسته است.

در این ابیات، شاعر به خوبی تضاد میان بی‌پروایی و ناز محبوب با بی‌قراری و خاکساری عاشق را به تصویر می‌کشد. هدف غایی شاعر، نشان دادن تسلیم محض عاشق در برابر زیبایی و جبر عشق است؛ عشقی که حتی در رستاخیز و پس از مرگ نیز از دل عاشق زدوده نمی‌شود و او را همواره در هوای وصال نگه می‌دارد.

معنی و تفسیر

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

کسی که سودای عشق به چهره‌ی نوخاسته و زیبایی‌های تازه‌شکفته‌ی تو را در سر دارد، هرگز نمی‌تواند از دایره‌ی این عشق بیرون برود و تا زنده است در بند تو گرفتار خواهد بود.

نکته ادبی: خط سبز به موهای نازک و تازه‌ای گفته می‌شود که بر چهره نوجوانان می‌روید و کنایه از طراوت و اوج زیبایی است.

من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم داغ سودای توام سر سویدا باشد

من هنگامی که در روز قیامت از خاک قبرم همچون گل لاله سر بر می‌آورم، نشان و داغ عشق تو همچنان در عمیق‌ترین جای قلبم (سویدا) باقی مانده است.

نکته ادبی: سویدا به نقطه سیاه درون قلب گفته می‌شود که در عرفان جایگاه عشق است و لاله صفت بودن به دلیل سرخی و داغ میان آن است.

تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد

ای محبوب که همچون گوهر بی‌همتایی، آخر کجا پنهان شده‌ای که مردم از شدت اندوه دوری تو، چشمانشان به دریایی از اشک تبدیل شده است؟

نکته ادبی: گوهر یک‌دانه استعاره از محبوب بی‌نظیر و تکرارنشدنی است.

از بن هر مژه ام آب روان است بیا اگرت میل لب جوی و تماشا باشد

از پای هر مژه‌ام اشک‌های روان جاری است، پس اگر میل داری در کنار جوی آب قدم بزنی و به تماشای آب بنشینی، بیا و این منظره را ببین.

نکته ادبی: اشاره به جوی آب کنایه از جاری بودن اشک‌های عاشق است که با منظره جویبار پیوند خورده است.

چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد

همچون گل که زود می‌شکفد و همچون شراب که باید در وقت مناسب نوشید، تو نیز لحظه‌ای از پس پرده‌ بیرون بیا و خود را نشان بده، چرا که فرصت دیدار دوباره معلوم نیست و ممکن است دیگر چنین فرصتی دست ندهد.

نکته ادبی: پرده نماد حجاب میان عاشق و معشوق است که در اینجا به معنای دوری و پنهان بودن محبوب است.

ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد

من در زیر سایه بلند خم زلف تو پناه گرفته‌ام، چرا که تنها در این سایه است که دل آشفته و شیدای من به آرامش و قرار می‌رسد.

نکته ادبی: ظل ممدود (سایه کشیده) اشاره به سایه آرام‌بخش و بلند زلف معشوق دارد که برای عاشق پناهگاه است.

چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

چشمانت به خاطر ناز و تکبر، هیچ توجهی به حافظ نمی‌کند؛ البته این رفتار طبیعی است، چرا که گل نرگس همواره به زیبایی و بی‌اعتنایی شهره است.

نکته ادبی: نرگس رعنا کنایه از چشم معشوق است که چون گل نرگس زیباست اما به سبب مستی و تکبر، بی‌اعتنا به نظر می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خط سبز

اشاره به موهای تازه‌روییده بر چهره محبوب که نماد زیبایی و طراوت است.

تشبیه لاله صفت

تشبیه برآمدن عاشق از خاک قبر به شکوفا شدن گل لاله به دلیل داشتن داغ (نشان عشق).

مبالغه دیده مردم همه دریا باشد

بزرگ‌نمایی شدت گریه و اندوه مردم در فراق محبوب.

نماد نرگس رعنا

نماد چشم محبوب که به خاطر زیبایی و سرکشی، بی‌اعتناست.