غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۵۵

حافظ
اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو می بینم بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، تصویرگرِ وضعیتِ پرتناقضِ عاشقی است که در برابرِ محبوبِ بی‌اعتنا و گریزان قرار دارد. شاعر در فضایی سرشار از تلاطم و حیرت، از بی‌وفایی و استغنای یار سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه هرگونه تلاش برای وصال یا کناره‌گیری از عشق، به گونه‌ای به ناکامی می‌انجامد.

در پایان، حافظ نگاهی کلان‌تر به هستی می‌افکند و با اشاره به ماهیتِ شعبده‌باز و پیش‌بینی‌ناپذیرِ روزگار، تنها راهِ رهایی از این رنج‌های بی‌پایان را تسلیمِ رضایت‌آمیز در برابرِ تقدیر و صبرِ پیشه کردن می‌داند.

معنی و تفسیر

اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

اگر به دنبالت بیایم، آشوب و فتنه‌ای برپا می‌کنی و اگر از پی‌گیری دست بردارم، از سرِ کینه با من برخورد می‌کنی.

نکته ادبی: تضادِ میانِ 'روم' و 'بنشینم' نشان‌دهنده‌ی بن‌بستِ روانیِ عاشق در انتخابِ روشِ رفتار با معشوق است.

و گر به رهگذری یک دم از وفاداری چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

اگر بخواهم با وفاداری، همچون غباری در پی‌ات بیایم، تو چون باد می‌گریزی و دست‌نیافتنی می‌شوی.

نکته ادبی: استفاده از تشبیه 'چو گرد' و 'چو باد' برای نشان دادنِ تفاوتِ جایگاهِ عاشق که خوار است و معشوق که سریع و گریزان است، به کار رفته.

و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس ز حقه دهنش چون شکر فروریزد

اگر بخواهم حتی نیمی از بوسه‌ای درخواست کنم، تو با لبانی که همچون شکر شیرین است، با افسوس و انکار پاسخ می‌دهی.

نکته ادبی: واژه 'حقه' در اینجا استعاره از دهانِ کوچک و زیباست که کلامِ شیرین از آن تراوش می‌کند و حاکی از ظرافتِ معشوق است.

من آن فریب که در نرگس تو می بینم بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

من آن فریبندگی و سحری که در چشمانِ تو می‌بینم، خوب می‌دانم که آبروی بسیاری از عاشقان را به باد داده و به خاکِ مذلت کشانده است.

نکته ادبی: 'نرگس' در شعرِ حافظ نمادِ چشمِ خمار و فریبنده است که می‌تواند عاشق را مسحور و خوار کند.

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

مسیرِ عشق، پر از پستی و بلندی و دام‌های خطرناک است. تنها کسی که شجاعت و دلیریِ واقعی داشته باشد، از این بلایا نمی‌هراسد.

نکته ادبی: 'شیردل' در اینجا کنایه از جسارت و پایداری در برابر سختی‌های راهِ عشق است.

تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد

تو عمرِ طولانی و صبر طلب کن، چرا که روزگار، شعبده‌باز و نیرنگ‌بازی است که بازی‌هایی عجیب‌تر و غافلگیرکننده‌تر از این نیز در آستین دارد.

نکته ادبی: روزگار در اینجا به 'شعبده‌باز' تشبیه شده که بیانگرِ تغییراتِ ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینیِ تقدیر است.

بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

ای حافظ، در پیشگاهِ تقدیر سرِ تسلیم فرود آر؛ چرا که اگر بخواهی با روزگار سرِ ستیز و لجاجت داشته باشی، او نیز با تو مقابله خواهد کرد.

نکته ادبی: 'آستانه تسلیم' کنایه از پذیرشِ قلبیِ حکمِ قضا و قدر است و نشان‌دهنده حکمتِ رهایی از رنجِ بی‌حاصل.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) روم / بنشینم ، فراز / شیب

این آرایه برای نشان دادنِ تضادهای درونیِ عاشق و دشواری‌های مسیرِ عشق به کار رفته است تا سرگشتگی عاشق نمایان شود.

تشبیه چو گرد، چو باد، چون شکر

شاعر برای ملموس‌تر کردنِ مفاهیمِ انتزاعی، رفتارهای محبوب و ویژگی‌های او را به عناصرِ طبیعت تشبیه کرده است تا تصویرسازیِ زنده‌تری ایجاد کند.

استعاره نرگس، شعبده‌باز

'نرگس' استعاره از چشمِ خمار و 'شعبده‌باز' استعاره از روزگارِ پرنیرنگ و غیرقابل پیش‌بینی است.