غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۴۷

حافظ
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک بدین نوید که باد سحرگهی آورد
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان در این جهان ز برای دل رهی آورد
همی رویم به شیراز با عنایت بخت زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد بسا شکست که با افسر شهی آورد
چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد
رساند رایت منصور بر فلک حافظ که التجا به جناب شهنشهی آورد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از امید و شور، روایتی است از پایان یافتن دوران حزن و اندوه که با نوید نسیم سحری آغاز می‌شود. شاعر با تکیه بر عنایت روزگار، بی‌تابی خود برای وصال را بازگو می‌کند و در فضایی از مستی و شادی، عزم سفر به شیراز را دارد؛ شهری که نماد آرامش و مقصد نهایی دل اوست.

نگاه حافظ در این ابیات، پیوندی است میان تقدیر و عشق؛ او با فروتنی درویشانه (کلاه نمد)، بر عظمت معشوق و پادشاهی او تأکید دارد. غزل با ستایش پناه بردن به درگاه بزرگان و تأثیر آن در تعالی روح و جایگاه آدمی به پایان می‌رسد.

معنی و تفسیر

نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد

دیشب نسیم باد صبا برایم خبر خوشی آورد که روزگار رنج و اندوه به پایان خود نزدیک شده است.

نکته ادبی: دوش به معنای دیشب و کوتهی به معنای کوتاه شدن و پایان یافتن است.

به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک بدین نوید که باد سحرگهی آورد

به شکرانه این خبر خوش که باد سحرگاهی آورده، جامه خود را به نشانه شور و مستی به مطربان صبحگاهی می‌بخشیم.

نکته ادبی: صبوحی به معنای شراب صبحگاهی است و جامه چاک دادن کنایه از شوریدگی و بیخودی است.

بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان در این جهان ز برای دل رهی آورد

ای محبوب بیا، چرا که رضوان (دربان بهشت) تو را که همانند حوریان بهشتی هستی برای تسلی دلِ بنده و درویشی چون من به این جهان فرستاده است.

نکته ادبی: رهی به معنای بنده و حقیر است و رضوان فرشته نگهبان بهشت است.

همی رویم به شیراز با عنایت بخت زهی رفیق که بختم به همرهی آورد

با لطف و عنایت بخت و اقبال عازم شیراز هستیم؛ چه همراه و هم‌سفر شایسته‌ای که روزگار برای من مقرر کرده است.

نکته ادبی: زهی شبه‌جمله‌ای برای تحسین و شگفتی است.

به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد بسا شکست که با افسر شهی آورد

در پی دلجویی از ما باش، زیرا همین کلاه نمدی ساده و درویشی، بسیار پیش آمده که تاج و تخت پادشاهان را شکست داده است.

نکته ادبی: کلاه نمد نماد فقر و درویشی و افسر شهی نماد قدرت و پادشاهی است.

چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد

وقتی یاد چهره آن زیبارویِ خیمه‌نشین در خاطرم زنده شد، ناله‌های دلم تا سپهر آسمان رسید.

نکته ادبی: خرگهی به معنای ساکن خیمه و خرمن ماه استعاره از نور و هاله ماه است.

رساند رایت منصور بر فلک حافظ که التجا به جناب شهنشهی آورد

حافظ پرچم پیروزی خود را به آسمان‌ها رساند، چرا که به درگاه پادشاهی بزرگ پناه آورد و به او متوسل شد.

نکته ادبی: رایت به معنای پرچم و در اینجا نماد عزت و سربلندی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرمن ماه

اشاره به هاله و نور گرد ماه که کنایه از زیبایی درخشان معشوق است.

تضاد کلاه نمد و افسر شهی

تقابل میان نماد درویشی و نماد سلطنت برای نشان دادن شکست‌ناپذیری عشق.

کنایه جامه چاک دادن

کنایه از شدت شور و شادمانی و از خود بیخود شدن.

تلمیح رضوان و حور بهشت

اشاره به باورهای اسلامی درباره بهشت و فرشتگان برای توصیف زیبایی فوق‌العاده معشوق.