غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۴۳

حافظ
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد
این همه شعبده خویش که می کرد این جا سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل تابلویی از بازگشت انسان به خویشتنِ خویش و درکِ این حقیقت است که حقیقتِ مطلق، نه در دوردست‌ها و نه نزدِ بیگانگان، بلکه در نهادِ جانِ آدمی نهفته است. شاعر با زبانی نمادین، مخاطب را از جست‌وجویِ بیهوده در بیرون از خود برحذر می‌دارد و بر حضورِ همیشگیِ خداوند در قلبِ انسان تأکید می‌کند.

فضایِ کلی شعر، عرفانی و تذکرآمیز است که در آن، مرز میانِ ظاهر و باطن شکسته می‌شود. حافظ در این ابیات، با نقدِ پندارهایِ باطلِ خود و دیگران، راهِ رسیدن به مقصود را نه در طریقت‌هایِ صوری، بلکه در شهودِ قلبی و رهایی از بندهایِ دنیوی می‌داند.

معنی و تفسیر

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

سال‌ها قلبم به دنبالِ آن جامِ جهان‌بین در بیرون از خود می‌گشت، در حالی که خودش از ابتدا آن را در درون داشت و بی‌هوده از غریبه‌ها طلبش می‌کرد.

نکته ادبی: جام جم نماد معرفت و شهود درونی است و کنایه از غفلت انسان از گنجینه معرفتی خویش دارد.

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

آن گوهرِ وجودی که فراتر از زمان و مکان است، انسان‌هایِ گم‌گشته و بی‌حاصل در کرانه‌هایِ دنیا به دنبالش می‌گشتند.

نکته ادبی: کون و مکان استعاره از عالم مادی و فانی است. گمشدگان لب دریا کنایه از کسانی است که حقیقت را در ظواهر می‌جویند.

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو به تایید نظر حل معما می کرد

دیشب دشواری‌هایِ روحی‌ام را نزدِ پیرِ راهنما بردم؛ او با یک نگاهِ نافذ و تأییدآمیز، تمامِ آن پیچیدگی‌ها را برایم آسان کرد.

نکته ادبی: پیر مغان نماد مرشد و پیر طریقت است. تایید نظر به معنای عنایت و توجه معنوی است.

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد

او را شاد و خندان دیدم که جامی در دست داشت و در آن جام، جهان را مانندِ آینه‌ای تماشا می‌کرد.

نکته ادبی: آینه در اینجا نماد مشاهده اسرار هستی در وجود معشوق است.

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد

از او پرسیدم که چه کسی این جامِ جهان‌بین را به تو بخشیده است؟ پاسخ داد: همان روزی که این آسمانِ نیلگون و جهان را می‌آفریدند.

نکته ادبی: گنبد مینا استعاره از آسمان است و اشاره به ازل و آغاز آفرینش دارد.

بی دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد

انسانِ غافل در همه حال با خداوند همراه بود، اما خودش این حضور را نمی‌دید و از دور به دنبالِ خدا می‌گشت.

نکته ادبی: بی دلی در اینجا به معنای غفلت و دوری از اصل خویش است.

این همه شعبده خویش که می کرد این جا سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد

این فریب‌کاری‌ها و تردستی‌هایِ خودساخته در برابرِ قدرتِ لایزالِ الهی، مانندِ جادویِ سامری در برابرِ معجزه عصا و دستِ روشنِ موسی است.

نکته ادبی: اشاره به داستان قرآنی حضرت موسی و سامری جهت تمثیل تقابل کذب و حقیقت.

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

آن عاشقِ سر دار گفت جرمش تنها این بود که رازهایِ پنهانِ الهی را آشکار کرد.

نکته ادبی: اشاره به منصور حلاج که به جرم افشای اسرار الهی به دار آویخته شد.

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می کرد

اگر لطفِ الهی و روح‌القدس دوباره یاری کند، انسان‌هایِ دیگر نیز می‌توانند همان کارهایِ اعجازآمیزی را انجام دهند که حضرت مسیح می‌کرد.

نکته ادبی: روح القدس و مسیح اشاره به توانایی‌های فوق بشری در سایه عنایت الهی دارد.

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

از او پرسیدم که چرا گیسوانِ معشوقان پیچ‌درپیچ و زنجیرمانند است؟ گفت: ای حافظ، این‌ها گله و شکایت‌هایِ دلِ عاشقِ توست که پریشان است.

نکته ادبی: سلسله زلف استعاره از گرفتاری‌های عشق و آشفتگی حال عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح جام جم

اشاره به اسطوره جام کیخسرو که جهان را در آن می‌دیدند.

تلمیح سامری و ید بیضا

اشاره به داستان‌های قرآنی تقابل جادو و معجزه.

تلمیح روح القدس و مسیح

اشاره به اعجاز حضرت مسیح به یاری روح‌القدس.

مراعات نظیر عصا و ید بیضا

هم‌نشینی واژگانی مربوط به معجزات حضرت موسی.

نماد پیر مغان

نماد رهبر عرفانی و عارف کامل.