غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۴۲

حافظ
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق راه مستانه زد و چاره مخموری کرد
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد
غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، سرودی است در ستایش رهایی از قیود سخت‌گیرانه و ریاکاری‌های زاهدانه، که در فضایی شاد و سرخوشانه روایت می‌شود. شاعر با زبانی نمادین و رندانه، پیروزی عشق و مستی بر زهد ظاهری را به تصویر می‌کشد و شراب را چون مهمانی عزیز توصیف می‌کند که دیگر نمی‌توان حضورش را پنهان کرد.

شاعر در پایان، هشداری اخلاقی می‌دهد و فروتنی را تنها راه نجات از آسیب‌های غرور و خودپسندی می‌داند؛ زیرا در نگاه او، سرانجامِ تکیه بر خودبینی و تکبر، از دست دادن تمام دارایی‌های معنوی و دنیوی است.

معنی و تفسیر

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد

ای دوستان، شراب (که مانند دختری از تاک زاده شده) دیگر از پنهان ماندن دست کشیده است؛ او به نزد مأمور شرع رفته و با تدبیری که اندیشیده، مجوز حضور و فعالیت خود را گرفته است.

نکته ادبی: دختر رز استعاره از شراب است و مستوری به معنای پوشیدگی و پرهیزکاری است.

آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد

حالا که شراب از پس پرده بیرون آمده و به مجلس ما رسیده، غبار و قطرات آن را پاک کنید و با احترام پذیرایش باشید، تا دوستان حاضر در مجلس، بهانه نیاورند و نپرسند که چرا تاکنون غایب بود و دوری می‌کرد.

نکته ادبی: پرده در اینجا نماد پوشیدگی و پنهانی است و عرق اشاره به قطرات روی ظرف شراب دارد.

مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق راه مستانه زد و چاره مخموری کرد

ای دل، مژده بده که دوباره نوازنده موسیقی عشق، نغمه‌ای شورانگیز و مستانه سر داده و با این کار، درمان دردِ خماری و بی‌خبری ما را فراهم کرده است.

نکته ادبی: مخموری استعاره از دوری از معشوق و بی‌حاصلی است.

نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد

آن اثری که شراب انگوری بر لباس و ظاهرسازی زاهد گذاشته، چنان عمیق است که نه با هفت بار شستن و نه با صد بار آتش زدن هم پاک نمی‌شود؛ یعنی رسوایی ریاکار آشکار شده است.

نکته ادبی: خرقه نماد تظاهر به زهد است و هفت آب اشاره به آداب تطهیر و غسل دارد.

غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد

غنچه گلبن وصال من، با نسیم لطفِ معشوق شکوفا شد و پرنده خوش‌سخن شادی، نغمه‌های خود را از میان برگ‌های گل سرخ محمدی آغاز کرد.

نکته ادبی: گل سوری همان گل سرخ است و مرغ خوشخوان استعاره از عاشق یا نغمه‌سرایِ شادی است.

حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

ای حافظ، تواضع و فروتنی را هرگز رها نکن؛ زیرا که آدم حسود و مغرور، به خاطر خودپسندی‌اش، آبرو، ثروت، دل و ایمان خود را به باد فنا داد.

نکته ادبی: افتادگی به معنای فروتنی و شکسته‌نفسی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) دختر رز توبه ز مستوری کرد

شاعر به شراب ویژگی‌های انسانی مانند توبه کردن و گرفتن مجوز نسبت داده است.

کنایه از پرده بیرون آمدن

کنایه از آشکار شدن و علنی شدنِ موضوعی پنهان.

مبالغه نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود

بزرگ‌نمایی در پایداریِ لکه گناه یا عشق بر روی ظاهر زاهد.

نماد خرقه

نماد تظاهر به دین‌داری و زهد ظاهری.