غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۳۵

حافظ
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

شعر حاضر، بیانی جسورانه و عاشقانه از تغییر مسیر زندگی و دوری جستن از تظاهر و انفعال است. شاعر با زبانی سرشار از شور و تصمیم، بر آن است که عمرِ رفته را جبران کرده و تمام داشته‌های معنوی و اعتباری خود را در راه عشق فدا کند.

در این ابیات، حافظ با نقدِ ریاکاری و بی‌حاصلیِ راهِ تعصب و دانشِ خشک، راهِ رندی و عاشقی را برمی‌گزیند. این فضا نشان‌دهنده گذار از عقلانیتِ صوری به حقیقتِ وجودیِ عشق است که در آن، عاشق تمام هستی خود را به امید وصالِ یار به بازی می‌گیرد.

معنی و تفسیر

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد

زمانی که اراده کنم به سوی جایگاه محبوب سفر کنم، نفسم از عطر خوش او معطر و مشک‌بوی خواهد شد.

نکته ادبی: استعاره از اشتیاق شدید که باعث دگرگونی درونی عاشق می‌شود.

به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

عمرم بی‌فایده و بدون بهره‌مندی از عشق و باده در حال گذر است؛ دیگر از این بیکاری و بطالت بیزارم و از امروز تصمیم دارم کار اصلی یعنی عشق‌ورزی را آغاز کنم.

نکته ادبی: بطالت به معنای تنبلی و کار نکردن است، اما اینجا کنایه از غفلت از مسیر حقیقت است.

هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد

هرگونه اعتبار، آبرو و جایگاهی که در سایه علم و دینداری برای خود کسب کرده‌ام، همه را فدای خاک پای آن نگار می‌کنم.

نکته ادبی: تضاد میان آبرو (که در عرفِ عام ارزشمند است) و خاکِ ره (که پست شمرده می‌شود)، اوجِ فداکاری عاشق را نشان می‌دهد.

چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد

همان‌طور که شمع در لحظه سحر با شعله عشقِ او برایم نورانی و روشن گشت، دریافتم که باید تمام عمرم را صرف این عشق و دلدادگی کنم.

نکته ادبی: شمع صبحدم نمادِ آگاهی و بیداریِ ناگهانی در مسیرِ عشق است.

به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد

در خیالِ چشمانِ تو، خود را از خود بی‌خود و خراب می‌کنم تا با این سرمستی، پیوندِ پیمانِ ازلی‌مان را مستحکم‌تر کنم.

نکته ادبی: خراب‌کردن در ادبیات عرفانی به معنای شکستنِ خودِ مجازی برای رسیدن به خودِ حقیقی است.

صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد

صبا کجاست تا این جانِ من را که همچون گل خونین شده، به عنوان هدیه نزدِ گیسوی یار ببرد؟

نکته ادبی: اشاره به صبا به عنوان پیام‌رسان میان عاشق و معشوق.

نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد

حافظ معتقد است که ریاکاری و دورویی، روشنایی و صفای دل را از بین می‌برد، بنابراین من مسیر رندی و عشق‌ورزی صادقانه را برمی‌گزینم.

نکته ادبی: نفاق و زرق به معنای دورویی و تظاهر است که در برابر رندی (آزادی‌خواهی عارفانه) قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خراب

به معنای مستی و از خود بی‌خود شدن در راه عشق.

تضاد آبرو و خاک ره

تقابلِ ارزشِ دنیوی با ارزشِ معنویِ عشق.

تلمیح صبا

اشاره به باد صبا به عنوان پیام‌رسان محبوب و عاشق.

تشبیه جان خون گرفته چو گل

تشبیه جانِ عاشق به گلی که از شدتِ شوق یا رنج، گلگون و زخم‌خورده است.