غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۳۴

حافظ
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد
قره العین من آن میوه دل یادش باد که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
ساروان بار من افتاد خدا را مددی که امید کرمم همره این محمل کرد
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد
آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد
نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

در این غزل، شاعر با زبانی حزین و دلی پردرد به ناپایداری روزگار و بی‌وفایی دنیا می‌پردازد. او زندگی را صحنه‌ای می‌بیند که در آن هرچه آدمی با رنج و زحمت به دست می‌آورد، به دست تقدیر و حسادت زمانه به یغما می‌رود و حسرت بر جای می‌ماند.

حافظ در این ابیات، ضمن سوگواری برای از دست دادن محبوب، با بیانی تمثیلی از صحنه‌های زندگی، از بی‌نتیجه ماندن تلاش‌ها و غفلت‌هایی که فرصت‌ها را از دست انسان می‌رباید، سخن می‌گوید و در نهایت به سرنوشت محتوم آدمی اشاره می‌کند.

معنی و تفسیر

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

بلبل با مشقت فراوان برای به دست آوردن گلی تلاش کرد، اما ناگهان بادِ حسادت وزید و با پراکندن گلبرگ‌ها، تمام زحمات او را به باد داد.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از رنج کشیدن و صبر کردن است. واژه پریشان کردن به معنای آشفته کردن و از بین بردن است.

طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

طوطی که به امید رسیدن به شیرینی و شکر دل‌خوش کرده بود، ناگهان گرفتار سیلاب مرگ شد و تمام آرزوهایش نقش بر آب شد.

نکته ادبی: طوطی نماد روحِ مشتاق و شکر نماد لذت و محبوب است. سیل فنا کنایه از حوادث نابودکننده روزگار است.

قره العین من آن میوه دل یادش باد که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

به یاد آن محبوبِ عزیز و نور چشمی هستم که با رفتنِ آسانش، زندگی و کار مرا به شدت دشوار و آشفته ساخت.

نکته ادبی: قره‌العین به معنای نور چشم و کنایه از عزیزترین کسان است. میوه دل نیز استعاره‌ای برای محبوب است.

ساروان بار من افتاد خدا را مددی که امید کرمم همره این محمل کرد

ای ساربان، بار و بنه من از روی شتر افتاده است، تو را به خدا کمکم کن؛ چرا که با امید به بزرگواری و لطف تو، این سفر را آغاز کردم.

نکته ادبی: ساروان نماد راهنما یا مددکار در مسیر زندگی است. محمل کنایه از بار و توشه یا خودِ مسیرِ سفر است.

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد

چهره خاکی و اشک‌های جاری مرا حقیر ندان؛ چرا که آسمان هم برای ساختنِ کاخ‌های بلند خود، از همین کاه و گل (خاک و آب) استفاده می‌کند.

نکته ادبی: کنایه از ارزش‌گذاری دوباره بر رنج انسان در برابر عظمت هستی است. طربخانه اشاره به کاخ‌های زیبا دارد.

آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

وای و صد افسوس که از نگاه حسودِ آسمان (ماه)، محبوب من که ابروهایی چون کمان داشت، راهی گورِ تیره و تار شد.

نکته ادبی: مه چرخ به معنای ماهِ آسمان است. لحد به معنای گور و محل دفن است که تضاد زیبایی با ماه دارد.

نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

مهره شاه را در بازی شطرنج حرکت ندادم و فرصت پیروزی از دست رفت؛ نمی‌دانم چه کنم که غفلت و ناآگاهی، سرنوشت را بر من تیره کرد.

نکته ادبی: اشاره مستقیم به بازی شطرنج. شاه رخ یا حرکت شاه، کنایه از تدبیر صحیح در امور زندگی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تمثیل خاکی و نم چشم

مقایسه میان حقارتِ ظاهر انسان با شکوهِ کاخ‌های آسمانی برای نشان دادن بی‌پایه بودن قضاوت‌های ظاهری.

استعاره سیل فنا

تشبیه مرگ و حوادث نابودکننده روزگار به سیلابی ویرانگر.

تلمیح شاه رخ

اشاره به قواعد بازی شطرنج برای بیان مفهوم فرصت‌سوزی و عدم استفاده از تدبیر.

کنایه خون دل خوردن

اشاره به تحمل رنج و سختی بسیار و صبر کردن در راه رسیدن به هدف.