غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۳۰

حافظ
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
گر از سلطان طمع کردم خطا بود ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد
نقاب گل کشید و زلف سنبل گره بند قبای غنچه وا کرد
به هر سو بلبل عاشق در افغان تنعم از میان باد صبا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان که حافظ توبه از زهد ریا کرد
وفا از خواجگان شهر با من کمال دولت و دین بوالوفا کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل تابلویی از فضای طبیعت است که در آن بلبل به عنوان نماد عاشق سرگشته، درد دوری و رنج عشق را با نسیم صبا در میان می‌گذارد. در پس این تصویرسازی‌های عاشقانه، شاعر از دلبستگی به غیر یار و ریاکاری‌های اجتماعی گلایه می‌کند و به دنبال گمشده خویش، یعنی صداقت و وفا می‌گردد.

در نهایت، شاعر با نفی زهد ریایی، به سوی عالم رندی و بی‌پروایی عاشقانه گام برمی‌دارد و با ستایش ممدوح، نشان می‌دهد که کمال دینداری و انسانیت نه در ادعای تقوا، که در وفا و مردانگی عملی است.

معنی و تفسیر

سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه ها کرد

هنگام سحر، بلبل از دردِ عشقِ گل با نسیم صبا درد دل کرد و گفت که عشق، چه بلاهایی که بر سر من نیاورده است.

نکته ادبی: صبا در ادبیات کلاسیک فارسی نماد پیک و پیام‌رسان میان عاشق و معشوق است.

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد

آن رنگ و لعاب زیبای گل، دلم را خون کرد و مرا از باغ وصال محروم ساخت و به تیغ‌های خار هجران دچار کرد.

نکته ادبی: گلشن نماد جایگاه انس و وصال است که در اینجا با خار تقابل یافته است.

غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد

من بنده و خاکسارِ همتِ آن انسانِ والامقامی هستم که کارهای نیکش را بدون تظاهر و خودنمایی انجام می‌دهد.

نکته ادبی: نازنین استعاره از معشوق یا ممدوحی است که صفت بارزش دوری از ریا است.

من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

دیگر از افراد غریبه و بیگانه گله‌مند نیستم، چرا که هر آسیب و دردی که به من رسیده، از جانبِ یارِ نزدیک و آشنا بوده است.

نکته ادبی: آشنا در اینجا کنایه از معشوق است که برخلاف انتظار، به عاشق جفا می‌کند.

گر از سلطان طمع کردم خطا بود ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

اگر از پادشاه توقعِ لطف داشتم، اشتباه می‌کردم و اگر از معشوق طلبِ وفاداری کردم، جز جفا و بی‌مهری چیزی نصیبم نشد.

نکته ادبی: استفاده از آرایه تضاد در واژگان وفا و جفا برای نشان دادن شکستِ انتظارات عاشق.

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد

خوشا به حال آن نسیم صبحگاهی که با وزش خود، رنج و دردِ دلِ شب‌زنده‌داران و عاشقانِ تنها را درمان کرد.

نکته ادبی: شب‌نشینان کنایه از عاشقان و عارفانی است که شب را به دعا و تامل سپری می‌کنند.

نقاب گل کشید و زلف سنبل گره بند قبای غنچه وا کرد

نسیم، نقاب از چهره گل کشید و زلف‌های گل‌گونه‌اش را پریشان کرد و گره‌های غنچه را باز نمود تا شکفته شود.

نکته ادبی: تشخیص و جان‌بخشی به عناصر طبیعت که گویی نسیم کنشگری فعال است.

به هر سو بلبل عاشق در افغان تنعم از میان باد صبا کرد

در هر گوشه‌ای بلبلِ عاشق با ناله و فریاد مشغول است و در این میان، نسیم صباست که با الطافش به گلستان رونق و صفا می‌بخشد.

نکته ادبی: تنعم به معنای برخوردار شدن از نعمت و آسایش است.

بشارت بر به کوی می فروشان که حافظ توبه از زهد ریا کرد

به اهلِ می و میخانه مژده بدهید که حافظ از زهدِ ریایی و تظاهر به دینداری دست کشیده و توبه کرده است.

نکته ادبی: زهد ریا اشاره به نقدِ اجتماعیِ شاعر بر زاهدانِ ظاهرساز دارد.

وفا از خواجگان شهر با من کمال دولت و دین بوالوفا کرد

وفایی که بزرگان و سرانِ شهر در حق من روا داشتند، در واقع کمال دینداری و جوانمردیِ بوالوفا بود.

نکته ادبی: بوالوفا نام خاص برای ممدوح است که صفت اصلی او وفاداری است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص حکایت با صبا کرد

دادن قدرت تکلم و فهم به بلبل و صبا برای بیان حالات روحی

تضاد وفا و جفا

تقابل میان دو مفهوم برای تاکید بر ناکامی در رسیدن به مقصود

کنایه شب‌نشینان

اشاره به عاشقان و اهل درد که شب‌ها را در فراق به سر می‌برند

استعاره زلف سنبل

تشبیه تاب‌های گل به موی انسان برای تصویرسازی زیباتر

مراعات نظیر گل، خار، گلشن، نسیم

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معنایی (طبیعت) قرار دارند