غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۱۷

حافظ
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد
ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد
به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد
من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد
سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد
سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، بازتابی از احوالِ عاشقِ گوشه‌گیری است که در پرتوِ جمالِ معشوق، از تعلقاتِ ظاهری و زیبایی‌هایِ مادیِ جهان، همچون گل‌ها و شکوفه‌هایِ باغ، دل کنده و بی‌نیاز شده است. نگاهِ شاعر، نگاهی است که در پسِ ظواهرِ طبیعت، به دنبالِ حقیقتی فراتر می‌گردد و زیباییِ جهان را تنها در سایه‌یِ جلوه‌یِ معشوق معنا می‌کند.

درونمایه‌یِ اصلی، حسرتِ برخاسته از بی‌توجهیِ معشوق و رنجِ عاشقِ سوخته‌دلی است که در مسیرِ دشوارِ عشق، جز به چراغِ جمالِ یار تکیه ندارد. در پایان، این دلِ پُردرد، با دیدنِ نابسامانی‌هایِ روزگار و جانشینیِ نااهلان به‌جایِ اهلِ ذوق، از تماشایِ عالمِ فانی دست شسته و تمامِ همّتِ خود را تنها بر آموزه‌هایِ عشق متمرکز می‌کند.

معنی و تفسیر

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

قلبِ من با دیدنِ چهره‌یِ تو، از زیبایی‌هایِ باغ و بوستان بی‌نیاز شده است؛ چراکه دلِ من همچون درختِ سرو در بندِ عشقِ تو گرفتار است و مانندِ گلِ لاله، داغِ دردِ فراقِ تو را بر سینه دارد.

نکته ادبی: فراغ در اینجا به معنای بی‌نیازی و بی‌تفاوتی است. تشبیه به سرو و لاله، تصویرسازیِ کلاسیک برای بیانِ اسارت و دردِ عاشقانه است.

سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد

سرِ من در برابرِ ابروانِ کمان‌شکلِ هیچ‌کس خم نمی‌شود و فروتنی نمی‌کند، زیرا دلِ کسانی که گوشه‌نشینِ کویِ تو هستند، از تعلقاتِ دنیوی رها و بی‌نیاز است.

نکته ادبی: فرو نیاید به معنایِ تعظیم نکردن و تن به ذلت ندادن است. گوشه‌گیران نمادِ اهلِ عرفان و زهد هستند.

ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد

از گلِ بنفشه خشمگینم که سعی می‌کند ادایِ زلفِ تو را درآورد و به خود ببالد. به این سیاهیِ بی‌ارزش نگاه کن که چه خیال‌هایِ بزرگی در سر دارد و چه ادعایی می‌کند.

نکته ادبی: تاب داشتن به معنای ناآرامی و خشم است. شاعر با طنز، بنفشه را به خاطر شباهتِ ظاهری به زلفِ یار، گستاخ می‌خواند.

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

به باغ برو و نگاهی به تختِ گل‌ها بینداز که چگونه گلِ لاله مانندِ ندیمِ پادشاه در کنارِ او نشسته و جامِ شرابی در دست دارد.

نکته ادبی: ایاغ به معنای جام و پیاله است. استعاره از لاله به جامِ شراب اشاره به سرخیِ گل دارد.

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد

در شبِ تاریک و بیابانِ خطرناکِ زندگی، چگونه می‌توان به مقصد رسید؟ مگر آنکه شمعِ چهره‌یِ تو راهنمایِ من باشد و مسیر را روشن کند.

نکته ادبی: شبِ ظلمت و بیابان استعاره از دشواری‌هایِ مسیرِ زندگی و سلوک است.

من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد

سزاوار است که من و شمعِ صبحگاهی با هم گریه کنیم، زیرا هر دو در آتشِ عشق سوختیم و از میان رفتیم، در حالی که معشوقِ ما نسبت به حالِ ما بی‌خبر و بی‌توجه است.

نکته ادبی: بت به معنایِ معشوق است. فراغ در اینجا به معنای بی‌اعتنایی و فارغ‌البال بودن است.

سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد

شایسته است که همچون ابرِ پربارانِ ماهِ بهمن بر این باغ و زمانه بگریم، چراکه ببین جایگاهِ شادی و نغمه‌خوانیِ بلبل را اکنون زاغِ سیاه تصاحب کرده است.

نکته ادبی: ابرِ بهمن نمادِ باران‌هایِ شدید و گریه‌یِ ممتد است. بلبل نمادِ اهلِ هنر و زاغ نمادِ نااهلان است.

سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

دلِ دردمندِ من تنها مشتاقِ یادگیریِ درسِ عشق است و دیگر نه میلِ تماشا و گردش دارد و نه هوایِ گشت‌ و گذار در باغ را در سر می‌پروراند.

نکته ادبی: حافظ در اینجا خود را از دلبستگی‌هایِ سطحیِ طبیعت رها دانسته و هدفِ نهاییِ خود را کسبِ معرفتِ عاشقانه معرفی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو سرو / چو لاله / چو ابر بهمن

استفاده از ادات تشبیه برای تصویرسازیِ دقیقِ حالتِ عاشق و فضایِ پیرامونی.

تشخیص (جان‌بخشی) بنفشه... که چه در دماغ دارد

نسبت دادنِ غرور و خیال‌پردازیِ انسانی به گلِ بنفشه.

استعاره شمع رویت

تشبیه چهره‌یِ معشوق به شمعی که تاریکیِ بیابانِ زندگی را روشن می‌کند.

تضاد بلبل و زاغ

تقابلِ نمادین میان اهلِ ذوق و کمال (بلبل) با نااهلان و سیاه‌دلان (زاغ).