غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۰۰

حافظ
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این متن به مسئله گذرا بودن دنیا و ناپایداری امور مادی می‌پردازد و دعوت به رهایی از بند دلبستگی‌های دنیوی و اندوه‌های بیهوده می‌کند.

شاعر با لحنی خردمندانه و در عین حال صمیمانه، مخاطب را به پذیرش تقدیر و نگاهی فارغ از دغدغه‌های زودگذر دعوت می‌کند و در پایان بر اهمیت سلامت و طول عمر تأکید می‌ورزد.

معنی و تفسیر

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

دیروز آن پیر دانا و شراب‌فروش -که یادش همیشه به نیکی باد- به من گفت که شراب بنوش و غم و غصه را از دل بیرون کن.

نکته ادبی: پیر می فروش در اینجا استعاره از پیرِ راه و مرشد عرفانی است که دعوت به رهایی از غم می‌کند.

گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

من به او گفتم که شراب، آبرو و نام‌ونشانم را بر باد می‌دهد، اما او در پاسخ گفت که این توصیه را بپذیر و دیگر هر چه پیش می‌آید، بگذار بیاید (توکل کن).

نکته ادبی: به باد دادن در اینجا کنایه از از دست دادن آبرو و اعتبار است.

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

از آنجا که سود، زیان و سرمایه‌ی عمر همگی سرانجام از دست خواهند رفت، پس برای این معاملات دنیوی نه غمگین باش و نه شاد.

نکته ادبی: مایه در این بیت به معنای سرمایه و اصلِ دارایی است که در برابر گذر زمان دوام ندارد.

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

اگر دل به هیچ‌وپوچ دنیا ببندی، جز باد به دستت نخواهد آمد؛ چرا که دنیا جایی است که حتی تخت سلطنت سلیمان نبی نیز با گذشت زمان از بین رفت.

نکته ادبی: تخت سلیمان نماد بزرگترین قدرت و شکوه دنیوی است که در برابر گذر زمان دوام نیاورد.

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

ای دوست، اگر از نصیحت و پند حکیمان خسته شده‌ای، سخن را کوتاه می‌کنیم و برایت آرزوی عمری طولانی داریم.

نکته ادبی: ملالت به معنای خستگی و دل‌زدگی است که در اینجا از گوش سپردن به پندهای حکیمانه ناشی می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه به باد می دهدم

به معنای از بین بردن یا تباه کردن آبرو و اعتبار.

تلمیح تخت سلیمان

اشاره به داستان قرآنی و اسطوره‌ای حضرت سلیمان که قدرت و شکوهش جاودان نماند.

جناس باد

تکرار کلمه باد با معانی متفاوت (عنصر جوی و کنایه از هیچ).

تضاد سود و زیان، غمگین و شاد

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن ناپایداری و بی‌ارزشیِ دلبستگی‌های دنیوی.