غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۸۰

حافظ
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل یکی از درخشان‌ترین بیانیه‌های حافظ در نقد ریاکاری و دفاع از طریقه‌ی رندی و عشق است. حافظ در این اثر، زاهدانِ ظاهربین را که با معیار‌های خشک و قشری خود، دیگران را قضاوت می‌کنند، به چالش می‌کشد و حقیقتِ ایمان را نه در پوسته عبادت، بلکه در پاکی درون و تسلیم در برابر اراده‌ی الهی می‌جوید.

شاعر با برشمردنِ ریشه‌ی خطای آدمیزاد (اشاره به داستان هبوط) و تاکید بر شمولِ رحمتِ بی‌کرانِ ازلی، سعی دارد خواننده را از بندِ خودبرتربینی رها کرده و همگان را به جستجوی حقیقت، فارغ از نام‌ها و مکان‌ها، دعوت کند؛ چرا که از منظر او، میکده‌ی عشق و مسجدِ عبادت، هر دو جلوه‌گاهِ یک حقیقتِ واحدند.

معنی و تفسیر

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

ای زاهد که ادعای پاکی و تقدس داری، به عیب‌جویی از رندان و عاشقان دست بردار؛ چرا که در دادگاه عدل الهی، گناهانِ دیگران را به پای تو نخواهند نوشت و هر کس پاسخگوی اعمال خویش است.

نکته ادبی: زاهد پاکیزه‌سرشت، ترکیبی است که در اینجا با رویکردی طنزآمیز به کار رفته تا پوچی ادعای زهدِ صرف را نشان دهد.

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

چه من انسانِ نیک‌سرشتی باشم و چه بد، تو به کار و زندگی خودت مشغول باش؛ چرا که قانونِ هستی چنین است که هر کس، نتیجه‌یِ کشت و کارِ کردارِ خویش را درو خواهد کرد.

نکته ادبی: عبارت خود را باش، در اصطلاحِ عرفانی و اخلاقی به معنای پرداختن به خویشتن و پرهیز از مداخله در امور دیگران است.

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

تمامِ انسان‌ها، چه آنان که عاقل و هوشیارند و چه آنان که در مستیِ عشق غوطه‌ورند، در جست‌وجوی رسیدن به حق هستند؛ حقیقت در همه جا حضور دارد و تفاوت میان مسجد و کنشت، تنها در صورتِ ظاهری است، نه در اصلِ عشق.

نکته ادبی: کنشت به معنای عبادتگاهِ غیرمسلمانان است و در اینجا نمادی از همه‌شمول بودنِ عشق الهی است.

سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

من در برابر میکده (جایگاهِ عشق و بی‌خودی) سرِ تسلیم فرود آورده‌ام؛ اگر مدعی و ریاکار این سخنِ مرا درک نمی‌کند، بگذار تا سرش را از بیهودگی بر خشت و سنگ بکوبد.

نکته ادبی: ایهامِ عبارتِ سر و خشت، هم به معنای تسلیمِ سر بر آستانه و هم به معنای سر بر خشتِ دیوار کوبیدن از سرِ جهل و استیصال است.

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

مرا از بخششِ ازلیِ خداوند ناامید مکن؛ تو که از اسرارِ پنهانِ تقدیر و حقیقتِ خلقت بی‌خبری، چگونه می‌توانی حکم دهی که چه کسی نزدِ خدا مقرب و چه کسی رانده‌شده است؟

نکته ادبی: سابقه لطف ازل، به باورِ عرفانیِ «عنایتِ پیشینِ خداوند» اشاره دارد که پیش از خلقتِ انسان، شاملِ حالِ بندگان شده است.

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

من نخستین کسی نیستم که از مقامِ تقوای ظاهری به زیر افتاده‌ام؛ پدرِ همه ما (حضرت آدم) نیز به خاطرِ یک خطا، بهشتِ جاویدان را از دست داد.

نکته ادبی: جناس و ایهام در واژه بهشت: اولی به معنای جایگاهِ ابدی و دومی (از مصدرِ بهشتن) به معنای رها کردن و از دست دادن است.

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

ای حافظ، اگر در لحظه‌ی مرگ نیز پیاله‌ی عشق در دست داشته باشی، بی‌تردید تو را مستقیم از خرابه‌یِ عشق به بهشتِ برین خواهند برد.

نکته ادبی: خرابات در اصطلاح حافظ، مکانی است که در آن آبرویِ زهدِ ریایی می‌ریزد و حقیقتِ عشق آشکار می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل مسجد و کنشت، هشیار و مست، نیک و بد

شاعر با کنار هم قرار دادن این واژگان، بر یگانگیِ حقیقت و نفیِ دوگانگی‌های ظاهری تاکید می‌کند.

تلمیح پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

اشاره به داستانِ هبوطِ حضرت آدم از بهشت به خاطر خوردنِ گندم و خطای بشری.

ایهام بهشت

در بیت ششم، میانِ اسمِ مکان (بهشت) و فعلِ ماضیِ از دست دادن (از مصدرِ بهشتن) بازیِ زبانی ایجاد شده است.

نماد میکده و خرابات

نمادهایی از جایگاهِ بی‌آلایشِ عاشقی و خلوصِ باطن که در برابرِ ریاکاریِ زاهدان قرار گرفته است.