غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۷۶

حافظ
جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم که تیغ ما بجز از ناله ای و آهی نیست
چرا ز کوی خرابات روی برتابم کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست
غلام نرگس جماش آن سهی سروم که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست
چنین که از همه سو دام راه می بینم به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست
خزینه دل حافظ به زلف و خال مده که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل یکی از عاشقانه‌ترین و در عین حال اخلاقی‌ترین سروده‌هایی است که در آن شاعر با زبانی آکنده از تسلیم و فروتنی، آستان محبوب را تنها پناهگاه امن در هیاهوی جهان می‌داند. او در این قطعه به تبیین جهان‌بینی خود پرداخته که در آن عشق نه تنها یک احساس، بلکه راه و رسمی برای زیستن است.

شاعر در ادامه با تکیه بر اصول اخلاقی، هرگونه آزار رساندن به دیگران را ناپسندترین گناه در مکتب عشق برمی‌شمارد و با دعوت به آزادگی، خود را از تعلقات دنیوی رها می‌سازد. غزل با هشداری به خود برای محافظت از سرمایه دل در برابر زیبایی‌های فریبنده به پایان می‌رسد.

معنی و تفسیر

جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست

در تمام این دنیا به جز درگاه تو، پناهگاه و مأمنی ندارم و برای سرگردانی‌هایم جز این خانه، جایی برای توسل و پناه بردن سراغ ندارم.

نکته ادبی: حواله‌گاه استعاره از محل رجوع و مأمن است. آستان به معنای درگاه و نماد عزت است.

عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم که تیغ ما بجز از ناله ای و آهی نیست

هرگاه دشمن با قصد ستیز و جنگ به سمت من حمله می‌آورد، من دست از دفاع برمی‌دارم؛ زیرا سلاح من در برابر خشونت آن‌ها، چیزی جز ناله و آهِ عاشقانه نیست.

نکته ادبی: سپر انداختن کنایه از تسلیم و ترک مبارزه است. شاعر قدرت را در ناتوانی می‌بیند.

چرا ز کوی خرابات روی برتابم کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست

چرا باید از راه و رسم خرابات (مکان دوری از تظاهر و ریا) روی‌گردان شوم؟ چرا که در تمام عالم، هیچ شیوه زندگی و راهی بهتر و شریف‌تر از این پیدا نمی‌شود.

نکته ادبی: خرابات در عرفان به معنای کوی رندان و مکان فنای خودخواهی است.

زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست

اگر سرنوشت، خرمن عمر مرا به آتش بکشد و هستی‌ام را نابود کند، باکی نیست؛ بگو بسوزد که برای من، تمام دارایی این دنیا به اندازه ارزش یک برگ کاه هم نیست.

نکته ادبی: خرمن عمر استعاره از حاصل یک عمر تلاش و زندگی است. برگ کاه نماد بی‌ارزشی است.

غلام نرگس جماش آن سهی سروم که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست

من بنده و مطیع آن یار با اندام موزون و چشم‌های مست‌کننده هستم که چنان مغرور است که از شدت خودبینی، حتی به کسی نگاه هم نمی‌کند.

نکته ادبی: نرگس جماش استعاره از چشمان مست و فتنه‌انگیز یار است. سهی‌سرو نماد زیبایی و بلندبالایی است.

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

هر کاری که می‌خواهی انجام بده، اما هرگز در پی آزار رساندن به دیگران نباش؛ زیرا در دین و مکتب اخلاقی ما، گناهی بزرگ‌تر از آزردنِ مردم وجود ندارد.

نکته ادبی: شریعت در اینجا اشاره به عرف اخلاقی شاعر دارد که در آن ایذای دیگران بالاترین خطا است.

عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست

ای پادشاه سرزمین زیبایی، آرام‌تر حرکت کن و افسار اسب خود را بکش؛ چرا که در این مسیر هیچ راهی نیست که در آن کسی برای دادخواهی و تظلم‌خواهی از تو چشم‌انتظار نباشد.

نکته ادبی: عنان کشیده رو کنایه از آهسته حرکت کردن است. پادشاه کشور حسن استعاره از محبوب است.

چنین که از همه سو دام راه می بینم به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست

اکنون که از هر طرف راه، دام‌ها و فریب‌های روزگار را می‌بینم، هیچ پناهگاهی برای من بهتر از پناه بردن به حمایت و زلفِ پر پیچ‌ و خم یار نیست.

نکته ادبی: دام راه استعاره از بلاها و گرفتاری‌های زندگی است.

خزینه دل حافظ به زلف و خال مده که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست

ای حافظ، خزانه دلت را مفت به خاطر یک زلف و خال (جلوه‌های ظاهری) از دست نده؛ زیرا این کارهای بزرگ، در حد و اندازه هر آدم ناآگاه و بی‌مایه‌ای نیست.

نکته ادبی: سیاه در اینجا کنایه از فرد بی‌معرفت یا عامی است که قدر گوهر دل را نمی‌داند.

آرایه‌های ادبی

استعاره آستان

اشاره به درگاه الهی یا درگاه محبوب که جایگاه پناه بردن است.

تضاد تیغ و ناله

تقابل میان قدرت فیزیکی (تیغ) و قدرت معنوی و عاطفی (ناله).

نماد خرابات

نماد وارستگی، بی‌آلایشی و عشق حقیقی در مقابل زهد ریاکارانه.

کنایه عنان کشیده رو

کنایه از آرام حرکت کردن و توجه به اطرافیان.

تلمیح و تصویرسازی خزینه دل

دل را به گنجینه‌ای تشبیه کرده که نباید در برابر جذابیت‌های ظاهری ارزان فروخته شود.