غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۷۴

حافظ
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست
دردمندی من سوخته زار و نزار ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست
نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل در ستایش ناپایداری دنیا و بی‌اعتباری مظاهر آن سروده شده است. شاعر با نگاهی عارفانه و رندانه، جهان را گذرگاهی ناپایدار می‌داند و مخاطب را از دلبستگی به امور مادی و حتی زهد ریایی برحذر می‌دارد.

درونمایه اصلی شعر، غنیمت شمردن فرصت زندگی و تمرکز بر یافتن معنایی فراتر از پوچی‌های دنیوی است. حافظ با رویکردی حکیمانه، عشق به جانان را تنها دلیل ارزشمند بودن جان و دل می‌داند و انسان را به رهایی از بند تعصبات و طمع‌های بیهوده فرا می‌خواند.

معنی و تفسیر

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

حاصل و نتیجه‌ی این کارگاه عظیم هستی (دنیا)، تنها همین امور ناچیز مادی نیست؛ شراب (شادی و آگاهی) را بیاور که ابزار و دارایی‌های این جهان، ارزشی ندارند.

نکته ادبی: کون و مکان استعاره از عالم هستی و عالم وجود است.

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست

هدف اصلی از داشتن دل و جان، رسیدن به افتخار هم‌صحبتی با یار است؛ وگرنه دل و جان به خودی خود ارزشی ندارند که این‌گونه به آن‌ها بها می‌دهیم.

نکته ادبی: جانان به معنای یار و محبوب است.

منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست

برای بهره‌مندی از سایه، منت درختان بهشتی (سدره و طوبی) را نکش؛ چرا که اگر دقیق نگاه کنی، ای محبوبِ بلندبالای من، آن‌ها در برابر زیبایی تو ارزشی ندارند.

نکته ادبی: سرو روان کنایه از معشوق خوش‌قدوقامت است.

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

خوشبختی و دولت حقیقی آن است که بدون رنج و خون‌دل خوردن نصیب انسان شود، وگرنه کسب پاداش (باغ بهشت) با تحمل سختی‌های طاقت‌فرسا، چندان ارزشی ندارد.

نکته ادبی: باغ جنان استعاره از پاداش‌های اخروی است.

پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

در این چند روزی که در این دنیا فرصت زندگی داری، به خوشی و آسایش بگذران، زیرا زمان به سرعت می‌گذرد و این فرصت کوتاه، پایدار نیست.

نکته ادبی: مرحله استعاره از دنیا و زندگی است.

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست

ما در کنار دریای نیستی (مرگ) ایستاده‌ایم؛ ای ساقی، فرصت را غنیمت بشمار، چرا که فاصله میان لب و دهان (لحظه‌ای بسیار کوتاه) آن‌قدر زیاد نیست که بتوان به آن اعتماد کرد.

نکته ادبی: بحر فنا استعاره از نیستی و پایان عمر است.

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست

ای زاهد، به پاکی خود مغرور مباش و از تقدیر الهی غافل نمان؛ چرا که فاصله میان صومعه (محل عبادت) و دیر مغان (محل باده‌نوشی) بسیار کوتاه است و انسان به سرعت تغییر وضعیت می‌دهد.

نکته ادبی: غیرت در اینجا اشاره به قهر و قدرت الهی در دگرگون‌سازی احوال دارد.

دردمندی من سوخته زار و نزار ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

شدت دردمندی منِ سوخته‌دل و ناتوان، چنان آشکار است که ظاهراً نیازی به توضیح و بیان کردن با زبان ندارد.

نکته ادبی: نزار به معنای نحیف و ضعیف است.

نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

نام حافظ در میان مردم به نیکی ثبت شد، اما در نگاه رندان (عارفان آزاداندیش)، این سود و زیان‌های دنیوی و شهرت‌ها هیچ اهمیتی ندارد.

نکته ادبی: رندان به معنای عارفان فارغ‌بال و بی‌اعتنا به قیل‌وقال دنیا است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کارگه کون و مکان

دنیا به مثابه کارگاهی برای ساخت‌و‌ساز تصویر شده است.

تلمیح سدره و طوبی

اشاره به دو درخت افسانه‌ای در بهشت.

پارادوکس ره از صومعه تا دیر مغان

اشاره به نزدیکیِ ظاهریِ میانِ تقدس و گناه که هشداری اخلاقی است.

تشبیه سرو روان

تشبیه معشوق به درخت سرو از جهت قد و قامت.