غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۵

حافظ
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است
نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است
به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است
بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است
دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت ولی اجل به ره عمر رهزن امل است
به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش چنین که حافظ ما مست باده ازل است

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، بیانی شورانگیز از بی‌اعتباری دنیای مادی و ناپایداری روزگار است. حافظ در این ابیات، با رویکردی که تکیه بر ذوق و شهود دارد، پوچیِ وابستگی‌های دنیوی و ادعاهای عالمانِ بی‌عمل را به تصویر می‌کشد. او معتقد است در جهانی که پایه‌هایش سست و ناپایدار است، یگانه پناهِ امن، همان حالِ خوشِ درونی و همراهی با هنر و عرفان است.

شاعر در فضایی آکنده از زهدستیزی، مخاطب را به زیستن در لحظه و پرهیز از دغدغه‌های بی‌حاصل توصیه می‌کند. او به صراحت می‌گوید که تکیه بر محاسباتِ نجومی یا اندوخته‌های علمیِ خشک و بی‌روح، راهی به رهایی نمی‌گشاید و تنها مستیِ ازلی (عشقِ به حقیقت) است که انسان را از طوفانِ حوادث و چنگالِ مرگ نجات می‌دهد.

معنی و تفسیر

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است

در این دوران، یافتن دوستی که بی‌عیب و نقص باشد ناممکن است. تنها دوستانِ باوفا و حقیقی، پیاله شراب (نشانه شور و حال) و کتاب غزل (نشانه هنر و آگاهی) هستند.

نکته ادبی: صراحی به معنای ظرف شراب و سفینه به معنای کتابی است که اشعار را در آن گرد می‌آورند. در اینجا نمادهای مونسِ تنهایی هستند.

جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است

ساده و سبک‌بار زندگی کن، زیرا راه رسیدن به سلامت و رستگاری، باریک و دشوار است. از عمرِ بی‌بدیل خود با بهره‌مندی از شرابِ معرفت استفاده کن.

نکته ادبی: جریده‌رو کنایه از سبک‌بال بودن و دوری از هیاهو و تعلقات دنیوی است.

نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است

تنها من نیستم که از بی‌ثمر بودنِ کارها دلتنگ و آزرده‌ام؛ حتی دانشمندان و عالمان نیز از دانشی که به عمل نینجامد، خسته و ملول هستند.

نکته ادبی: ملالت به معنای خستگی و بیزاری است. اشاره دارد به تفاوتِ میان دانش نظری و عملِ قلبی.

به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است

از نگاهِ انسانِ خردمند در این دنیا که محل گذر و آشوب است، جهان و تمامِ اتفاقاتِ آن، ناپایدار و بی‌اعتبار هستند.

نکته ادبی: رهگذر و کار جهان استعاره از گذران بودن عمر است.

بگیر طره مه چهره ای و قصه مخوان که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است

عاشقِ زیبایی‌های دلبر شو و به طالع‌بینی‌ها توجه مکن؛ چرا که سعد و نحس بودنِ روزگار، نتیجه گردش ستارگانی چون زهره و زحل است و دستِ ما نیست.

نکته ادبی: تلمیح به دانش احکام نجوم قدیم دارد. زهره نماد خوشی و زحل نماد نحسی است.

دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت ولی اجل به ره عمر رهزن امل است

قلبم اشتیاقِ بسیاری به دیدارِ تو داشت، اما مرگ، همچون راهزنی در مسیر زندگی، مانع از رسیدنِ من به آرزویم شد.

نکته ادبی: اجل به معنای مرگ و امل به معنای آرزو است؛ تضادِ معنایی این دو، سرنوشتِ محتومِ انسان را نشان می‌دهد.

به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش چنین که حافظ ما مست باده ازل است

هیچ‌کس در هیچ دوره‌ای نمی‌تواند حافظ را به حالتِ عقلانیتِ دنیوی بازگرداند، زیرا او از شرابِ معرفتِ ازلی مست است.

نکته ادبی: باده ازل اشاره به پیمانِ عشق میانِ عاشق و معشوق در روز نخستینِ خلقت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره صراحی و سفینه

جانشینِ دوستانی که از آن‌ها انتظارِ وفاداری می‌رود.

تلمیح زهره و زحل

اشاره به باورهای نجومیِ گذشتگان درباره تاثیر ستارگان بر سرنوشت انسان.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) اجل به ره عمر راهزن است

مرگ به عنوان راهزنی که جلوی کاروانِ آرزوها را می‌گیرد، تصویر شده است.