غزلیات

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۷

حافظ
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل از شاهکارهای پندآموز است که بر ناپایداری بنیادهای دنیوی و آرزوهای طولانی تأکید دارد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های عرفانی، انسان را موجودی اصیل از عالم بالا می‌داند که در دام این جهانِ گذرا گرفتار شده است.

درونمایه اصلی این سروده، دعوت به رهایی از وابستگی‌های دنیوی، پذیرشِ تقدیر و جست‌وجوی کمالِ معنوی است. حافظ با لحنی خیرخواهانه و حکیمانه، مخاطب را به دوری از غم‌های بیهوده و توجه به اصالتِ جایگاهِ روحانی خویش فرامی‌خواند.

معنی و تفسیر

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

بیت اول: برخیز که کاخ آرزوهای دور و دراز، پایه‌ای بسیار سست دارد. بیت دوم: باده‌ای بیاور که عمر نیز همچون بادی گذرا و ناپایدار است.

نکته ادبی: قصر امل استعاره‌ای از امیدهای بی‌اساس و ناپایدار انسانی است؛ همچنین در اینجا باده نماد بیخودی و رهایی از بندهای دنیوی است.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

من مرید و بنده آن کسی هستم که زیر این آسمان نیلگون، از هر قید و بندی که او را به دنیا وابسته می‌کند، رها و آزاد است.

نکته ادبی: چرخ کبود کنایه‌ای از آسمان و سپهر است؛ تعلق به معنای دلبستگی‌های مادی است که مانع آزادی روح می‌شود.

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست

چه بگویم که دیشب در خلوتگاهِ بیخودی (میخانه)، فرشته‌ای از عالم غیب چه نویدهای خوشی به من داد.

نکته ادبی: سروش عالم غیب اشاره به الهامِ قلبی و پیام‌های معنوی دارد که در لحظاتِ شهود دریافت می‌شود.

که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

آن پیام این بود که ای بلندپروازِ حقیقت‌جو که جایگاه اصلی‌ات در سدرة‌المنتهی (عالم بالا) است، این جهانِ پر از رنج و اندوه، خانه همیشگی تو نیست.

نکته ادبی: شاهباز سدره‌نشین استعاره از روحِ آدمی است که اصالتاً از عالم قدسی است؛ سدرةالمنتهی بالاترین نقطه در آسمان است.

تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتادست

تو را از کنگره‌های عرشِ الهی به سوی خود می‌خوانند؛ نمی‌دانم چه چیزی در این جهانِ فریبنده تو را گرفتار کرده است.

نکته ادبی: دامگه استعاره از دنیای مادی است که روح را اسیر کرده و مانع پرواز آن به سوی حق می‌شود.

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

نصیحتی به تو می‌کنم، آن را به خاطر بسپار و به کار ببند که این سخن را از پیر و مرشدِ طریقتِ عرفان آموخته‌ام.

نکته ادبی: پیر طریقت به راهنمای معنوی و استادی اشاره دارد که راهِ سلوک را به سالک می‌آموزد.

غم جهان مخور و پند من مبر از یاد که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

غمِ دنیای فانی را مخور و این پند را فراموش نکن که من این نکته ظریفِ عشقی را از یک رهروِ راهِ حق آموخته‌ام.

نکته ادبی: لطیفه به معنای نکته‌ای ظریف و عمیق است؛ رهروی راه نیز کسی است که در مسیر کمال قدم برمی‌دارد.

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای که بر من و تو در اختیار نگشادست

به آنچه قسمتِ تو شده راضی باش و اخم و گره از پیشانی باز کن، چرا که کلیدِ سرنوشت و اختیارِ کامل به دستِ ما نیست.

نکته ادبی: رضا به داده به مفهومِ خشنودی و تسلیم در برابرِ تقدیر الهی است که از اصول عرفانی است.

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد که این عجوز عروس هزاردامادست

از دنیایی که بنیادش سست است، انتظارِ وفاداری نداشته باش؛ چرا که این جهان همچون پیرزنی است که با هزاران نفر ازدواج می‌کند و به هیچ‌کدام وفادار نمی‌ماند.

نکته ادبی: عجوز عروس هزار داماد استعاره‌ای برای بی‌وفاییِ دنیاست که هر لحظه با چهره‌ای جدید، فریبندگی خود را به نمایش می‌گذارد.

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل بنال بلبل بی دل که جای فریادست

در خنده‌ی گل (زیبایی‌های زودگذر دنیا) نشانه‌ای از وفا و پایداری نیست؛ ای بلبلِ عاشق، ناله کن که اکنون وقتِ فریاد و فغان است.

نکته ادبی: گل نماد زیباییِ فریبنده و بی‌وفا است؛ بلبل نیز نمادِ عاشقِ بی‌قرار است.

حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

ای کسی که سخنت بی‌مایه است، به حافظ حسادت نکن؛ چرا که محبوبیت و شیرینیِ کلام، موهبتی است که خداوند به انسان می‌بخشد.

نکته ادبی: سست‌نظم به معنای کسی است که شعرش بی‌پایه و سست است؛ در اینجا حافظ بر موهبتی بودنِ هنر تأکید می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره قصر امل

تشبیه دنیا و آرزوهای آن به قصری که پایه‌ای سست و ناپایدار دارد.

استعاره شاهباز سدره‌نشین

تشبیه روحِ انسانِ متعالی به پرنده‌ای شکاری و بلندپرواز که جایگاهش آسمان است.

تشخیص (جان‌بخشی) عجوز عروس هزار داماد

نسبت دادنِ ویژگیِ بی‌وفاییِ یک عروس به دنیا؛ دنیا به پیرزنی تشبیه شده که به هیچ‌کس وفادار نمی‌ماند.

تلمیح سدره نشین

اشاره به سدرةالمنتهی در فرهنگ اسلامی که نماد بالاترین مقام و قرب الهی است.