دیوان اشعار - رباعیات

فروغی بسطامی

رباعی شمارهٔ ۱۵

فروغی بسطامی
تا دست ارادت به تو داده ست دلم دامان طرب ز کف نهاده ست دلم
ره یافته در زلف دل آویز کجت القصه به راه کج فتاده ست دلم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

اشعار مذکور بازتاب‌دهنده‌ی حال‌وهوای درونی عاشقی است که با ورود به عرصه‌ی دلدادگی، دنیای آرام و بی‌دغدغه‌ی پیشین را رها کرده است. شاعر در این ابیات به زیبایی پیوند میان تسلیمِ اراده‌ی عاشق به معشوق و دشواری‌های مسیر عشق را به تصویر می‌کشد که در نهایت به سرگردانی و انحراف از مسیر مستقیم می‌انجامد.

معنای روان

تا دست ارادت به تو داده ست دلم دامان طرب ز کف نهاده ست دلم

از لحظه‌ای که دلم در پیشگاه تو سر تسلیم فرود آورد و پیمان وفاداری بست، بندِ شادی و خوشی‌هایِ معمولِ زندگی را از دست داده و آن‌ها را رها کرده است.

نکته ادبی: دست ارادت دادن کنایه از تسلیم و بیعت عاشقانه است و دامان طرب استعاره از وسایل شادی و خوش‌گذرانی است.

ره یافته در زلف دل آویز کجت القصه به راه کج فتاده ست دلم

دلم راه خود را به میان زلف‌هایِ پیچ‌درپیچ و فریبنده‌ی تو پیدا کرده است؛ کوتاه سخن اینکه در این مسیر، دلم به بیراهه افتاده و از راه درست منحرف شده است.

نکته ادبی: واژه کج دارای ایهام است؛ در مرتبه نخست به معنای پرچین و شکن (صفت زلف) و در مرتبه دوم به معنای منحرف و اشتباه (صفتِ راهِ بیراهه) است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست ارادت دادن

به معنای تسلیم شدن و پذیرفتنِ پیوند قلبی با معشوق است.

ایهام کج

اشاره به دو معنای پرپیچ‌وخم (برای زلف) و منحرف (برای راه) دارد که زیبایی ویژه‌ای به کلام بخشیده است.