دیوان اشعار - غزلیات

فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۰۸

فروغی بسطامی
شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن آرام جان او مشو، آزار جان ما مکن
از بهر حسرت خوردنم، لب بر لب ساغر منه دست از پی آزردنم در گردن مینا مکن
در بزم غیر ای بی وفا بهر خدا مگذار پا ما را و خود را بیش از این آزرده و رسوا مکن
هردم به مجلس ای رقیب از یار دلجویی مجو خاطر نگهداریش را خاطر نشان ما مکن
درد فروغی را وا تا کی به فردا افکنی اندیشه از فردا بدار، امروز را فردا مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بیانگر سوز و گداز عاشقانه‌ای است که در آن شاعر با زبانی آمیخته به گلایه و التماس، از حضور معشوق در بزمِ رقیب شکوه می‌کند. فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از اندوهِ دوری و رنجِ حسادت است که در آن شاعر می‌کوشد با یادآوریِ پیوندهای قلبی و پرهیز دادنِ معشوق از معاشرت با غیر، او را به سوی خود بازگرداند.

پیام اصلی شاعر، دعوتِ معشوق به وفاداری و پرهیز از رفتارهایی است که موجبِ رسوایی و رنجِ خاطرِ عاشق می‌شود. شاعر در فرجامِ سخن، به گذرِ عمر و ضرورتِ التیامِ دردهای عاشق در لحظه‌ی اکنون اشاره کرده و معشوق را از به تعویق انداختنِ این مهم برحذر می‌دارد.

معنای روان

شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن آرام جان او مشو، آزار جان ما مکن

ای معشوقی که از بی وفایی پرهیز نمی‌کنی، شب‌ها را در بزمِ رقیبِ من سپری مکن؛ آرامش‌بخشِ جانِ او مباش که این کار، جانِ مرا به آتش می‌کشد و می‌آزارد.

نکته ادبی: مدعی: در متون کلاسیک به معنای رقیب و کسی است که ادعای عشق دارد. بی مروت: کسی که در رفتار خود جوانمردی و انصاف ندارد.

از بهر حسرت خوردنم، لب بر لب ساغر منه دست از پی آزردنم در گردن مینا مکن

برای اینکه مرا در حسرت و اندوه بسوزانی، لب بر لبه‌ی جامِ شراب مگذار؛ و برای آزار دادنِ من، دست در گردنِ صراحی و مینای شراب مپیچ.

نکته ادبی: مینا: در اینجا به معنای ظرفِ شراب (صراحی) است و استعاره از معشوق نیز در آن نهفته است. در گردنِ مینا پیچیدن: کنایه از در آغوش گرفتنِ جام است.

در بزم غیر ای بی وفا بهر خدا مگذار پا ما را و خود را بیش از این آزرده و رسوا مکن

ای بی وفا، تو را به خدا قسم که در مجلسی که رقیبان حضور دارند قدم مگذار؛ بیش از این ما را در نگاهِ مردم رسوا مکن و خود نیز تن به این ذلت مده.

نکته ادبی: بزمِ غیر: استعاره از مجلسی است که بیگانگان و رقیبان در آن حضور دارند.

هردم به مجلس ای رقیب از یار دلجویی مجو خاطر نگهداریش را خاطر نشان ما مکن

ای رقیب، در این مجلس مدام به دنبالِ دلجویی کردن و جلبِ توجهِ یار مباش؛ و از آنجایی که معشوق می‌کوشد خاطرِ تو را نگه دارد، این محبتِ او را به رخِ من نکش و موجبِ رنجِ مضاعفِ من مشو.

نکته ادبی: خاطر نشان کردن: در اینجا به معنای یادآوریِ آزاردهنده یا به رخ کشیدنِ رفتاری خاص است.

درد فروغی را وا تا کی به فردا افکنی اندیشه از فردا بدار، امروز را فردا مکن

تا به کی می‌خواهی درمانِ دردِ «فروغی» را به فردا موکول کنی؟ از فردا و ناپایداریِ آن بیمناک باش و امروز که فرصت باقی است، از لطف و مرحمتِ خود دریغ مکن.

نکته ادبی: فروغی: تخلص شاعر است که در بیتِ آخر برای هویت‌بخشی به شعر آورده شده است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر ساغر، لب، مینا، بزم

استفاده از واژگانِ مرتبط با مجلسِ بزم و شراب‌نوشی برای تصویرسازی دقیق‌تر فضا.

تضاد (طباق) آرامِ جان، آزارِ جان

تقابلِ میان آرامش‌بخشیدن و آزار دادن که عمقِ دردِ شاعر را نشان می‌دهد.

تشخیص (جان‌بخشی) دست در گردن مینا مکن

نسبت دادنِ کنشِ انسانی (در آغوش گرفتن) به ظرفِ شراب برای القای حسادتِ شاعر.