دیوان اشعار - غزلیات

فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۷۳

فروغی بسطامی
بستهٔ زلف تو شوریده سرانند هنوز تشنهٔ لعل تو خونین جگرانند هنوز
ساقیا در قدح باده چه پیمودی دوش که حریفان همه در خواب گرانند هنوز
حال عشاق تو گلهای گلستان دانند که به سودای رخت جامه درانند هنوز
از غم سینهٔ سیمین تو ای سیمین ساق سنگ بر سینه زنان سیم برانند هنوز
نه همین مات جمال تو منم کز هر سو واله حسن تو صاحب نظرانند هنوز
کاش برگردی از این راه که ارباب امید در گذرگاه تو حسرت نگرانند هنوز
هیچ کس را نرسد دعوی آزادی کرد که همه بندهٔ زرین کمرانند هنوز
همت ما ز سر هر دو جهان تند گذشت دیگران قید جهان گذرانند هنوز
کامی از ماهوشان هیچ فروغی مطلب کز سر مهر به کام دگرانند هنوز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل تابلویی است از تصویرِ بی‌پایانِ شیدایی و اسارتِ عاشق در بندِ زیباییِ محبوب. شاعر در فضایی آکنده از حسرت و انتظار، نشان می‌دهد که چگونه دلدادگان در مسیرِ رسیدن به معشوق، از هستیِ خویش دست شسته‌اند و در حیرتِ جمال او، زمان و جهان را به فراموشی سپرده‌اند.

در این سروده، تقابلِ آشکاری میانِ جهانِ ناپایدار و بی‌توجه با جهانِ پُرشور و دردآلودِ عشاق دیده می‌شود. پیامِ نهایی، فراخوانی به رهایی از بندهای دنیوی و اعترافی است بر این حقیقت که زیباییِ بی‌مانندِ محبوب، تنها به کامِ کسانی است که خود او برگزیده است و دیگران جز حسرت، نصیبی ندارند.

معنای روان

بستهٔ زلف تو شوریده سرانند هنوز تشنهٔ لعل تو خونین جگرانند هنوز

آشفته‌حالان و دیوانگانِ راه عشق، همچنان در بندِ گیسوانِ تو اسیرند و آنان که تشنهٔ بوسه بر لب‌های سرخِ تو هستند، هنوز با جگری خونین و دلی پردرد به انتظار نشسته‌اند.

نکته ادبی: شوریده سران به معنای عاشقانِ واله و حیران است و تکرار واژه هنوز در انتهای مصرع‌ها بر تداومِ ابدیِ این درد و انتظار تأکید دارد.

ساقیا در قدح باده چه پیمودی دوش که حریفان همه در خواب گرانند هنوز

ای ساقی، دیشب در جامِ شراب چه چیزی ریختی که همهٔ یاران و همنشینان، همچنان در خوابی سنگین و بی‌خبریِ ناشی از مستیِ عشق فرورفته‌اند؟

نکته ادبی: خواب گران در ادبیات عرفانی نماد غفلت یا بی‌خودیِ ناشی از غلبهٔ حالِ عشق است.

حال عشاق تو گلهای گلستان دانند که به سودای رخت جامه درانند هنوز

گل‌های باغ، حال و روزِ عاشقانِ تو را به خوبی درک می‌کنند؛ چرا که گل‌ها نیز خود در آرزویِ وصالِ رویِ تو، گلبرگ‌هایشان را همچون پیراهنِ عاشق که از شدت اندوه دریده می‌شود، پرپر می‌کنند.

نکته ادبی: جامه دران کنایه از بی‌تابی و شیدایی است و تشبیه گلبرگ به جامه، صنعتی زیبا در تصویرسازی است.

از غم سینهٔ سیمین تو ای سیمین ساق سنگ بر سینه زنان سیم برانند هنوز

ای محبوب که ساق‌هایی به سپیدی و درخشندگیِ نقره داری، عاشقان از اندوهِ بی‌رحمیِ سینهٔ تو (که سرد و سخت است)، بر سینهٔ خود سنگِ غم می‌کوبند و همچون نقره‌کاران که فلز را می‌گدازند و می‌برند، تن و جانشان در آتشِ فراقِ تو گداخته می‌شود.

نکته ادبی: سیمین‌ساق استعاره از زیباییِ تنِ محبوب است و سنگ بر سینه زدن نمادِ ماتم و عزاداریِ عاشقانه است.

نه همین مات جمال تو منم کز هر سو واله حسن تو صاحب نظرانند هنوز

فقط من نیستم که در برابرِ زیباییِ تو حیران مانده‌ام، بلکه از هر طرف که بنگری، صاحبانِ بصیرت و اهلِ دل، همگی شیفته و سرگشتهٔ زیباییِ تو هستند.

نکته ادبی: صاحب نظران در اینجا به معنای کسانی است که زیباییِ حقیقی را می‌بینند و درک می‌کنند.

کاش برگردی از این راه که ارباب امید در گذرگاه تو حسرت نگرانند هنوز

کاش از این مسیری که می‌روی بازگردی؛ چرا که آرزومندانِ وصالِ تو، همچنان در مسیرِ گذرِ تو با حسرت و اندوه، چشم‌به‌راهِ آمدنت هستند.

نکته ادبی: ارباب امید به معنای صاحبانِ امید و کسانی است که در انتظارِ وعده‌ای نشسته‌اند.

هیچ کس را نرسد دعوی آزادی کرد که همه بندهٔ زرین کمرانند هنوز

هیچ‌کس نمی‌تواند ادعای آزادی و رهایی کند؛ زیرا همهٔ آدمیان هنوز بنده و سرسپردهٔ صاحبانِ زر و قدرت هستند.

نکته ادبی: زرین‌کمران استعاره از ثروتمندان و صاحب‌منصبان است که کمرِ همت به زر می‌بندند.

همت ما ز سر هر دو جهان تند گذشت دیگران قید جهان گذرانند هنوز

همت و ارادهٔ ما از هر دو جهان (دنیا و آخرت) فراتر رفته و عبور کرده است، در حالی که دیگران هنوز درگیرِ بندها و محدودیت‌های این دنیای گذران هستند.

نکته ادبی: جهان گذران صفتِ دنیاست که بر ناپایداری و فانی بودنِ آن دلالت دارد.

کامی از ماهوشان هیچ فروغی مطلب کز سر مهر به کام دگرانند هنوز

از زیبارویان که چهره‌ای چون ماه دارند، توقعِ مهربانی و کام‌روایی نداشته باش؛ زیرا آنان از رویِ مهر و محبت، تنها به دنبالِ برآوردنِ خواستهٔ دیگران هستند (و به عاشقِ واقعی توجهی ندارند).

نکته ادبی: ماهوشان استعاره از زیبارویان است و فروغ در اینجا به معنای روشنی‌بخشیدن یا توجه و نیکی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سیمین ساق

توصیفِ زیباییِ پای محبوب که به درخشندگیِ نقره تشبیه شده است.

کنایه سنگ بر سینه زدن

کنایه از شدتِ اندوه و عزاداریِ عاشقانه.

تشبیه ماهوشان

تشبیه کردنِ محبوبان به ماه به دلیل زیبایی و درخشش.

ایهام تناسب گلها و جامه دران

واژه جامه دران در اینجا هم به معنی پاره کردن لباس توسط عاشق است و هم به ریزشِ گلبرگ‌های گل در باغ تشبیه شده است.