دیوان اشعار - غزلیات

فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۶۷

فروغی بسطامی
به امیدی که وفا خواهم دید از تو تا چند جفا خواهم دید
تا کی از لعل شراب آلودت غیر را کامروا خواهم دید
گر توان وصل تو را دید بخواب این چنین خواب کجا خواهم دید
طاق ابروی تو گر قبله شود خوش اثرها ز دعا خواهم دید
تا سر زلف تو در دست من است مشک چین را به خطا خواهم دید
حسن تو پرده ز چشمم برداشت تا ازین پرده چها خواهم دید
گر تو شمشیر زنی مردم را چشم حسرت به قفا خواهم دید
گر کمان دار تویی دلها را هدف تیر بلا خواهم دید
هر کجا قامت تو بنشیند بس قیامت که به پا خواهم دید
گر کف پای نهی بر سر خاک خاک را آب بقا خواهم دید
مگر آن ماه فروغی دیدی که فروغت همه جا خواهم دید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، ترسیم‌گر احوال عاشقی است که در تلاطم میان امید به وصال و رنج دوری از معشوق گرفتار آمده است. شاعر با زبانی صمیمانه، زیبایی معشوق را ستایش می‌کند و آن را چنان نافذ می‌داند که بر کل هستی و ادراک او سایه افکنده است.

فضا و حال‌وهوای شعر، مشحون از شوریدگی و تسلیم در برابر جمال معشوق است. شاعر می‌کوشد تا با بهره‌گیری از استعاره‌های سنتی و توصیفات دلنشین، عمق تأثیر حضور معشوق را بر جهان درونی خود به تصویر بکشد و نشان دهد که چگونه عشق، معیارهای او را برای سنجش زیبایی و ارزش‌ها دگرگون کرده است.

معنای روان

به امیدی که وفا خواهم دید از تو تا چند جفا خواهم دید

به امید اینکه روزی وفاداری تو را ببینم، تا کی باید جور و ستم تو را تحمل کنم؟

نکته ادبی: واج‌آرایی صامت‌های 'و' و 'ف' در مصراع اول به موسیقی کلام افزوده است و تضاد میان وفا و جفا محور معنایی بیت است.

تا کی از لعل شراب آلودت غیر را کامروا خواهم دید

تا چه وقت باید ببینم که لب‌های سرخ و شراب‌گونه‌ات، کام دیگران را شیرین می‌کند و من از آن بی‌نصیبم؟

نکته ادبی: 'لعل' استعاره از لب سرخ معشوق است که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

گر توان وصل تو را دید بخواب این چنین خواب کجا خواهم دید

اگر تنها در خواب ممکن است که به وصال تو برسم، باید بگویم چنین خوابِ گوارایی را کجا می‌توان یافت؟ (یعنی وصال در واقعیت غیرممکن است).

نکته ادبی: 'وصل' به معنای پیوند و رسیدن به معشوق است و در اینجا با نفیِ امکانِ آن، عمقِ ناامیدی شاعر بیان شده است.

طاق ابروی تو گر قبله شود خوش اثرها ز دعا خواهم دید

اگر قوس ابروی تو قبله‌گاهِ من شود، می‌دانم که دعاهایم به اجابت می‌رسد و به خوشبختی خواهم رسید.

نکته ادبی: 'طاق ابرو' تشبیه ابرو به طاق محراب مسجد است که به آن قداست می‌بخشد.

تا سر زلف تو در دست من است مشک چین را به خطا خواهم دید

تا زمانی که رشته‌ای از گیسوی خوش‌بوی تو در دست دارم، رایحه مشک چینی در برابر آن، هیچ و بی‌ارزش است.

نکته ادبی: 'مشک چین' استعاره از بهترین و باارزش‌ترین نوع عطر است که در برابر موی معشوق رنگ می‌بازد.

حسن تو پرده ز چشمم برداشت تا ازین پرده چها خواهم دید

جمال و زیبایی تو حجاب را از چشمانم کنار زد و حالا با این بینش تازه، شگفتی‌های بسیاری را مشاهده می‌کنم.

نکته ادبی: 'پرده' ایهام دارد؛ هم به معنای حجاب و هم به معنای پرده‌های موسیقی یا حجاب‌های میان عاشق و معشوق.

گر تو شمشیر زنی مردم را چشم حسرت به قفا خواهم دید

اگر با شمشیر نگاهت به جان مردم می‌افتی، من از سر حسرت و درماندگی به پشت سر (راه رفته) نگاه می‌کنم.

نکته ادبی: 'قفا' به معنای پشت و عقب است و در اینجا به معنای حسرت از گذشته یا راه بازگشت است.

گر کمان دار تویی دلها را هدف تیر بلا خواهم دید

اگر کمان‌دارِ عشق تو باشی، قلب‌های عاشق در تیررسِ بلا و رنج قرار می‌گیرند.

نکته ادبی: 'کمان‌دار' استعاره از نگاه یا ابروی معشوق است که چون تیر و کمان عمل می‌کند.

هر کجا قامت تو بنشیند بس قیامت که به پا خواهم دید

هر جا که قامت موزون تو قرار گیرد، غوغایی به پا می‌شود که گویی رستاخیز و قیامت است.

نکته ادبی: جناس میان 'قامت' و 'قیامت' یکی از ویژگی‌های سبکی این بیت است.

گر کف پای نهی بر سر خاک خاک را آب بقا خواهم دید

اگر قدم بر خاک بگذاری، آن خاک چنان ارزشی می‌یابد که آن را آب حیات‌بخش و مایه جاودانگی می‌دانم.

نکته ادبی: 'آب بقا' استعاره از جاودانگی است و تضاد خاک با آب، بر ارزشِ قدمِ معشوق تأکید دارد.

مگر آن ماه فروغی دیدی که فروغت همه جا خواهم دید

مگر تو ای ماهِ زیبا، فروغ و روشنایی خاصی دیده‌ای که اکنون پرتوی آن را در همه جا مشاهده می‌کنم؟

نکته ادبی: ایهام در واژه 'فروغی' که می‌تواند تخلص شاعر یا به معنای روشنی باشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره لعل شراب‌آلود

تشبیه لب معشوق به سنگ قیمتی لعل که به شراب آغشته است.

تضاد وفا و جفا

تقابل میان وفاداری و ستم برای نشان دادن وضعیت عاطفی شاعر.

جناس قامت و قیامت

استفاده از هم‌سانی صوتی برای ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر تأثیر حضور معشوق.

تشبیه طاق ابرو

مانند کردن ابروی معشوق به طاق محراب جهت تقدیس آن.