دیوان اشعار - غزلیات

فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۴۲

فروغی بسطامی
بتان به مملکت حسن پادشاهانند ولی دریغ که بدخواه نیک خواهانند
ز اصل پرورش روح می دهند این قوم ولی ز فرقت جان سوز جسم گاهانند
به جای شیر ز بس خورده اند خون جگر هنوز تشنه لب خون بیگناه انند
کجا کمان سلامت ز عرصه ای ما راست که در کمین ز چپ و راست کج کلاهانند
به طاق آن خم ابرو شکستگی مرساد که در پناهش پیوسته بی پناهانند
گرت ز تیغ کشد غمزه اش گواه مخواه که کشتگان ره عشق بی گواهانند
فروغی از پی خوبان ماه روی مرو که سر به سر همه بی مهر و دل سیاهانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از گلایه‌های عاشقانه‌ای است که شاعر با بیانی حسرت‌بار نسبت به بی‌مهری معشوقانِ زیبارو ابراز می‌کند. در این ابیات، معشوق به مثابه پادشاهی مقتدر در سرزمینِ زیبایی ترسیم شده است که علی‌رغم ظاهر فریبنده و جان‌بخش خود، در باطن نسبت به عاشقانِ وفادار، سنگ‌دل و بی‌مهر است.

شاعر در این مسیرِ اندوه‌بار، به تضادِ عمیق میانِ دلبری‌های ظاهری و بی‌رحمی‌های باطنیِ معشوق می‌پردازد و در نهایت، با خطاب قرار دادنِ خویش، مخاطب را از دنبال کردنِ این زیبارویانِ بی‌وفا برحذر می‌دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که عشق در این وادی، فرجامی جز رنج و تباهی ندارد.

معنای روان

بتان به مملکت حسن پادشاهانند ولی دریغ که بدخواه نیک خواهانند

زیبارویان در سرزمینِ زیبایی همچون پادشاهانی مقتدر فرمانروایی می‌کنند، اما افسوس که آن‌ها دشمنِ کسانی هستند که خیر و خوبی‌شان را می‌خواهند.

نکته ادبی: واژه بتان استعاره از زیبارویان و معشوقان است که در شعر کلاسیک کاربرد فراوان دارد.

ز اصل پرورش روح می دهند این قوم ولی ز فرقت جان سوز جسم گاهانند

این گروه با وجود آنکه گویی از اصلِ وجودشان روح‌بخشی می‌کنند، اما با جدایی و دوری‌شان، جسم عاشقان را ضعیف و ناتوان می‌سازند.

نکته ادبی: جسم کاهان در اینجا به معنای چیزی است که جسم را لاغر و ناتوان می‌کند.

به جای شیر ز بس خورده اند خون جگر هنوز تشنه لب خون بیگناه انند

آن‌ها به جای شیرِ مادر، آن‌قدر خونِ جگرِ عاشقان را نوشیده‌اند که هنوز هم تشنه‌ی ریختن خونِ انسان‌های بی‌گناه هستند.

نکته ادبی: شیر استعاره از تغذیه و پرورش معصومانه است که با خون جگر تقابل دارد.

کجا کمان سلامت ز عرصه ای ما راست که در کمین ز چپ و راست کج کلاهانند

چگونه ممکن است تیرِ سلامت از میدانِ زندگی ما به هدف بخورد و ما در امان باشیم، در حالی که از هر سو این زیبارویانِ بی‌رحم (کج‌کلاهان) در کمین ما نشسته‌اند؟

نکته ادبی: کج‌کلاهان کنایه از معشوقانِ ستیزه‌جو و مقتدر است.

به طاق آن خم ابرو شکستگی مرساد که در پناهش پیوسته بی پناهانند

خدا نکند که آسیبی به طاقِ ابروانِ خمیده‌ی آن زیبارو برسد؛ چرا که عاشقانِ بی‌سروپا و بی‌‌پناه، همواره در پناهگاهِ سایه‌ی این ابروان آرام می‌گیرند.

نکته ادبی: طاق ابرو استعاره از انحنای زیبای ابرو است.

گرت ز تیغ کشد غمزه اش گواه مخواه که کشتگان ره عشق بی گواهانند

اگر نگاهِ تیز و برنده‌ی او تو را به کشتن داد، به دنبال شاهد و گواه نباش؛ چرا که کشته‌شدگانِ راهِ عشق، بدونِ گواه و بی‌نام و نشان جان می‌بازند.

نکته ادبی: غمزه استعاره از نگاهِ دلبرانه و تیغ‌گونه است.

فروغی از پی خوبان ماه روی مرو که سر به سر همه بی مهر و دل سیاهانند

ای فروغی، به دنبالِ این زیبارویانِ ماه‌چهره مرو؛ چرا که همگیِ آن‌ها سراپا بی‌مهر و دارای دلی تاریک و سنگ هستند.

نکته ادبی: دل‌سیاهان کنایه از بی‌وفایان و ظالمان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بتان

استفاده از واژه بت برای اشاره به زیبارویان به دلیل زیبایی و بی‌رحمی آنان.

تضاد بدخواه و نیک‌خواهان

تقابل واژگانی برای نشان دادن ناسازگاری معشوق با عاشق.

کنایه کج‌کلاهان

اشاره به قدرت و ستیزه‌جویی معشوقان.

مراعات نظیر تیغ و کشتگان

ارتباط معنایی بین ابزار جنگ و نتیجه آن که فضای خونین عشق را ترسیم می‌کند.