دیوان اشعار - غزلیات

فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۱۹۰

فروغی بسطامی
نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان می کرد مشتری فکر خریداری اش آسان می کرد
تلخ کام از لب شیرین بتی جان دادم که به یک خنده جهان را شکرستان می کرد
همه جعمیت عشاق پریشان می شد چون صبا شرحی از آن زلف پریشان می کرد
کوی دل ها همه از شوق به سر می غلطید چون خم طره او دست به چوگان می کرد
گر زلیخا رخ زیبای تو می دید به خواب یوسفش را همهٔ عمر به زندان می کرد
خضر اگر لعل روان بخش تو را می بوسید خاک حسرت به سر چشمهٔ حیوان می کرد
شب که از خط تو یک نکته بیان می کردم تا سحر مشک ختا باد به دامان می کرد
با خیال خط و خال تو دل مشتاقان مشک در دامن و عنبر به گریبان می کرد
کرد با جان فروغی رخ تابندهٔ دوست با کتان آن چه فروغ مه تابان می کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل تابلویی تمام‌نما از شدت شیدایی و ستایش شاعر نسبت به زیبایی بی‌بدیل محبوب است که با بهره‌گیری از اغراق‌های هنری، برتری معشوق را بر تمام اساطیر و زیبارویان تاریخ به تصویر می‌کشد.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از حسرت، اشتیاق و آمیزه‌ای از غم دوری و لذت خیال‌پردازی در وصف ویژگی‌های ظاهری معشوق است که او را در مقامی فراتر از خرد و منطق عادی قرار می‌دهد.

معنای روان

نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان می کرد مشتری فکر خریداری اش آسان می کرد

اگر قیمت یک بوسه از آن لب‌های سرخ و گران‌بها، صد جان می‌بود، عاشق به آسانی حاضر بود این معامله را انجام دهد و آن را بپردازد.

نکته ادبی: لعل استعاره از لب سرخ و گران‌بهاست که نشان‌دهنده ارزش بالای آن در نزد عاشق است.

تلخ کام از لب شیرین بتی جان دادم که به یک خنده جهان را شکرستان می کرد

در حالی که از دوری آن لب‌های شیرین، تلخی کامِ هجران را می‌چشیدم و جان می‌دادم، خنده تو می‌توانست تمام جهان را به شکرستان تبدیل کند.

نکته ادبی: تضاد میان تلخ‌کامی عاشق و شیرینی لب معشوق، محور اصلی معنایی این بیت است.

همه جعمیت عشاق پریشان می شد چون صبا شرحی از آن زلف پریشان می کرد

هرگاه نسیم صبا شرحی از گیسوان آشفته تو را برای عاشقان بازگو می‌کند، جمعیت آنان از شور و هیجان، پریشان و بی‌قرار می‌شود.

نکته ادبی: صبا نماد پیام‌رسان عاشق و معشوق در ادبیات کلاسیک است که در اینجا وصف پریشانی مو را به همراه دارد.

کوی دل ها همه از شوق به سر می غلطید چون خم طره او دست به چوگان می کرد

وقتی تاب‌ و پیچ گیسوان تو همچون چوب چوگان عمل می‌کند، دل‌های عاشقان از شوقِ بازی خوردن با آن، بر سرِ کوی تو می‌غلتند.

نکته ادبی: تشبیه گیسو به چوگان و دل به گویِ بازی، نمایانگر به بازی گرفته شدن دل توسط معشوق است.

گر زلیخا رخ زیبای تو می دید به خواب یوسفش را همهٔ عمر به زندان می کرد

اگر زلیخا جمال زیبای تو را در خواب می‌دید، یوسف را برای همیشه در زندان رها می‌کرد و تنها به فکر تو می‌بود.

نکته ادبی: تلمیح به داستان یوسف و زلیخا برای نشان دادن برتری زیبایی معشوق بر زیبایی یوسف.

خضر اگر لعل روان بخش تو را می بوسید خاک حسرت به سر چشمهٔ حیوان می کرد

اگر خضر، لب‌های حیات‌بخش تو را می‌بوسید، از یافتن چشمه آب حیات پشیمان می‌شد و بر سر خود خاک حسرت می‌ریخت.

نکته ادبی: تلمیح به داستان خضر و چشمه حیوان (آب زندگانی) که در اینجا لب معشوق برتر از آن دانسته شده است.

شب که از خط تو یک نکته بیان می کردم تا سحر مشک ختا باد به دامان می کرد

شب‌هنگام که می‌خواستم نکته‌ای از خط‌های مویین صورتت بنویسم، باد تا سحر بوی خوش مشک ختایی را در دامنم می‌پراکند.

نکته ادبی: خط در اینجا به معنای موهای نرم و تازه‌ای است که بر صورت روییده و با مشک تشبیه شده است.

با خیال خط و خال تو دل مشتاقان مشک در دامن و عنبر به گریبان می کرد

تصور کردن خط و خال صورت تو، دل عاشقان را چنان معطر می‌کند که گویی دامان و گریبانشان از مشک و عنبر پر شده است.

نکته ادبی: عنبر و مشک نمادهای سنتی برای بوی خوش هستند که در اینجا به یاد معشوق نسبت داده شده‌اند.

کرد با جان فروغی رخ تابندهٔ دوست با کتان آن چه فروغ مه تابان می کرد

رخ تابناک تو برای جان من همان کاری را کرد که نور ماه درخشان با پارچه کتان می‌کند؛ یعنی آن را روشن و درخشان ساخت.

نکته ادبی: اشاره به سفیدتر شدن و درخشش کتان در زیر نور ماه که تشبیهی برای تاثیر زیبایی معشوق بر جان شاعر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره لعل

اشاره به لب‌های سرخ معشوق که به سنگ قیمتی تشبیه شده است.

تلمیح زلیخا و یوسف

ارجاع به داستان‌های اساطیری و قرآنی برای تأکید بر حسن بی‌همتای معشوق.

تلمیح خضر و چشمه حیوان

اشاره به داستان خضر که نشان‌دهنده اوج برتری معشوق بر جاودانگی است.

تشبیه خم طره او دست به چوگان می کرد

تشبیه گیسوی پیچ‌خورده به چوب چوگان که با دل عاشق بازی می‌کند.

مبالغه صد جان

اغراق در بهای بوسه معشوق برای نشان دادن شدت عشق.