دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۵۲

فیض کاشانی
نی اهل دلی که بشنوم زو رازی نی هم نفسی که باشدم دمسازی
کی باشد و کی که با پر و بال فنا در عالم لامکان کنم پروازی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حس عمیق تنهایی و غربتِ روحِ آگاه در میانِ ناآگاهان است. سراینده از نبودِ هم‌دلی که محرمِ اسرارِ باطنی او باشد، شکایت دارد و این انزوا او را به آرزویِ پیوستن به عالمِ معنا و رهایی از بندِ دنیا سوق داده است.

درونمایه‌ی اصلی این ابیات، شوقِ وصال و میل به رسیدن به مقامِ فنا است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیمِ عرفانی، رسیدن به حقیقتِ هستی را در گروِ دست‌شستن از هویتِ مادی و پرواز در ساحتِ بی‌کرانِ الهی می‌داند؛ فضایی که در آن قید و بندهای زمانی و مکانی دیگر معنایی ندارند.

معنای روان

نی اهل دلی که بشنوم زو رازی نی هم نفسی که باشدم دمسازی

نه کسی که صاحب‌دل باشد تا رازی از او بشنوم یافت می‌شود و نه هم‌نشینی که با او هم‌دلی و رفاقت کنم.

نکته ادبی: واژه نی در ابتدای مصراع‌ها مخفف نیست و بیانگر فقدان هم‌مسلک در طریق عرفان است.

کی باشد و کی که با پر و بال فنا در عالم لامکان کنم پروازی

چه زمانی فرا می‌رسد که با دست شستن از خویشتن (فنا)، بتوانم در قلمروِ ماورای ماده و بی‌مکان، بال‌وپری برای پرواز بگشایم؟

نکته ادبی: فنا اصطلاحی عرفانی به معنای محو شدن اوصاف بشری و رسیدن به بقای الهی است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واژآرایی) نی... نی...

تکرار برای تاکید بر استمرارِ تنهایی و فقدانِ یارِ موافق.

استعاره پر و بال فنا

نفیِ منیت و رسیدن به مرحله‌ی فنا را به بالِ پرواز برای پرنده تشبیه کرده است.

اصطلاح عرفانی عالم لامکان

اشاره به ساحتِ الهی و عوالمِ غیبی که از قیدِ مکانِ مادی آزاد است.