دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۵۰

فیض کاشانی
یا رب جان را غذای دانش دادی دل را دادی ز فیض دانش شادی
توفیق عمل بعلم هم نیز بده آن هم تو معید نعم و هم بادی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب نیایش و مناجات سروده شده‌اند و گویای رابطه تنگاتنگ میان آگاهی، معرفت و عمل صالح در جهان‌بینی شاعر هستند. شاعر خداوند را سرچشمه‌ی اصلی تمامیِ خیرات، از جمله دانش برای جان و شادی برای دل می‌داند و با این مقدمه، از او درخواست می‌کند تا توفیق به کار بستن این دانش را نیز به بنده‌اش عطا کند.

فضای حاکم بر این سروده، سرشار از فروتنی و توکل است. شاعر بر این باور است که دانش بدون عمل، کمالی به همراه ندارد و تنها با لطف و توفیق الهی است که انسان می‌تواند آموخته‌های خود را در مسیر صحیح به کار بندد و صفات بخشندگی و خلاقیت خداوند را به یاد آورد.

معنای روان

یا رب جان را غذای دانش دادی دل را دادی ز فیض دانش شادی

ای پروردگار، تو همان کسی هستی که دانایی را همچون خوراکی برای جانِ آدمی قرار دادی و با بخششِ معرفت، دلِ ما را سرشار از شادی و نشاط ساختی.

نکته ادبی: استعاره «غذای دانش» نشان‌دهنده نیاز ذاتی روح به آگاهی است؛ همان‌گونه که جسم برای زنده ماندن به غذا نیاز دارد، جان نیز برای بالندگی جز با دانش زنده نمی‌شود.

توفیق عمل بعلم هم نیز بده آن هم تو معید نعم و هم بادی

اکنون از تو می‌خواهم که تواناییِ به کار بستنِ آموخته‌ها را نیز به من ارزانی داری؛ زیرا تو همان آفریدگاری هستی که نعمت‌ها را باز می‌گردانی و آغازگرِ همه‌چیز در هستی هستی.

نکته ادبی: واژگان «مُعید» (بازگرداننده) و «بادی» (آغازگر) از اسماء حسنی و صفات کمالیه خداوند هستند که بر قدرت او در خلقت نخستین و احیای مجدد نعمت‌ها اشاره دارند.

آرایه‌های ادبی

استعاره غذای دانش

دانش را به مثابه خوراکی برای جانِ تشنه و گرسنه تصویر کرده است تا اهمیت حیاتیِ آگاهی را نشان دهد.

تلمیح معید نعم و بادی

اشاره به صفات الهی «مُعید» (بازگرداننده) و «بادی» (آغازگر) که از مضامین کلامی و قرآنی وام گرفته شده است.

مراعات نظیر جان و دل

همنشینی دو عضو اصلی و لطیف بدن که در فرهنگ عرفانی و ادبی جایگاهِ دریافتِ فیض الهی هستند.