دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۴۶

فیض کاشانی
مهرت سرشته حق در آب و گل من جا کرده چه جان بتن در آب و گل من
از مهر علی و مهر اولاد علی است محصول دو عالم من و حاصل من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی عاشقانه و سرشار از ارادت، پیوندی ناگسستنی میان ذات آدمی و عشق به ولایت را به تصویر می‌کشند. شاعر بر این باور است که عشق به وجود مقدس علی و خاندان او، نه یک امر اکتسابی، بلکه نهادی است که از لحظه آفرینش در وجود انسان سرشته شده است.

در این دیدگاه، هستی و تمام دستاوردهای دنیوی و اخرویِ انسان، در گرو همین مهر و محبت است. در واقع، شاعر تمام دارایی و حاصل عمر خویش را در دو جهان، چیزی جز این عشق عمیق و بنیادین نمی‌داند که به زندگی او معنا و اعتبار بخشیده است.

معنای روان

مهرت سرشته حق در آب و گل من جا کرده چه جان بتن در آب و گل من

پروردگار، عشق و محبت تو را در لحظه آفرینش در تار و پود وجود من جای داده است؛ همان‌گونه که روح و جان در جسم آدمی جای گرفته، این عشق نیز در اعماق وجود من نهادینه و عجین شده است.

نکته ادبی: سرشته شدن به معنای آمیخته و عجین شدن است. تکرار ترکیب آب و گل در پایان هر دو مصراع، اشاره‌ای کنایی به سرشت خاکی انسان دارد.

از مهر علی و مهر اولاد علی است محصول دو عالم من و حاصل من

تمام ثمره‌ی عمر من، دستاورد من در این دنیا و نتیجه‌ای که از هستی خود در آخرت خواهم داشت، همگی برخاسته از عشق به علی (ع) و فرزندان گرامی اوست.

نکته ادبی: واژگان محصول و حاصل به عنوان مترادف برای تأکید بر این معنا به کار رفته‌اند که تنها نتیجه معتبر در زندگی شاعر، همین محبت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه و نماد آب و گل

نمادی از جسم خاکی و ذات و وجود فانی انسان.

تشبیه جا کرده چه جان بتن در آب و گل من

تشبیه جایگاه عشق در وجود به جایگاه روح در جسم، نشان‌دهنده حیات‌بخش بودن این عشق برای انسان است.

مراعات نظیر محصول و حاصل

استفاده از کلمات هم‌معنا برای تأکید بر نتیجه‌بخش بودنِ عشق در زندگی انسان در دو عالم.