دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۴۲

فیض کاشانی
نبکست بکس بخویش نیکی کردن آزار کسست خویشتن آزردن
القصه بخویش میکنی آنچه کنی نیکی و بدی بکس نشاید کردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر یک اصل اخلاقی عمیق و حکیمانه درباره پیوند میان کنش و واکنش است. شاعر با نگاهی وحدت‌گرایانه به هستی، تأکید دارد که مرز میان 'من' و 'دیگری' در ساحت عمل، فروریخته است. هر رفتاری که انسان نسبت به دیگران روا می‌دارد، به مثابه بذری است که در مزرعه وجود خود می‌کارد و محصول آن، چه نیک و چه بد، به خود او بازخواهد گشت.

محتوای اثر در پی هشدار به انسان است تا بداند که کردارش بازتابی مستقیم بر سرنوشت و روان خود او دارد. این نگاه، اخلاق را از دایره‌ای بیرونی و قراردادی، به حقیقتی درونی و وجودی تبدیل می‌کند که غفلت از آن، به زیان خودِ فاعلِ کار تمام می‌شود.

معنای روان

نبکست بکس بخویش نیکی کردن آزار کسست خویشتن آزردن

نیکی کردن به دیگران، در حقیقت احسان به خود است و آسیب‌رساندن به دیگران، در واقع ضربه زدن به خویشتن است.

نکته ادبی: استفاده از عبارت 'نبکست' و 'کسست' در اصل صورتِ مخفف و کهنِ 'نیکی است' و 'کس است' است که برای حفظ وزن و ایجاز در سخن به کار رفته است. ساختار موازنه در این بیت به وضوح مشهود است.

القصه بخویش میکنی آنچه کنی نیکی و بدی بکس نشاید کردن

در نهایت آنچه به دیگران روا می‌داری، در عمل به سوی خودت باز می‌گردد؛ پس نباید تصور کنی که نیکی یا بدی در حق دیگران، از دایره وجود خودت جداست و تأثیری بر تو ندارد.

نکته ادبی: عبارت 'القصه' به معنای 'خلاصه کلام' یا 'به طور کلی' برای جمع‌بندی است. واژه 'نشاید' در اینجا به معنای 'سزاوار نیست' یا 'نباید' به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

موازنه نبکست بکس بخویش نیکی کردن / آزار کسست خویشتن آزردن

ساختار متقارن و قرینه در دو مصراع، بر تأکید و تثبیت معنای یگانگی رفتار با خود و دیگران افزوده است.

تضاد نیکی و بدی

تقابل میان خیر و شر برای نشان دادن اینکه هر دو عمل، پیامدی مشابه (بازگشت به خویشتن) دارند.