دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۴۱

فیض کاشانی
ای فیض بیا که عزم می خانه کنیم پیمان شکنیم و می بپیمانه کنیم
دل در ره عشوه های ساقی فکنیم جان در سر غمزهای جانانه کنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی شورمندانه و عارفانه، مخاطب را به سوی رهایی از قیدوبندهای ظاهری و پیوستن به ساحتِ عشقِ حقیقی دعوت می‌کند. در فضای شعر، 'می‌خانه' نه مکانی مادی برای می‌گساری، بلکه نمادی از خلوتگاهِ معرفت و تسلیمِ عاشقانه در برابرِ معبود است.

مفهومِ محوری، 'پیمان‌شکنی' در برابرِ عهدهای خشکِ زاهدانه است تا به جای آن، دل و جان به پای 'ساقی' که تجلیِ زیباییِ الهی است، فدا شود. این ابیات، دعوتی است به ترکِ خودخواهی و سپردنِ هستی به دستِ تقدیرِ عاشقانه.

معنای روان

ای فیض بیا که عزم می خانه کنیم پیمان شکنیم و می بپیمانه کنیم

ای فیض! بیایید و قصدِ رفتن به میخانه (مقامِ بی‌خودی و فنا) را داشته باشیم؛ بیایید عهدِ زهدِ ظاهری و قراردادهای دست‌وپای‌گیر را بشکنیم و باده‌ی معرفت را در پیمانه‌ی عشق بنوشیم.

نکته ادبی: می‌خانه در عرفان کنایه از محلِ دریافتِ فیضِ الهی است و پیمان‌شکنی به معنای رهایی از تعلقاتِ نفسانی و تقیداتِ خشک است.

دل در ره عشوه های ساقی فکنیم جان در سر غمزهای جانانه کنیم

ما باید دل و جان خود را در مسیرِ کرشمه‌ها و نازِ ساقی (مظهرِ زیباییِ ازلی) بی‌دریغ ببخشیم و تمامِ وجودمان را فدای اشاره‌ها و نگاه‌های آن محبوبِ حقیقی کنیم.

نکته ادبی: جان در سرِ چیزی کردن کنایه از فدا کردنِ تمامِ هستی است و غمزه به اشاراتِ چشمِ دلبر اشاره دارد که تجلیِ انوارِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نماد می‌خانه و ساقی

می‌خانه نمادِ کمال و ساقی استعاره از مرشد یا ذاتِ معبود است که جامِ معرفت می‌بخشد.

اشتقاق (جناس) پیمان و پیمانه

بهره‌گیری از هم‌ریشگی این دو واژه برای ایجاد موسیقی کلام و تاکید بر تقابلِ عهدِ خشک و باده‌ی حقیقی.

کنایه جان در سر کاری کردن

کنایه از فدا کردنِ جان و گذشتن از تمامِ هستی در راهِ رسیدن به معشوق.