دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۴۰

فیض کاشانی
از شرم گناه شاید از خون گریم از ابر بهار بر خود افزون گریم
اشگی باید که نامه ام شسته شود چون عمر وفا نمی کند چون گریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده حس عمیق ندامت و توبه درونی است که از سنگینی بار گناهان به تنگ آمده است. فضا آکنده از حزن و فوریت است؛ گوینده به دنبال راهی برای پاک کردن نامه اعمال خویش از تیرگی‌های خطاهاست و در این میان، از اینکه فرصت زندگی برای توبه کردن کوتاه است، اندوهگین است.

تصویرسازی‌ها بر محوریت اشک و باران می‌چرخد که نماد شست‌وشو و تطهیر است و در مقابل آن، خون گریستن نماد نهایت استیصال و شرمساری است.

معنای روان

از شرم گناه شاید از خون گریم از ابر بهار بر خود افزون گریم

به قدری از سنگینی گناهانم شرمسارم که شاید تنها شایسته آن باشد که به جای اشک، خون بگریم؛ و شدت گریستن من بر خویشتن چنان است که حتی باران‌های پربار بهاری نیز در برابر آن ناچیز می‌نماید.

نکته ادبی: خون گریستن کنایه از غایت اندوه و نهایت شرمساری است. ابر بهار در اینجا نماد فراوانی و شدت بارش است.

اشگی باید که نامه ام شسته شود چون عمر وفا نمی کند چون گریم

نیازمند اشکی هستم که قدرت شستن نامه اعمالم را داشته باشد تا آلودگی‌ها از آن پاک شود، اما دریغ که عمر کوتاه است و مجال چندانی نمانده؛ با این شتاب مرگ، چگونه می‌توانم حق گریستن و توبه را به جای آورم؟

نکته ادبی: نامه در اینجا استعاره از نامه اعمال است. وفا نکردن عمر کنایه از کوتاهی و ناپایداری زندگی است.

آرایه‌های ادبی

اغراق از خون گریم

به کارگیری خون به جای اشک برای نشان دادن شدت تألم و ندامت.

تشبیه از ابر بهار بر خود افزون گریم

مقایسه شدت گریه گوینده با باران‌های بهاری برای تأکید بر کثرت آن.

استعاره نامه ام

اشاره کنایی به پرونده اعمال انسان که در ادبیات عرفانی با واژه نامه از آن یاد می‌شود.